شرح حال یکی از شهداى گرانقدر بیرجند

سردار شهید دکتر سید احمد رحیمی 

ای خوشا با فرق خونین در لقاء یار رفتن
سر جدا ، پیکر جدا، در محفل دلدار

"سردار شهید سید احمد رحیمی"

خدایا تو چه کردی با عاشقانت که سر از پا نمی شناسند و هر لحظه برای وصل به تو سخت بی تابند. این چه عشقی است در قلبهای این عزیزان که تنها به رضای تو دل بسته اند.خداوندا ! سپاس بی منتها تو را که این تنها آرزوی آنها را بر قلبهای مالامال از عشق به امام حسین شان نگذاشتی و با ریختن خونشان مظلومیت و حقانیِت ایشان را به اثبات رساندی وآنها را به دیار خویش خواندی.

 

ادامه نوشته

معرفی شهرستانهای استان

 

نمایی از درمیان

شهرستان در ميان

 

شهرستان درميان با وسعت حدود ٦ هزار كيلومتر مربع در شرق استان خراسان جنوبي واقع شده است.

سرزميني كه به علت دوري از مركز جمعيتي و كوهستاني بودن به نام قهستان شهره شده بود و نقطه امني براي افرادي كه از ظلم حكام به ستوه مي آمدند،  

ادامه نوشته

معرفی آثار تاریخی استان

يخچالهاي طبيعي بيرجند

 

يخچالها مكانهايي بوده كه در ايام گذشته از آنها بعنوان محل ذخيره يخ در ايام سرد زمستان با سيستم خاصي كه در ساخت آن طراحي مي گرديده مورد استفاده قرار مي گرفته  و از يخ استحصالي نياز مردم در روزهاي گرم سال تأمين ميشده است .

"يخچال طبيعي بهلگرد" يكي از سالمترين اين نمونه ها است كه در 20  كيلومتري شرق بيرجند در روستاي بهلگرد قرار دارد كه در دوره قاجار و در زمان حكومت خاندان شوكت الملك احداث شده است. مهمترين اجزاي معماري اين بنا شامل ديوار يخچال، مخزن، پوشش مخزن، اتاق هاي كارگران و آبگير است. ديوار اين يخچال ۴۲متر طول و پنج متر ارتفاع دارد و در انتها داراي خميدگي نامحسوسي است و مخزن آن چهار متر عمق دارد كه محل نگهداري يخ ها مي باشد .

يخچال ديگري كه در جنوب شهر بيرجند در دامنه رشته كوه باقران قراردارد يخچال
رحيم آباد است كه متأسفانه به دليل كم توجهي در طول ساليان و همچنين توسعه اماكن شهري اغلب اجزاي ان از بين رفته و در حال حاضر فقط ديوار آن باقيمانده كه توسط سازمان ميراث فرهنگي حفظ و نگهداري ميگردد .

 

 

http://www.upload.iran-forum.ir/uploads/1308908214.mp3

شعر بیرجندی ( با کسب اجازه از استاد سعید عندلیب )

«ایثار کُوْ»

1) هی‌ خَن‌ْ گُوْ وَ مّا ن‌ُ شما ایثار کُوْ ایثار کُوْ

هی‌ کار کُوْ تو رْ جان‌ِ ما ایثار کُوْ ایثار کُوْ

2) بَچّان‌ْ تو رَ نُاْن‌ِ نِمَه‌ دردِ تو درمُاْن‌ِ نِمَه‌

بُرْ چَاْش‌ِ مردم‌ْ بی‌ ریا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

3) وَر دشت‌ و وَر کُو (ه‌)زَه‌ بُرا وَر هر کس‌ِ رو زَه‌ بُرا

لُقْمَی‌ خُوْ تُو خُو زَه‌ بُرا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

4) روزِ معلّم‌ْ باد کُوْ دل‌ خُوْ رْ به‌ ظَاْهِر شاد کُوْ

خود او قُدَر ناز و اَدا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

5) دنیا اگر غرق‌ِ غَمَه‌، ما ن‌ُ تو رْ از دنیا چه‌ مَه‌

ما خُوْ نِیَه یِم‌ مبتلا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

6) گر تَو که‌ بَچَّی‌ خردِ تو، این‌ِ برَاْدَرْ بُردِ تو

جا فکرِ دَرمُاْن‌ و دَوا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

7) فریاد مَاْ کُوْ جُاْن‌ِ مُوْ که‌ طی‌ شُوْ خُاْن‌ و مُاْن‌ِ مو

جا اِی‌ همه‌ سر و صدا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

8) مَاْیِی‌ که‌ خوش‌ اقبال‌ بی‌، مردِ نمونَی‌ سال‌ بی‌

را خُوْرْ کُوْ از مردم‌ سوا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

9) گر گشنَه‌ بی‌ مَاْکُوْ صدا، دل‌ْ خوش‌ کُوْ وَر روزِ جَزا

شغل‌ِ تو شغل‌ِ انبیا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

10) امرو  که‌ جِشْت‌ِ جای‌ِ تو، فردا بهشت‌ِ جای‌ِ تو

اِمرو برو فردا بیا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

11) یَاْ بُرج‌ِ دَو دَو کُوْ گُلَو، روزِ خُوْ رَ شَو کُوْ گُلَو

بعدَم‌ بخور بادِ هوا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

12)  هفتاد سَاْعَت‌ کار کُوْ اَاْخِر خُوْرَ نَاْکار کُوْ

چُو «عندلیب‌ِ» بینوا ایثار کُوْ ایثار کُوْ

 

http://saeedandalib.persianblog.ir/

 

 

شهرهای استان خراسان جنوبی

 

اسلاميه‌، شهر كوچكى است در بخش مركزي شهرستان فردوس (استان خراسان جنوبي ). اين شهر در 34 و 10 عرض جغرافياي شمالي و 58 و 15 طول شرقى‌، در ارتفاع 1330 متري از سطح دريا و در 5 كيلومتري شمال خاوري شهر فردوس قرار گرفته است. آب و هواي اسلاميه معتدل و خشك است‌. اسلاميه از گذشته به سبب برخورداري از باغهاي زيبا، محل گردشگاهى اهالى شهرستان فردوس به شمار مى‌آمد. خيابان طويلى كه آب در دو طرف آن جاري بود و چنارهاي كهنسال آن را سيراب مى‌كرد، زيبايى خاصى به اين نقطة ييلاقى داده بود. اسلاميه را هنوز مى‌توان شهري كشاورزي به‌شمار آورد. محصولات عمده توليدي در اين شهر، گذشته از غلات‌، شامل زعفران‌، پنبه‌، چغندرقند، انار و انگور است‌. بافت قاليچه در اين شهر رواج دارد، تا جايى كه از وجود هزار دار قالى فعال در اين شهر خبر داده‌اند. زبان مردم اسلاميه فارسى است و همگى شيعه هستند. ساكنان شهر را مردمى با ذوق معرفي كرده‌اند. اين شهر در 1329 كه روستايي بيش نبود ، تنها داراي 221 نفر سكنه بود ، اما در 1355 جمعيت آن به 3731 نفر (832 خانوار ) افزايش يافت و در 1365 به 4467 نفر رسيد .   نسبت جنسي در اين شهر برابر 103 است و 3/41 % از جمعيت آن را افراد كمتر از 14 سال تشكيل مي داد كه اين نشانگر جواني جمعيت و در نتيجه ،بالا بودن بار تكفل در ميان خانوارهاي ساكن است . اسلاميه شهري مهاجر پذير است ، به اين معنا كه 4/57 % جمعيت آن متولد ساير نقاط بوده اند.علاوه بر اين ، 6/62 از جمعيت 6 ساله به بالاي اين شهر باسواد هستند كه اين نسبت در ميان مردان به 4/37 % ودر بين زنان به 6/51 % مي رسد. علاوه بر اين6/62 % از جمعيت 6 ساله به بالاي اين شهر با سواد هستند كه اين نسبت در ميان مردان به 4/73 % و در بين زنان به 6/51 %مي رسد. جمعيت فعال اين شهر بيشتر در بخشهاي كشاورزي (7/30 %) ،صنعت (24 %) و گروه عمده ساختمان (7/12 %) به فعاليت اشتغال داشتند. شهر اسلاميه در 1365 داراي 970 واحد مسكوني بود. جمعيت آن در 1370، 4996 نفر بوده است.

 طبق آخرين سرشماري نفوس و مسكن در 1385 جمعيت اين شهر 5232 نفر بوده كه از اين تعداد 2606 نفر مرد و 2626 نفر ، زن بوده اند.يك نفر نيز بالاي 100 سال سن داشته و يك خانواده هم 12 نفره گزارش شده است.

آب و هواي اسلاميه معتدل و خشك است.آب مورد نياز اين محل در گذشته از قنات و رودخانه فصلي تأمين مي شد، اما در حال حاضر از طريق آب لوله كشي چاه تأمين             مي شود ، هرچند آب قنات نيز هنوز مورد استفاده است.پوشش گياهي طبيعي محل شامل كلپوره ، شاه تره ، درمنـه ، پودنه و گياهان مرتعي است و جانوران وحشي از جمله گرگ ، شغـال ، روباه ، خرگوش ، كبك و سينه سياه در پيرامون آن زندگي مي كنند نهر آب معروف بلده كه از وسط شهر مي گذرد باعث سرسبزي و طراوت خاص اين شهر كويري شده است.

اسلاميه تا پيش از زلزله 1347 به صورت دو آبادي : مقصود آباد و بهشت آباد از ييلاقات فردوس به شمار مي رفت .پس از زلزله به همت يكي از علما و روحانيون بزرگ خراسان ، مرحوم دانش سخنور ، و با همراهي بي نظير مردم احيا و در واقع از نو پايه گذاري شد . اين اتفاق حتي از ديد گزارشگران غربي هم مخفي نماند . ميشل فوكو در گزارشي براي روزنامه كوريره دلاسرادر 1978 به اين موضوع اشاره كرده است.

مشاهیر خراسان رضوی ( دكتر غلامحسين شكوهي  )

 

 

                                       دكتر غلامحسين شكوهي

 

 دكتر غلامحسين شكوهي روز جمعه چهارم تيرماه ١٣٠٥ هجري شمسي در قريه خوسف واقع در ٣٥ كيلومتري جنوب غربي بيرجند به دنيا آمد.

در مهر ماه سال ١٣١١ در دبستان ابن حسام خوسف تحصيلات ابتدايي را آغاز كرد و تا پايان كلاس چهارم در آن مدرسه مشغول به تحصيل بود.

از آن جا كه كلاس پنجم و بالاتر در خوسف نبود، او مجبور به ترك تحصيل شد و يك سال را همين طور به مدرسه مي رفت و در گوشه و كنار آن مي گشت.

عشق و علاقه وافر او به فراگيري علم و دانش، خانواده را بر آن داشت تا پس از يك سال مقدمات ادامه تحصيل او را در شهر بيرجند فراهم كنند و او توانست سال هاي پنجم و ششم ابتدايي و دوره متوسطه را با موفقيت پشت سر بگذارد.

در سال ١٣٢٣ با رتبه ممتاز از دانش سراي مقدماتي فارغ التحصيل شد و به عنوان معلم مدتي در خوسف و سپس روستاي گل خدمت كرد و مجددا به خوسف بازگشت و آموزگاري را پيشه خود ساخت.

در سال ١٣٢٧ در امتحانات متفرقه ششم دبيرستان در مشهد مقدس شركت كرد و به دريافت ديپلم كامل متوسطه نايل شد كه امكان ادامه تحصيل او را در مقاطع بالاتر فراهم ساخت.

او تا سال ١٣٢٨ كه كفالت مادر را بر عهده داشت از سربازي معاف بود، اما پس از فوت مادر در اين سال به سربازي اعزام و پس از طي دوره هاي مقدماتي دانشكده افسري، بقيه خدمت خود را با درجه افسري در اصفهان به پايان رساند.

پس از پايان سربازي به مدت دو سال در دبيرستان هاي بيرجند به تدريس پرداخت و در سال ١٣٣٢ بر اساس قانوني كه معلمان داراي ديپلم كامل مي توانند بدون كنكور وارد دانش سراي عالي شوند در رشته زبان و ادبيات فارسي به دانش سراي عالي تهران راه يافت و در سال ١٣٣٥ با رتبه اول در اين رشته فارغ التحصيل شد.

پس از اخذ ليسانس با يكي از هم كلاسي هاي خود ازدواج كرد و بار ديگر به بيرجند عزيمت كرد و به مدت يك سال در دبيرستان هاي اين شهر به تدريس پرداخت.

در سال ١٣٣٦ براي ادامه تحصيل عازم كشور سوئيس شد و در دانشگاه ژنو در رشته علوم تربيتي نزد استاداني چون(پياژه) و (دوتران) به تحصيل پرداخت و با مدرك دكترا در رشته تعليم و تربيت به ايران بازگشت.

دكتر شكوهي پس از بازگشت از اروپا در سال ١٣٤٠ در وزارت آموزش و پرورش در دفتر مطالعات تربيتي كه بعد از آن به اداره كل مطالعات و برنامه ها تغيير نام داد به خدمت پرداخت.

در سال ١٣٤٥ به دانشگاه منتقل و در دانشكده علوم تربيتي با مرتبه استادياري مشغول به كار شد.

در سال ١٣٥٧ حدود يك سال رياست دانشكده مذكور را عهده دار شد.

دكتر شكوهي در سال ١٣٥٧ طي حكمي به عنوان اولين وزير آموزش وپرورش بعد از انقلاب منصوب شد، اما پس از شش ماه از مقام وزارت استعفا داد و اين گونه بيان كرد:(چون پس از شش ماه همكاري در وزارت آموزش و پرورش احساس مي كنم، مسائلي كه آموزش و پرورش كشور ما، در حال حاضر با آن ها مواجه مي باشد از نوع مسائلي كه براي آن ها از خود تخصص وتجربه اي سراغ دارم نيست، با كمال تاسف از مقام خود استعفا مي كنم).

او در سال ١٣٦٥ به مدت يك سال براي فرصت مطالعاتي به ژنو رفت و در دفتر بين المللي تعليم و تربيت وابسته به يونسكو به تحقيق و مطالعه پرداخت.

دكتر شكوهي، استاد برجسته تعليم و تربيت در سال ١٣٧٢ به علت ناراحتي ريوي و آلودگي هواي تهران به دانشگاه بيرجند منتقل شد و با مرتبه استادي به فعاليت پژوهشي و آموزشي خود در گروه آموزشي علوم تربيتي دانشكده ادبيات و علوم انساني ادامه داد.

وي پس از ٥٧ سال معلمي در سال ١٣٧٩ با رتبه ٢٦ استادي بازنشسته شد ولي كار تدريس را رها نكرد و در دانشگاه هاي بيرجند، تربيت مدرس و تهران به تدريس ادامه داد.

اما در سال ١٣٨٠ پس از فوت همسر دچار افسردگي شد و دست از تدريس و كارهاي تحقيقاتي كشيد.

آثار استاد بزرگوار را در سه بخش تاليف، ترجمه ومقالات به شرح ذيل مي توان خلاصه كرد:

تاليفات:

روش آموختن حساب و هندسه

مباني و اصول آموزش و پرورش

تعليم و تربيت و مراحل آن

ديوان ابن حسام خوسفي(پايان نامه دوره ليسانس).

دكتر در اين باب مي گويد:(در آن پايان نامه، من براي اولين بار آثار ابن حسام را جمع آوري كردم.حدود دو هزار ساعت وقت براي اين پايان نامه گذاشتم و به كمك دكتر ذبيح  الله صفا و استاد جلال همايي، ديوان ابن حسام را كه اشعاري است در ذكر فضيلت اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام، تصحيح كردم).

ترجمه:

١- تعليم و تربيت تاليف امانوئل كانت

٢- مربيان بزرگ تاليف ژان شاتو

مقالات:

دكتر شكوهي متجاوز از ٦٠ مقاله در نشريات علمي داخلي و دو مقاله در مجلات معتبر خارجي منتشر كرده اند.

ايشان تز دكتراي خود را با عنوان(مفهوم رابطه در رياضيات) نوشته اند كه به زبان فرانسه چاپ شده است.

دكتر شكوهي، چهره ماندگار، الگوي نظم و انضباط، پيشكسوت تعليم و تربيت پس از ٥٧ سال خدمت در كسوت معلمي و در عين ساده زيستي چون جهاني بنشسته در گوشه اي شرافتمندانه به حيات خود ادامه مي دهد و ما از درگاه خداوند متعال براي آن بزرگ مرد تاريخ آموزش وپرورش و نيز آموزش عالي سلامتي و طول عمر مسئلت مي كنيم.

مراسم سال نو در خراسان جنوبی

 

                      فرا رسيدن سال 1390 مبارك باد

 

نوروز عيد باستاني و فرخنده و آغاز سال نو نزد ما ايرانيان جلوه ويژه اي دارد و مردمان هر منطقه قرن هاست که با آداب و رسوم خاص خود آن را جشن مي گيرند و در شهر بيرجند نيز با کاشت سرسوزي ( سر سبزی ) مردمان به استقبال عيد مي روند.

بيرجند، مردمان قديم بر خلاف جوانان امروز اين آداب و رسوم کهن را گرامي داشته و در حفظ و بهتر برگزار کردن آن تلاش فراوان داشتند. اهالي با صفاي ديار بيرجند به اين ماه اصطلاحا ماه نوروز مي گويند.

شيريني پزان، نان پزان، کدورت زدايي، پرداخت دين، فاتحه خواني خانه تکاني سال نو و آماده کردن آجيل شب عيد مانند کشمش، عناب، نقل، پخته و ... و تفت دادن يا شور کردن تخمه و پسته و ديد و بازديد بزرگان فاميل و اقوام از مراسم مرسوم در اين ايام است که با شور خاصي انجام مي شود.

کاشتن سر سبزي يا به قول بيرجندي ها سر سوزي يکي از آيين هاي پا بر جا در ايام عيد است که حدود يک ماه مانده به عيد در ظرف هاي کوچک يا بزرگ مقداري جو، گندم، عدس يا ماش مي کارند تا روز عيد سر سبز باشد. برخي نيز روي جداره هاي کوزه هاي سفالي سر سبزي هاي بسيار زيبا و دلربايي به وجود مي آورند. در بعضي از خانواده ها هم به نيت سلامتي افراد خانواده براي هر يک از آنها يک سر سبزي مي کارند.

پاکيزه بودن در هنگام ورود سال نو نيز از آدابي است که اهالي بيرجند مقيد به انجام آن هستند و اعتقاد دارند که سال نو را بايد با تني پاک آغاز کرد.

حنا بندان يکي ديگر از مراسم مردم اين سرزمين است که درگذشته و در مواقع مختلف از جمله نوروز انجام مي شده است. هنوز هم گروهي از مردم به ويژه بزرگسالان با آمدن عيد نوروز با رنگ کردن موهاي سر و انگشتان خود با حنا به استقبال نوروز مي روند.

يکي ديگر از مراسم استان خراسان جنوبي رسم شاه مولايي است که در مناطق شهري و روستايي خراسان جنوبي مرسوم است و انجام آن بدين ترتيب است که چند روز مانده به نوروز افراد خير و معتمدان محل با مراجعه به ثروتمندان اقدام به تهيه اجناس مورد نياز نيازمندان کرده و آنها را بين افراد نيازمند تقسيم مي کنند. اهالي بيرجند قديم اعتقاد داشتند که شام شب عيد به هر قيمت که شده بايد پلو باشد.

فقير و ثروتمند خود را مقيد به تهيه و پختن پلو در شب عيد مي دانستند. اين هم از رسومي است که امروزي ها شايد با شنيدنش به تعجب و خنده وا داشته شوند چرا که بسياري در قديم الايام استطاعت تهيه پلو و حتي نان گندم را براي يک هفته هم نداشته اند چه رسد براي همه سال و تنها نوروز به نوروز، آن هم با کلي سختي و مشقت چشمشان به پلو مي افتاده است. سمنوپزان يکي ديگر از مراسم هاي پر رنج و زحمت، پرطرفدار و تشريفاتي نوروز است که براي انجام آن 40 تا 50 روز مانده به نوروز خانم ها ظرف هايي وسط حياط يا پشت بام مي گذاشتند تا از آب باران پر شود همزمان نيز مقداري گندم در پارچه هاي سفيد و نازک به نام صافي مي ريختند تا در آب خيس شود يا اينکه روي تگيجه (تشت مانندي پهن و بافته شده از ساقه هاي گز) مي گذاشتند و پيوسته آن را با آب نگه مي داشتند تا گندم ها جوانه بزنند. پس از اين کار آنها را در جايي پهن مي کردند تا خشک شود و براي آسياب کردن يا (دستاس) آماده شود پس از الک کردن آردها آن را با مقداري آرد معمولي مخلوط مي کردند. نزديکي هاي عيد آردها را خمير و با انواع ادويه مثل زردچوبه، دارچين و سياه دانه و کراويه مخلوط مي کردند. با آماده شدن آرد آن را به صورت گرده هاي کوچک يا بزرگ درآورده، در ديگچه هاي مسي به نام (قليف) گذاشته روي اجاق پر از آتش مي گذاشتند و روي قليف ها را نيز با آتش مي پوشاندند و پس از آماده شدن آنها را به تکه هاي مناسب تقسيم و به همراه آجيل از ميهمانان نوروزي پذيرايي مي کردند. سيزده به در سيزدهمين روز فروردين ماه و آخرين روز از جشن هاي سال نو است. در تقويم هاي رسمي ايران اين روز «روز طبيعت» نامگذاري شده است و از تعطيلات رسمي است. برخي بر اين باورند در اين روز بايد براي راندن نحسي از خانه بيرون روند و نحسي را در طبيعت به در کنند.عدد سيزده نيز چنين سرنوشتي دارد. دوازده را «دوجين» مي گفتند و چون پس از آن را نمي شناختند، روي آن نام «دوجين شيطاني» گذاشتند. از اينجا، عدد سيزده نحس شد، چرا که پس از دوازده براي آنها ناشناخته بود و خبر از ابهام و تاريکي مي داد. البته پيش آمدها يا روايتهايي هم به نحسي سيزده کمک کرد; مانند روايتي که در شام آخر، نفر سيزدهم به عيساي مسيح خيانت کرد و او را لو داد، وگرنه عدد 13 با عددهاي ديگر هيچ تفاوتي ندارد.حضور مردم در سيزده به در در پارک پرواز تهران عبدالله مستوفي در کتاب «شرح زندگاني من» چگونگي انجام اين مراسم در دوره قاجار را با جزئيات شرح داده است. ادوارد ياکوب پولاک هم درباره مراسم سيزده به در چنين مي نويسد:سرانجام روز سيزدهم، يعني آخرين روز عيد فرا مي رسد. مطابق با يک رسم کهن گويا تمام خانه ها در چنين روزي معروض خطر ويراني هستند. به همين دليل همه از دروازه ي شهر خارج مي شوند و به باغ ها روي مي آورند.

مشاهیر خراسان رضوی ( حبيب آقا حسنى  « خوشنويس» )

 در سال 1345 در نهبندان متولد شد. پدر وى بنّا بود و به قول آقا حسنى بسيارى از خانه هاى گلِ اهلِ ِدلِ نهبندان، به سرپنجه پدر زحمتكش او بنا شده است . او در كودكى مادر خود را از دست داد و همين امر موجب شد كه از اشعار بابا طاهر كه از فراق و هجران حكايت مى كنند استمداد طلبد و با زمزمه دو بيتى‏ها، با ساز نى، دل پرتلاطم را آرام بخشد و با تمرين خط، خود را مشغول دارد.        مى گويند : چه خوش بُوَد كه پسر را پدر كند داماد " ، اما او خوشحال است كه موجبات دامادى پدر خود راشخصاً فراهم ساخت و خانه پدرش ، رونق دوباره گرفت . آقاحسنى پس از پايان دوره ابتدائى و متوسطه به بيرجند آمد و در بنياد شهيد بيرجند به نقاشى و خوشنويسى مشغول گرديد. روزى از روزها چشمش به تابلوى انجمن خوشنويسان بيرجند افتاد .اين امراو را به وجد آورد كه اين موضوع را جدى بگيرد . پس از سه سال به دانشگاه بيرجند راه يافت و همزمان در جهاد دانشگاهى به تعليم خط پرداخت . در سال 1368 به اخذ ليسانس ادبيات نائل آمد. او در سال 1369 به تهران آمد و خدمت سربازى را در تهران گذرانيد. در سال 1370 بدون استفاده حضورى از محضر اساتيد خوشنويس تهران ، با شركت در امتحانات خوشنويسى به اخذ درجه ممتاز از انجمن خوشنويسان نائل گرديد. او بلافاصله در كلاسهاى دوره فوق ممتاز استاد غلامحسين اميرخانى شركت كرد و اين دوره را نيز با موفقيت گذرانيد. آقاحسنى نه تنها در هنر خوشنويسى استاد است ، بلكه سليقه‏اى بسيار ستودنى در انتخاب رنگ‏ها، طرحها، تذهيب و آرايش تابلوها دارد. علاوه بر اينها او هر شعرى و يا مطلبى را خوشنويسى نمى‏كند ، مگر آنكه بوى عطر "صافى گرى " از آنها به مشام رسد . هنر خوشنويسى او در زمينه‏هاى نستعليق و شكسته نستعليق است . وى در حال حاضر عضو انجمن خوشنويسان تهران ، عضو انجمن بيرجنديهاى مقيم تهران و از همكاران سازمان صداو سيماى جمهورى اسلامى ايران مى‏باشد.آقاحسنى گاهى نيز شعر مى‏سرايد ولى او خود را در اين مورد مبتدى مى‏داند. نمونه‏اى از اشعار وى آورده مى‏شود :

با تمــام مـردم انسـان بـــخند

 

همچو گل با بلبل خوش خوان بخند

*

ساغرى مى گير و با جانان بخند

گر كه معشوقى گزيدى شوخ چشم

*

با شراب و ساغر و پيمان بخند

با دلى خونين و با قلبى حزين

*

همچو جام اندر كف ياران بخند

در زمستان و بهار و در خزان

*

همچو گل در باغ و در بستان بخند

تربتت خواهى شود آرامگاه

*

با نظر با زان و با رندان بخند

در سياهى و سپيدى زمان

*

چون فروغى در سحرگاهان بخند

قلب انسان‏ها شود تا خانه‏ات

*

با تمام مردم انسان بخند

چونكه درد عاشقان هم بى دواست

*

بر شفاى درد بى درمان بخند

گر به رويت كس نخندد يك دمى

*

با سبك بالان باايمان بخند

نان خشكى گركه هست وگركه نيست

*

با صفاى پاك درويشان بخند

داغهاى سينه سوزت گرچه هست

*

چون شقايق با دلى سوزان بخند

گر چه نادانان بسيارند ليك

*

تو به ريش مردم نادان بخند

اى حبيبم با سمن بويان بخند

*

با شراب و عشق و با يزدان بخند

آشنایی با آبگرم معدنی فردوس

              

               نمايي از ابگرم فردوس

 

اگر قصد سفر به شهرهای جنوبی ایران را از جاده مشهد کرمان یا مشهد یزد داریدویا از سمت مخالف به پابوسی امام هشتم رهسپار می شوید در فاصله ۲۰ کیلومتر شهر فردوس ودر فاصله ۱۰ کیلومتری پلیس راه باغستان(شمال غرب باغستان) یک موهبت الهی به نام آبگرم قرار دارد که اگر از این مسیر عبور کنید واز این نعمت خدادادی استفاده نکنید بی گمان دچار خسران شده اید.

آبگرم معدنی فردوس که آب آن توسط گدازه های آتشفشانی داغ می شود به همت هلال احمر شهرستان فردوس به اکثر امکانات رفاهی جهت مسافرین مجهز شده است تا شما مسافر عزیز که گرد سفر رااز تن در آنحا می زدایید برای هیچ چیزی دغدغه نداشته باشید.

وان اختصاصی - وان عمومی وسویت های ویژه خانوادگی و اتاق جهت استراحت و رستوران ووسایل بازی جهت سرگرمی فرزندانتان وفروشگاه مواد غذایی وتلفن راه دور و... همه مهیا شده اند تا شما ساعات خوشی را بگذرانید و هنگام سپردن تن به این نعمت خدادادی آرامش بیشتری داشته باشید.

 

                      نماي داخلي آبگرم فردوس

با یک بار استفاده از این آب شفابخش خاطره آن برای شما وخانواده جاودانه خواهد شد .

اگر مسافر اين طريق شديد بي گمان خواندن تابلو املاح موجود در آب آبگرم كه در محل نصب شده شمارا از انتخابي كه كرده ايد بيشتر راضي خواهد نمود.

داراي دوسالن مجزا داراي ۴ عدد وان اختصاصي  ويك وان عمومي براي خواهران وبرادران
مي باشد.سويتهاي خانوادگي خارج ار ساختمان اصلي ودر سمت چپ آن قرار دارد.

 

مشاهیر خراسان جنوبی ( دکتر نقیب نقوی )

  دكتر نقيب نقوى مردی از دیار نهبندان

در سال 1332 در نهبندان زاده شد . در سال 1344 به مشهد رفت و دوره هاى كارشناسى ، كارشناسى ارشد و دكترى زبان و ادبيات فارسى را در دانشگاه فردوسى به پايان برد و از پايان نامه تحصيلى خود با عنوان ‹‹ موسيقى شعر در شاهنامه فردوسى›› به راهنمائى استاد دكتر محمد رضا شفيعى كدكنى دفاع كرد . وى استاد تمام وقت دانشكده ادبيات و علوم انسانى دانشگاه فردوسى مشهد است و با مركز خراسان شناسى همكارى دارد . دايرةالمعارف آستان قدس نیز با نظارت و كوشش ايشان تاليف و تدوين گردیده است .  مقاله‏ هاى متعددی توسط نامبرده در ‹‹ فصلنامه تحقيقات جغرافيائى›› ، ‹‹ پاژ›› ، ‹‹ مُشكوة›› ، ‹‹ يادنامه استاد احمد احمدى››  و ... به چاپ رسيده است .
برخى از آثار چاپ شده ايشان عبارت است از :
1. نهبندان ديار پير كوير ، تهران : مركز تحقيقات كويرى و بيابانى ايران وابسته به دانشگاه تهران، 1376 .
2. فهرست مقالات مربوط به خراسان ، جلد 1 و 2 ، مشهد : كتابخانه جامع مسجد گوهر شاد  1364-1367.
3. مقاله شناسى خراسان ، معاونت فرهنگى استان قدس رضوى ، 1372.

معرفي مكانهاي تاريخي استان خراسان جنوبي ( آرامگاه حسام الدوله )

 

                           آرامگاه حسام الدوله ( عهد قاجاري )

اين آرامگاه در خيابان شهيد منتظري شهرستان بيرجند قرار دارد و مدفن‹‹ حسام الدوله ›› از رجال و امراي بيرجند در دوره قاجار است . اين آرامگاه با مساحت 412 متر مربع داراي يك پيش ايوان سرتاسري يا طارمي است و از كف صحن آرامگاه مرتفع تر است. فضاي ورودي بنا از طريق ايوانچه اي است كه در ابتداي ورودي قرار دارد . اولين اتاق آرامگاه داراي دو دهانه خروجي به اتاق هاي مجاور خويش است . يكي از اين درها به اتاقي منتهي مي شود كه مدفن حسام الدوله است و درمجاورت اتاق آينه كاري قرار دارد . در دو طرف ايوانچه اصلي ، در دو ايوانچه كوچك تر و كم عرض تر اتاق هاي منفرد ديگري قرار دارند . از ويژگي هاي اين بنا تزئينات استادانه آينه كاري با طرح هاي هندسي مي باشد كه تمام سطح داخلي اتاق مقبره را فرا گرفته است . از ديگر تزئينات بنا مي توان به آينه كاري اتاق جلويي بنا با اشكال مختلف هندسي ، گياهي و تركيبات مختلف نقش ها ، گچبري زير سقف گنبد در اتاق مجاور اتاق اول به صورت گل هاي اسليمي و ختايي به صورت مدور ، قوس هاي ورودي اصلي بنا و آينه كاري هاي طاق نماهاي اصلي در فضاي داخلي اتاق آينه اشاره كرد .

معماري اين بنا به دوره قاجاريه تعلق دارد و مصالح آن عبارت از: آجر ،گچ ، خشت خام و آهك . در حال حاضر از اين آرامگاه به دليل وجود فضا هاي مختلف به عنوان كانون فرهنگي، هنري شاهد استفاده مي شود .

فرا رسيدن ايام سوگواري سالار شهيدان تسليت باد

ازمدينه تا كربلا‍

 

    كربلاتصوير سرخي از بقاست          كربلا تنديسي ازعشق وصفاست

                         كربلا ميدان حق وباطل است          كربلا ميزان حق وباطل است

   كربلا سيمائي از يك باغ گل          كربلا خمخانه اي در جوش مل

                 كربلا يك سرزمبن ،يك كهكشان          كهكشاني از زمبن تا آسمان

  كربلايك كوچه از باغ بهشت           حق براي عاشقان آن راسرشت

            كربلا آواي يك دنيا دل است           خاكش از چشمان چون دريا گل است

                          كربلا يعني زميني لاله گون            كربلا هفتاد ودو فوّاره خون

                كربلا سعي وصفاي دوست دوست            كربلا يعني مناي دوست دوست

*****

ديده وا كن اي فلك آواي كيست ؟         حركت اين كاروان معناي چيست؟

  اي مدينه كوچه ها را گل بريز            زاشك غم در جام دلها مل بريز

   اي مدينه از دلت فرياد كن           دست هاي بسته ات را باز كن

                    غربت خورشيد باور كردنيست            شوكرانِ جام دلبر خوردنيست

             يا محمد(ص)اين حسين(ع)فرزند توست           اين وداعِ آخر دلبند توست

                اين وداع سخت در دل ماندنيست           شرح مظلوميت او خواندنيست

         ين مسافر عازم كرببلاست         گريه با خون برسر راهش بجاست

           كاروان مي رفت وچشمان در سرشك          بوي عنبر،عود بود وبوي مشك

*****

از حضورش گشت مكّه شهر نور          مكّه مي باليد برخود زين حضور

                   ابن حرم ديوانه ي صهباي اوست          وامدار حرمت باباي اوست

تيغ كين اينجا چرا عريان شده؟          كعبه از اين درد خون افشان شده

                    عنكبوتان لانه در دين كرده اند          سينه ها را درد آگين كرده اند

    آي اصحاب دغل ،باشد حسين(ع)         برعلي(ع)زهرا(س)پيمبر(ص)نور عين

   گرد شمع عشق گردد جبرئيل          وقت حج است از چه آيد الرّحيل؟

         اين زمين سعي وصفايش نيست نيست         ديگر اين وادي منايش نيست نيست

            صاحب اين خانه باشد دوست دوست        رفت آنجائي كه خاطر خواه اوست

*****

كاروان هر جا كه مأوا مي گرفت          جنب وجوش عشق بالا مي گرفت

   قاصد آمد كي عزيز كوي يار          مسلمت شد غرق خون با افتخار

روش خونين بود امّا دل غمين          اينچنين مي گفت اي سالار دين

              ذرّاي در كوفه غيرت نيست نيست         يك وفاداري به عترت نيست نيست

آمد و در پيش رويش يك سپاه          برعزيز فاطمه (س)حر بست راه

                  پيك آمد ،حر به بيعت كن شتاب          باغ را آتش بزن با منعِ آب

يا كه بيعت گير از آل علي(ع)          يا نماند زنده از زهرا(س) كسي

سايه كم كم ابر غم ايجاد كرد         آسمان خون شد ،زمين فرياد كرد        

*****

 

گفت كي رزم آوران اينجاكجاست؟          نغمه آمد اين زمين كرببلاست

لعل شيرينش دوباره باز شد          خطبه ي ثارالّهي آغاز شد

  اين زمين بازار جان افشاني است          ميهمانان را همين مهماني است

باربگشاييد اينجا كربلاست          وعده گاه عشق بازان با خداست           

اين زمين فرموده ي جدّم نبيست          كربلا تصوير سرخي از عليست

باش اينجا جاي پاي فاطمه(س)          قتلگاه لاله هاي فاطمه(س)

    آري اينجا جاي بهروزي بود           بركت اينجا ستم سوزي بود

   جلوه گاه اوج مظلوميّت است          كربلا تاريخي از حريّت است

*****

كربلا كم كم تلاطم مي گرفت          انتقام وادي خُم مي گرفت

سينه ها شد از عطش آتشفشان          مي گرفتي مهر مادر را نشان

ناله ي وا العطش دل مي شكست          بند بند ازجان مولا مي گسست

           در سپاه كفر وجهل ابن سعد          رخنه اي انداخت سقّا همچو رعد        

     مير لشكر كرد آنشب فكر آب          مي گرفت از چشم طفلان درّناب

شب گذشت وشام عاشورا رسيد          شام گلچين كردن گلها رسيد

        وايِ من اين شام غم يا شادى است        اين چه غوغائي كه در اين وادى است

              اينچنين مي گفت روح وجسم وجان         زينبا جان تو جان كودكان

*****

صبح عاشورا چه دردآلود بود          صورت خورشيد خون آلود بود

سبط احمد غنچه ي لب را گشود      بلبلان را مستِ شهدِ خود نمو

        من حسينم نوگل باغِ رسول           باب من باشد علي(ع)مامم بتول

زندگي با ظالمين ننگ است ننگ          داروي آزادگي جنگ است جنگ

سوي ياران تير باريدن گرفت          تيغ كينه باز گلچيدن گرفت

عشق مي جنگيد در آن پهنه دشت          هر ستاره رفت ديگر برنگشت

بذر مي پاشيد از خون جسم چاك          لاله مي روييد از خون روي خاك

خيمه ها را آه واشك وغم گرفت         فاطمه (س)اندر جنان ماتم گرفت

*****

لحظه اى گفتا تأمّل در برم          كن شبيه مصطفي اي اكبرم

ديده وا كن لاله ي خونين من          خون شد از هجران دل غمگينِ من

                      قاسمش آمد عمو دستم بگير         از فرس افتاده ام اكنون به زير

             استخوان سينه ام را كين شكست          جذبه ي وصل خدايم كرده مست

                    پيشتر آمد علمدار حسين(ع)          ده اجازت تا روم نور دو عين

اين وداع گرمِ سقّاى رشيد          تشنگان را از حرم بيرون كشيد

شدكنار علقمه دستش جدا          از عمودى فرق ماهش شد دو تا

پشت مولا را شكست اين داغ سخت          يك نفر ماند وسپاهي پستِ پست

*****

 

 

 

باز در بازارِ گل شد گل فروش           روى دستش غنچه اي سر روي دوش

حرمله باتيرِ كينش داد آب          غنچه ي خاموش شد در پيچ وتاب

سوخت جانش نوبت مولا رسيد          واى ،اينك عصر عاشورا رسيد

آمد و در خيمه ها غوغا نمود          با وداعش محشرى برپا نمود

گفت اى آرام جانم صبركن          زينبم ، روح وروانم صبر كن

مادرم گفتا كه در اين هاي وهو          بوسه گيرم از گلويت جاي او

نام مادر در دلش آشوب كرد          دردها را نام مادر خوب كرد

رفت تا تقديم جانان جان كند          در مناي يار ،خود قربان كند

*****

مي رسيد از قتلگه آواي عشق          دل حرم مي داد بر سوداي عشق

تيغ حيدر گونه اش جان مي گرفت          هر طرف مي رفت قربان مي گرفت

خيل دشمن جانب مولا شتافت          تير ظلمت سينه ي پاكش شكافت

لاله گون گرديد جمش چاك چاك          با عطش افتاد از زين روي خاك

ديد دشمن كرده رو سوي حرم          قامتش شد بيشتر از غصّه خم

شمر دون كرد از قفا رأسش جدا          گشت طوفاني بپا در كربلا

ذوالجناح خون حق با صد خروش          آمد امّا كودكان را برد هوش

ناكسان بر جسم گلها تاختند          پرچم عيش يزيد افراختند

*****

باز اين درياي غم موّاج شد          آلِ طاها را حرم تاراج شد

آتش كين خيمه ها را سوخت سوخت          تا ابد غم سينه ها را سوخت سوخت

حافظِ اين داغ زينب بود ورفت          باغبان باغ زينب بود ورفت

قتلگاه از بوسه ي او خون گريست          از كلامش ابن سعدِ دون گريست

با اسارت كربلا آباد گشت          پايدار از خظبه ي سجّاد گشت

كربلا يعنى نبردِ با يزيد          يا حكومت يا اسارت يا شهيد

كربلا يك خطّ خون تا روز حشر          كربلا مرز شئون تا روز حشر

كربلا يعني «مرصّع»شعر ناب          تا كه هستى سر از اين ره برنتاب

*****

مهدي مرصّعى

جایگاه باغها در بیرجند

باغها در بیرجند 

اقليم جغرافيايي ايران خشك و نسبتاً گرم مي‌باشد اين امر باعث شده است توجه خاصي به كاشت درختان در فضاهاي معماري مبذول شود و باغهاي ايراني همواره يكي ازمصاديق بارز هنر، علم و ذوق ايراني بوده و در همه منابعي كه به معرفي و شرح شهرها و مجتمع‌هاي زيست ايرانيان پرداخته‌اند، از آن ذكر شده است. به گفته مورخان يوناني پيرامون خانه‌هاي بيشتر ايرانيان را باغهايي در برگرفته كه به آنها پرديس مي‌گفته‌اند. در لغت‌نامه دهخدا پرديس برگرفته شده از زبان مادي ( پارادائز) ذكر شده است.همچنين بسياري از مورخان در آثار خود اين واژه را به كار برده‌اند. به طور مثال گزنفون در شرح بازديد لوساندروس از باغي كه كوروش در سارديس ساخته بود واژه پرديس را به كار برده است. جهان اسلام دو سبك باغسازي را از ايرانيان اقتباس كرده كه با گذشت زمان كم و بيش در بين ملتها رواج يافت. يكي باغ به عنوان ظرف كه ساختمان در وسط آن قرار مي‌گرفت و ديگري باغ به عنوان مظروف كه احاطه شده توسط ساختمانها بود و همچنين استفاده از فضاي باز شهري به عنوان باغ ميدان و محل تفريح و تفرج و تعاملات اجتماعي از دوره صفويه در شهرهاي ايراني آغاز مي‌شود كه مي‌توان اين باغها را در نواحي مختلف ايران از جمله بيرجند مشاهده نمود. باغها و عمارتهاي بيرجند با طراحي فضاي سبز به نمايش گذاشتن آب در جويها ، استخر و فواره ها ، محيطي زيبا و كاملاً متفاوت با اقليم منطقه را به نمايش گذاشته اند . اين باغها كه اكثراً متعلق به خاندانهاي ثروتمند و بالاخص خاندان علم بوده اند . به تعداد زياد درداخل شهر بيرجند و روستاهاي اطراف پراكنده اند . كه از آن جمله مي توان باغها و عمارتهاي رحيم آباد ، معصوميه ، بهلگرد ، اميرآباد شيباني ، علي آباد ، شوكت آباد و ارگ كلاه فرنگي يا ارگ ميرحسن خان اشاره نمود . كه از لحاظ معماري ، تزئينات و طراحي شباهت فراواني با يكديگر دارند 

بزرگان خراسان جنوبی

 

خانم مريم حقيقه

 

    در سال 1291 شمسى در خوسف و در خانواده‏اى متدين و آگاه به دنيا آمد.خانم حقيقه از ذوق لطيف و آواز نيكوئى برخوردار است ، به همين جهت در مجالس دوستان به نوحه سرائى مى‏پردازد. با برادرش تيمسار احمد بينا به زيارت عتبات عاليات رفت و در سال 1350 نيز به مكه معظمه مشرف شد . وى در سال 1351 پس از 34 سال خدمت بازنشسته شده است.خانم حقيقه ذوق لطيفى در سرودن اشعار دارد و تاكنون از نامبرده مجموعه ه‏اى با نام ‹‹ هديه مور ››  به چاپ رسيده است .

شعرش روان و كلامش فصيح و جان افزاست .

 

دو تك درخت سپيدار خانه ام زيباست

*

كه هر دو هم‏سر و هم‏سن و هم‏قدو بالاست

نسيم چون وزد از شاخ و برگشان گويى

*

نسيم باغ بهشت است و سايه طوباست

به صبح دم كه زند سر ز خاوران خورشيد

*

فروغ آن ز سر شاخه هايشان پيداست

گرفته‏اند تنِ تاريك خانه را در بر

*

چنانكه عادت عشاق واله و شيداست

به زير سايه گسترده‏شان به تابستان

*

كنار جوى نشستن خوش است و روح افزاست

اگر كه خانه من كوچك است و كم وسعت

*

وليك در نظر من به وسعت دنياست

كجاست كاخ اميران به لطف اين خانه

*

كه آن ز آز بنا گشته وين ز استغناست

 

 

معرفی هنرمندان خراسان جنوبی ( حميدرضا حسنى هنرمند نقاش )

   

        عكس تزييني است

در سال 1336 در شهر بيرجند متولد شده، تحصيلات ابتدائى و متوسطه خود را در خوسف و بيرجند گذرانيده است. وى از كودكى به نقاشى علاقمند شده و پيوسته در جمع همكلاسى‏هاى خود چهره شاخصى داشته است. از سال 1357 به عنوان مربى نقاشى در آموزش و پرورش شهرستان بيرجند و كانون پرورش فكرى كودكان به كار مشغول شده است. از سال 54 به طور غيررسمى آموزشگاه نقاشى داير نموده، ليكن از سال 1371 مجوز رسمى از اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامى خراسان دريافت كرده است. حسنى در امر آموزش نقاشى كودكان عقيده دارد كه نبايد از مدل استفاده شود، بلكه بايد آنها را در انتخاب موضوع آزاد گذاشت و باطبيعت پيرامون آنها آشنا ساخت.  هنرجويان كار خود را از آموزش طراحى شروع مى‏كنند و بعد به كار با مداد رنگى و آبرنگ و سپس نقاشى چهره و در نهايت كار با رنگ روغن را آغاز مى‏كنند. تعدادى از هنرجويان حسنى در مسابقات داخل و خارج از كشور شركت نموده و به دريافت ديپلم و مدال نايل گرديده‏اند. وى تاكنون در 5 نمايشگاه انفرادى و دو نمايشگاه جمعى شركت نموده است، ضمناً وزارت آموزش و پرورش موافقت خود را با چاپ كتاب روش تدريس نقاشى كودكان وى اعلام داشته است. سبك نقاشى مورد توجه حسنى الهام از طبيعت ( ناتوراليست ) و پرهيز از امپرسيو نيست ( حالات تند و خشن ) مى‏باشد.

 

معرفی آثار بزرگان خراسان جنوبی

 

                            مقبره ابن حسام خوسفي

با سلام به اهالی فرهنگ دوست خراسان جنوبی یکی از دوستان طی پیامی درخواست معرفی ديوان اشعار ابن حسام را نموده كه نوشته هاي منتشر شده اين شاعر بشرح زير معرفي ميگردد :

1- خاوران نامه ابن حسام خوسفی بیرجندی

با مقدمه : سعيد انوارى

شاعر : ابن حسام خوسفي

نگارگر : فرهاد نقاش

ترجمه مقدمه به عربی : صادق خورشا

ترجمه مقدمه به انگلیسی : محمد ساوجى 

ناشر : سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى - تهران

چاپ اول، 1381 شمسى 

نوع جلد : گالینگور

قطع : رحلی

تعداد صفحه 177

نوع چاپ : چاپی

زبان : فارسی و انگلیسی

176 صفحه، مصور (رنگی)

2- خوسفی, محمد بن حسام، دیوان اشعار, به اهتمام: احمد احمدی بیرجندی, مشهد, اداره کل حج و اوقاف, 1366.

ضمناً براي دريافت فايل اشعار براي نصب بر روي موبايل به ادرس زير ميتوانيد مراجعه نمائيد .

 

دانلود ديوان اشعار ابن حسام خوسفي

 

بخشي از يك قصيده سروده ابن حسام

باز چو مستان، از سر دستان، رفته به بستان، بلبل محرم

 

نغمه‌سرایان، رقص‌نمایان، خرم و خندان، خوشدل و بی‌غم

بر ورق گل، بهر توسل، کرده منقش، خامهٔ سرکش

 

ز آب زرتر، تحفهٔ دیگر، مدحت حیدر، ساخت مرقم

او به‌تضرع، او به‌تشرع، او به‌تفضل، او به‌تأمل

 

بندهٔ مولا، والی والا، بر همه اعلا، وز همه اقدم

هم به‌تصوف، هم به‌تکلف، هم به‌نظافت، هم به‌لطافت

 

جوهر ازهر، جان منور، جسم مطهر، روح مجسم

به ياد بازي هاي محلی قديم

 

گوك بازي

وسايل لازم: يك چوب و توپ كوچك پشمي و مقداري سنگ براي كوپه يا تپه سنگ

مراحل بازي: ابتدا ٢ رئيس يا سرگروه انتخاب مي شوند سرگروه ها يارگيري كرده و بعد از آن دو گروه ٥ يا ٦ نفره تشكيل مي دهند كوپه سنگ بايد به فاصله ٥٠ تا ٦٠ متري از ديگر بچه ها قرار داشته باشد. براي انتخاب گروه اول شير يا خط مي كنند و بعداز انتخاب گروه اول، گروه دوم در ته ميدان قرار گرفته و پراكنده مي شوند به طوري كه كمي از هم فاصله داشته باشند.

رئيس گروه اول نفرات را انتخاب كرده تا هر نفر ٣ تا توپ بزند تا اين مرحله گفته مي  شود«كهنه» و از توپ هايي كه زده اگر حريف مقابل با دست گرفت نفر اول سوخته و اگر نگرفت و ٣ تا توپش را زد بهتر است و بعد نوبت نفر دوم مي شود.

نفر دوم هم به همين شكل با چوب به توپ ضربه مي زند تا زماني كه توپ را حريف مقابل بخواهد جمع و جور كند يا از كنار ميدان بردارد نفري كه به اصطلاح كهنه شده بلافاصله خود را بايد به كوپه برساند و اگر تشخيص داد كه توپ خيلي دور افتاده حتي مي تواند دوباره به خط شروع برگردد.نفرات بعدي هم به همين شكل ادامه مي دهند و هر بار كسي كه تازه توپ را به دست مي گيرد و مي خواهد ضربه بزند«نو» گفته مي شود و در مقابل به كساني كه بازي كرده اند«كهنه» مي گويند.

اگر حريف مقابل توپ را گرفت و به بدن فرد دونده زد فرد دونده سوخته و يا بازنده است معمولا رئيس گروه افراد زرنگ تر را براي آخر بازي نگه مي دارد چون خيلي اوقات ممكن است ٣ تا ٥ نفر توپ خود را بزنند ولي چون طرف مقابل زرنگ بوده هيچ كدام از اين ٥ نفر نتوانسته اند به كوپه برسند يا برگردند تا اين كه به اجبار دويدن به نفر ٦ مي رسد و اوست كه بايد بدود و خود را به كوپه برساند يا برگردد و اگر او هم نتوانست تعويض«حله» انجام مي شود(يعني تعويض افراد دور كوپه سنگ)باز بايد طرف مقابل توپ زني كرده و عمل را تكرار كند اين بازي تا زمان خستگي ادامه دارد.

در بين ٦ بازيكن هر گروه، هر فردي كه از نظر سني كوچك تر باشد«بل تو شكم»، يا بازيكن فرعي گفته مي شود.در اين بازي بازيكن اصلي و فرعي با هم فرق دارد. بازيكن فرعي يا«بل تو شكم» توپ ها را فقط مي تواند جمع كند. به جمع كردن توپ هم «گاله ورچين» يا توپ جمع كن مي گويند.

 

برگرفته از كتاب گزيده اي از كتاب بازي هاي محلي نهبندان

 

معرفي شهرستانهاي استان خراسان جنوبي ( بشرويه )

 

اين شهر در موقعیت ۳۳ درجه شمالی و ۵۷ درجه شرقی، در شرق ایران و در غرب استان خراسان جنوبی و در لبه کویرواقع است. به دلیل این موقعیت جغرافیایی، آب وهوای این شهر گرم و کویری است. بشرویه به دلیل حفظ بافت سنتی زیبای خود و بادگیرهای زیبای آن به شهر بادگیرها در خراسان معروف بوده است. جمعیت شهر بشرویه در سال ۱۳۸۵ شمسي 778/13 نفر بوده است. بشرويه در شمال غربي خراسان جنوبي قرار گرفته است و از شمال به بردسكن، از غرب به طبس، از جنوب به بخش ديهوك و از شرق به فردوس محدود مي شود. بشرويه را به عنوان موزه خشت و گل خراسان مي شناسند چرا كه اين شهر دهمين شهر تاريخي ايران و دومين شهر تاريخي خراسان است؛ بافت تاريخي بشرويه كه در فهرست آثار ملي ثبت شده است با ده ها اثر ارزشمند و زيبا مي تواند قطب گردشگري استان باشد.آثار تاريخي بافت بشرويه مربوط به دوره هاي صفويه و اواخر قاجاريه و شامل حسينيه ها ، آب انبارها، حمام ها، تكايا، مساجد، منازل اعياني و غيره است كه هر كدام داراي معماري ويژه اي است.آن چه بافت تاريخي بشرويه را از ديگر شهرها جدا مي كند، زندگي حدود ٤٠٠ خانوار در داخل اين بافت است كه به لحاظ فرسوده بودن نيز بسيار خطر آفرين است و شهروندان در اين محدوده امنيت جاني ندارند. همانند سایر مناطق کویری، مردم این دیار افرادی خونگرم، مهمان نواز، متدین و کوشا هستند .

آثار تاریخی بشرویه :

بشرویه از شهرهای تاریخی و قدیمی با عمری چند صد ساله است. بیشتر مردم این دیار به حرفه کشاورزی اشتغال دارند. کشاورزی مبتنی بر منابع زیرزمینی آب و زمین‌های مستعد این منطقه است و عمده محصولات به عمل آمده شنبه  و جو و گندم و پسته می‌باشند که در این بین کشت و برداشت پسته اگرچه از قدیم انجام می‌شده، ولی به تازگی رونق ویژه‌ای گرفته‌است.

بناهاي زيبايي مانند منزل مستوفي، باغ خان، قلعه، منزل استاد فروزانفر، مساجد رقه و غيره، در بشرويه وجود دارد كه چشم هر بيننده اي را خيره مي كند، از سوي ديگر چشم اندازهاي زيبا و پرجاذبه طبيعي و زيست محيطي اطراف بشرويه نيز هر گردشگري را مجذوب خود مي كند.

آب‌انبار میان ده: این حوض اولین حوض ساخته شده در بشرویه است .این بنا دارای استحکام و زیبایی خاصی است که در ساخت آن صورت گرفته به طوری که با گذشت ۴۰۰ سال از ایجاد آن هنوز کوچک‌ترین تغییری در آن رخ نداده است.

حسینیه میان ده (حسینیه حاج علی اشرف): از دیگر مکان‌های مقدسی که در میان بشرویه ساخته شده، حسینیه‌ای است که مدور بنا گردیده و دارای دو ایوان است که به صورت قرینه و به سبک معماری هندی ساخته شده‌اند. دور تا دور این عمارت ایوان‌های کوچکی ساخته شده‌اند. این ساختمان دارای دو طبقه است. طبقه پایین ویژه مردان و طبقه بالا ویژه بانوان است. سازنده این بنا شخصی به نام حاج علی اشرف از اهالی ده خانیک واقع در غرب بشرویه بوده و زمان احداث آن، بر اساس شواهد، دوران حکومت افشاریه در خراسان بوده است.

مدرسه علمیه: این بنا که معروف به مدرسه طلاب علوم دینی نیز هست، در میان ده روبروی مسجد جامع میان ده و حسینیه حاج علی اشرف و در جهت غرب حوض انبار واقع شده و بنایی است که در ساخت آن به طور کامل خشت و گل به کار رفته است. دارای دو ایوان بزرگ در سمت شمال و جنوب است که ایوان شمالی جهت استفاده در فصل زمستان و ایوان جنوبی که از عمق و ارتفاع بیشتری برخوردار است جهت استفاده در فصل تابستان بنا شده‌اند.

مسجد جامع میان ده: این مسجد در گذشته‌های دور در زمان سلسله صفوی بنا شده و سبک معماری آن زمان را به خوبی نشان می‌‌دهد. این بنا به طور کامل از گل و آجر ساخته شده است. بنا دارای کاشی‌کاری نیست ولی در ایوانی بزرگ، آیاتی از قرآن مجید که به خط کوفی بسیار زیبا نوشته شده‌اند به چشم می‌خورد. سقف ایوان‌ها و شبستان مسجد کاملاً هلالی‌شکل است و در سردر ورودی آن، روی سنگ بزرگی اشعاری بیان‌کننده بر زمان ساخت بنا حک شده است.

امام زاده هوگند : در فاصله حدود ۱۲ کیلومتری غرب بشرویه و در دامنه کوه ، ساختمانی زیارتی وجود دارد که به نام امام زاده محمد بن اصغر هوگند معروف و مشهور است. از سابقه و شخصیت مدفون در این محل هیچ اطلاع تاریخی در دست نیست و آن چه اهالی به آن اعتقاد دارند، این است که این جا محل دفن یکی از اولاد امام موسی کاظم (ع) است.

مسجد جامع رقه : این مسجد در سمت شرق دهستان رقه و در منطقه‌ای که اصطلاحاً به «پایین محله» مشهور است، قرار دارد. این مسجد در طول زمان آسیب‌های فراوانی دیده و در حال حاضر در حد دیواره‌های بیرونی مسجد و بقایای به جا مانده از سه ایوان شرقی، غربی و جنوبی است. سقف ایوان‌های غربی و جنوبی کاملاً تخریب شده و ایوان ضلع شرقی از بقیه کامل‌تر است.

از دیگر بناهای تاریخی بشرویه تپه کرند، رباط اصفاک و نیگنان،قدمگاه ساغند، زیارتگاه بی‌بی نجمه خاتون مجد و قلعه‌های نظامی و دفاعی بشرویه و بند ريز كه در مجاورت قلعه دختر واقع شده می‌باشند.

كوير زيباي بشرويه مدتي قبل ميهمان صدها كوير نورد بود كه شب را با كوير سپري كردند.

جاذبه هاي طبيعي مناطق سرند و خدا آفريد، باغ هاي كرند و ارسك و امام زاده هاي هوگند و مجد هم دست كمي از ديگر مناطق زيباي بشرويه ندارد.

از آثار تاريخي كه بگذريم بشرويه به لحاظ كشاورزي زماني انبار غله خراسان ناميده مي شد و امروز ٧٠ درصد كشاورزي شهرستان به ويژه توليد غلات مربوط به بشرويه است.

توليد پنبه، زعفران، خاكشير و صيفي جات بشرويه هم بازارهاي تهران، يزد و ديگر شهرها را تسخير كرده است.

حدود ٤٠ معدن از «بنتونيت» گرفته تا سنگ هاي تزئيني، خاك نسوز و «كائولن» مي تواند زمينه سرمايه گذاري را فراهم كند ولي متاسفانه از اين معادن تعداد انگشت شماري فعال است و بقيه تنها در حد ثبت باقي مانده است.

 

يك مطلب جالب

 

نماي كاركرد بادگير

شايد مثل خيلی های ديگه، من هم هميشه وقتی اسم بادگيرهای مناطق كويري يزد و خوسف و شگفتی مهندسی اونها رو می شنيدم پيش خودم ميگفتم خوب بادگير يه سازه اس که باد از يه طرف مياد تو و از طرف ديگه مياد بيرون........ .اين ديگه شگفتی داره؟؟........تا اينکه امروز يه عکس ساده ولی بسيار بسيار جالب ديدم ، متشکل از چندتا خط و فلش ،که پاسخی بود روشنگر و ساده به يک معمای ذهنی قديمی و تائيدی بر شگفتی فرهنگ و هنر سرزمين زيبا و قديمی ام ايران ، تا ببينيد که سيستم خنک کننده بادگيرها در عين سادگی چقدر هوشمندانه و موثر برای محيط گرم کويری ست...... همونطور که مي بينيد ، اين پروسه از سمت راست و از دهانه قنات (که شبيه به يک چاه آب هست) شروع ميشه و بعلت ارتفاع زياد چاه، هوا به درون مکيده ميشه و از روی آبهای زير سطحی عبور ميکنه ، بعلت خنکی آب دماي باد هم كاهش پيدا مي كنه و خنك شده و گرماش رو از دست ميده و ........ حالا همزمان و درحين همين پروسه ، هوا و باد از بالا هم توسط بادگيرها به دام افتاده و در زير زمين خونه به گردش درمياد ( فلش های مشکی ) و با مکش اون هوای خنک رو که از روی آب عبور کرده رو بالا ميکشه و در حين کوران در زير زمين ، از طرف چپ ساختمان بيرون ميره... به همين سادگی... و چيزی که باقی ميمونه يه زيرزمين خنک و تهويه شده آماده برای خوردن نهار و خواب بعدازظهر در ميان گرمای شديد بيرون از خانه است . می بينيد؟ چی ديگه ميشه اضافه کرد به اينهمه قشنگی، سادگی و کارآمدی يه يک فرهنگ و هنر بومی و قديمی در دل يک کوير؟ قدر فرهنگ و هنر و آثار گرانقدر کشور زيبا و تاريخی مون، ايران رو بدونيم .

 

معرفي مناطق استان خراسان جنوبي

           

روستاي خراشاد در ٢٢ كيلومتري جنوب شرق شهرستان بيرجند و در دامنه كوه باقران قرار گرفته و نواحي شرقي و غربي روستا به وسيله كوه احاطه شده است.

از وسط روستا رودخانه اي مي گذرد كه منازل مسكوني اهالي، در دو سوي اين رودخانه واقع شده است و هنگام بارندگي شديد در قسمت هاي بالا دست روستا، سيل در بستر رودخانه جاري مي شود و ارتباط مردم دو سوي رودخانه را قطع مي كند.

اين روستا آب و هوايي معتدل و كوهستاني دارد كه به دليل سرسبزي، زيبايي و وجودكوه هاي سبز رنگ افيوليتي، چهره اي ييلاقي و تفرجگاهي به خود گرفته است به طوري كه به نام طرقبه بيرجند شناخته مي شود و در سال هاي اخير ساخت وساز ويلا هاي تفريحي و اقامتگاهي در اين روستا رشد فزاينده اي گرفته و اين ويلاها كه توسط اشخاص و برخي از سازمان ها ساخته شده، نقش تفرجگاهي خراشاد را پررنگ تر كرده است.خانه هاي روستا در دل كوه و بر اوج بلندي پله به پله تا پست ترين نقطه هموار بنا شده است و هنگامي كه از بالا به اين مناظر بنگريم، بام ها طبقه به طبقه بر ديوارها سوار شده است. جوي آب از ميان باغ هاي روستا مي گذرد و در همسايگي خانه هاي گلي و روستايي از لا به لاي شاخه ها خانه هاي ويلايي ساخته شده طبق اصول شهرسازي، جلب توجه مي كند. اين ساخت و سازهاي جديد و شيك فقط به دامنه ارتفاعات محدود نشده و به صورت پراكنده حتي به بلندي صخره ها نيز گسترش يافته است.

ديدن نماهاي سنگي، شيشه هاي رفلكس و آخرين امكانات معماري در روستا در كنار ساخت وسازهاي قديمي، گذر شتابان قافله تمدن را در اين نقطه گوشزد مي كند. برخي از ساكنان خراشاد خانه هاي ويلايي ساخته اند و در فصول گرم سال و گاهي براي فعاليت هاي كشاورزي به روستا باز مي گردند.نام خراشاد نامي يگانه است و بنا به گفته مرحوم دكتر محمد اسماعيل رضواني، پدر علم تاريخ معاصر ايران كه خود متولد اين روستاست، برگرفته از زبان پهلوي و به معني طلوع خورشيد بوده و علت آن هم واقع شدن اين روستا در بين دره اي است كه اين دره به طرف شرق بازگشته و به دشت خراشاد متصل مي شود؛ در نتيجه با توجه به واقع شدن اين روستا در ابتداي دره، از نظر مردم محلي، اولين روستا از مجموعه روستاهاي واقع در دره خراشاد بوده كه خورشيد به آن مي تابيده است.تاريخچه خراشاد به قبل از اسلام بر مي گردد و وجود قبرستاني قديمي به نام گورستان گبرها در حاشيه غربي روستا، قلعه و تونل هاي زيرزميني، برج در غرب روستا، و وجه تسميه آن خود نشان از تاريخ چند هزار ساله اين روستا دارد.واقع شدن در ٤ كيلومتري روستاي كوچ و نگاره هاي لاخ مزار و غيره نياز به اكتشافات و پي جويي هاي باستان شناسي را بيش از پيش نشان مي دهد.جمعيت روستا بر اساس سرشماري سال گذشته ٧٩٨ نفر و شغل اكثر مردم ساكن، كشاورزي و باغ داري است. علاوه بر آن مي توان به فعاليت هاي اقتصادي گسترده اي از جمله دام داري، قالي و گليم بافي، نجاري، بنايي، رنگ رزي و پارچه بافي سنتي و غير اشاره كرد.از جمله اقدامات خوبي كه در حال حاضر با حمايت معاونت صنايع دستي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان انجام شده، احياي پارچه بافي سنتي در روستاست كه در گذشته تا حدودي به فراموشي سپرده شده بود و هم اكنون تعداد زيادي از بانوان روستا به اين فعاليت مشغول هستند و با توليد وسايل مختلفي از جمله حوله، شال، چادرشب و غيره نه تنها اوقات فراغتشان را به نحو مطلوبي پر مي كنند بلكه ممر درآمدي هم براي خانواده خود ايجاد كرده اند.در ساليان اخير با رشد بخش صنعتي در خراشاد و احداث واحد هاي صنعتي مانند كشتارگاه صنعتي، مرغداري، بسته بندي چاي، مصالح ساختماني و غيره در اين مكان اشتغال زايي انجام شده است به طوري كه صنعت مرغداري در جنوب خراسان، نخستين بار توسط برخي از نخبگان اقتصادي در اين منطقه با تاسيس اولين مرغداري در خراشاد گسترش يافت ودر حال حاضر ١٢ مرغداري فعال در اين روستا فعاليت مي كنند.همچنين زنان خراشاد با تاسيس شركت تعاوني روستايي و ارائه خدمات در زمينه تهيه مواد مورد نياز معيشتي و حرفه اي اعضاء، تامين اعتبارات و وام هاي مورد نياز و ارائه خدمات براي بهبود امور حرفه اي نقش قابل توجهي در گسترش اشتغال زايي در منطقه ايفا مي كند به طوري كه اين تعاوني به عنوان يكي از فعال ترين تعاوني هاي روستايي در استان شناخته شده است. روستاي خراشاد از دير باز با ديگر نقاط مبادلات بازرگاني داشته است.زعفران، زرشك، عناب، گردو، گندم، سيب، گلابي، زردآلو، هلو، شليل، توت و انگور از عمده ترين محصولات كشاورزي خراشاد است و وجود درختان متنوع ميوه و باغ هاي سرسبز به آن طبيعتي زيبا و جذاب و تفرجگاهي مفرح بخشيده است، به طوري كه مرحوم آيتي در كتاب بهارستان، اين روستا را همراه با سه روستاي ديگر منطقه به بهشت تشبيه كرده است. همچنين در لغت نامه دهخدا هم به اين منطقه اشاره شده است. ملك آباد، كفكي، كوچ، برزج و نصرآباد از روستاهاي اطراف خراشاد است .اين روستا ١١ شهيد و يك جاويد الاثر تقديم انقلاب كرده است و به لحاظ نخبه پروري و عالم خيز بودن شهرت دارد.از نظر فرهنگي، خراشاد پيشينه اي ديرين دارد به طوري كه اولين دبستان منطقه به نام دبستان دقيقي در سال ١٣٢٢ در اين روستا ساخته شده است.پرورش افراد و شخصيت هاي موفق و نخبه در زمينه هاي علمي، فرهنگي و اقتصادي بسيار فراتر از ظرفيت يك روستاي حدود يك هزار نفري است و وجود شخصيت هاي علمي در دانشگاه هاي داخل و خارج كشور، پزشكان و مسئولان ارشد اجرايي و غيره نشان از غناي فرهنگي اين روستا دارد.در حال حاضر علاوه بر دبستان مدرسه راهنمايي شبانه روزي و دبيرستان روستا فعال است و محوريت روستا سبب شده دانش آموزان پسر مقاطع راهنمايي و متوسطه ساير روستاها به خراشاد مراجعه و در خوابگاه دانش آموزي اين روستا سكونت كنند.دهيار خراشاد ضمن تشريح مطالب فوق به امكانات روستا اشاره كرد و گفت: اين روستا داراي بيمارستان روستايي، مخابرات، خانه بهداشت، تعاوني هاي روستايي، شوراي حل اختلاف، حسينيه، بانك، بيمه، پست، تاكسي تلفني، كانون هاي فرهنگي و تربيتي، مقاطع آموزش ابتدايي، راهنمايي، دبيرستان و خوابگاه دانش آموزي است.حسن رضا خراشادي زاده در خصوص جاده ارتباطي نيز افزود: جاده شوسه روستا به طول ٣ كيلومتر در سال ١٣٦٤ آسفالت و در همان زمان كار برق رساني به خراشاد انجام شد.

وي ادامه داد: با راه اندازي مركز مخابرات حدود ٥٠٠ شماره توسط شركت مخابرات با پوشش روستاهاي مجاور ايجاد شد و هم اكنون اكثر منازل اهالي خط تلفن ثابت دارد و علاوه بر آن پست و پست بانك هم در روستا فعال است.

وي درباره آنتن دهي تلفن همراه هم خاطر نشان كرد: با نصب يك فرستنده در روستا در حال حاضر هيچ گونه مشكلي در اين زمينه وجود ندارد و با نصب تجهيزات و امكانات مورد نياز صدا و سيما از سوي دستگاه هاي مربوط، مشكلي در اين خصوص وجود ندارد و شبكه هاي يك، دو و سه سيما در حد مطلوب دريافت مي شود.وي با بيان اين كه روستاي خراشاد داراي خانه بهداشت و درمانگاه است، افزود: در اين مراكز يك پزشك به صورت ثابت، كارشناس بهداشت، ٢ بهورز، راننده آمبولانس، متصدي داروخانه و در مجموع ٦ نفر مشغول به كار و خدمت رساني به مردم اين روستا و روستاهاي مجاور هستند.وي تصريح كرد: هر چند با وجود خدمات ارائه شده، بسياري از مشكلات بهداشتي- درماني رفع شده است ولي كمبودهايي هم احساس مي شود كه نبود امكانات و دكتر دندان پزشك از جمله اين كمبودهاست.به گفته وي، با پي گيري هايي كه از سوي دهياري و شوراي اسلامي روستا انجام شد، با كمك هاي مردم يك دستگاه ميني كمپرسي خريداري كرديم و زباله هاي موجود در روستا به صورت هفتگي جمع آوري مي شود.وي اضافه كرد: براي دفع بهداشتي زباله هم از سوي اداره منابع طبيعي و با موافقت ادارات مربوط در فاصله حدود ٦ كيلومتري روستا، زمين مورد نياز دهياري تحويل شد و دهياري هم پس از ايجاد جاده و حفر چاه، زباله ها را براي انهدام و دفع بهداشتي به اين مكان حمل مي كند.دهيار خراشاد در خصوص وضعيت آب شرب روستا گفت: با اجراي پروژه آب رساني و انتقال آب از دشت سربيشه به روستا مشكل چنداني در اين زمينه وجود ندارد.وي تصريح كرد: با وجود اين كه خراشاد به عنوان روستايي ثروتمند و بي نياز شهرت دارد با اين حال برخي مردم روستا همچنان در محروميت به سر مي برند.همچنين روستا با مشكلاتي چون نبود شبكه فاضلاب، مشاركت نكردن سازمان هاي مربوطه مانند محيط زيست در ايجاد محلي براي دفع زباله و غيره رو به روست.خراشادي زاده عمده ترين مشكل روستا را با توجه به كوهستاني بودن، كمبود زمين عنوان كرد و افزود: از آن جايي كه مهاجرت در اين روستا حالت معكوس دارد و بسياري از مردم اين منطقه كه در شهرها سكونت دارند، تمايل زيادي به برگشت و سكونت در زادگاه شان دارند، بنابراين نبايد مشكلي درباره مسكن آنان وجود داشته باشد.وي ادامه داد: در اين خصوص اقداماتي انجام شده و براي به نتيجه رسيدن آن مساعدت همه مسئولان در زمينه واگذاري زمين و حمايت براي پرداخت وام هاي دراز مدت و در نتيجه ساخت واحدهاي مسكوني مقاوم و بادوام ضروري است.وي افزود: مشكل عمده ديگر روستا كم آبي در اثر خشكسالي چند ساله و وجود آفت هاي باغي و كشاورزي از جمله موريانه است كه بايد مسئولان براي انهدام اين آفات تلاش كنند. در غير اين صورت طولي نخواهد كشيد كه از مزارع و باغ هاي سرسبز روستا با تمام جذابيت ها و چشم اندازهاي زيبا، چيزي باقي نخواهد ماند.وي بر مشكل بيكاري جوانان روستا تاكيد كرد و گفت: مي توان اين مشكل را با ايجاد دهكده صنعتي در پايين دست روستا و پرداخت وام هاي خود اشتغالي به جوانان و ايجاد كارگاه هاي زودبازده در منطقه حل كرد كه اين مهم هم به توجه ويژه مسئولان نياز دارد.وي با بيان اين كه در حال حاضر با راه اندازي تاكسي تلفني در روستا، خدمات حمل و نقل به اهالي ساكن و غيرساكن خراشاد ارائه مي شود، افزود: به دليل بعد مسافت اين روستا با مركز استان اياب و ذهاب مردم با مشكلاتي رو به روست.محل كار تعدادي از ساكنان خراشاد شهر است كه با توجه به مسائلي از اين قبيل راه اندازي يك خط واحد برون شهري براي رفع اين مشكل ضروري است.وي به مشكل ايمن نبودن جاده آسفالته كمربندي حاشيه روستا اشاره كرد و گفت: از آن جايي كه اين مسير جاده ارتباطي روستاهاي بالا دست دره خراشاد با مركز استان محسوب مي شود و تردد در آن زياد انجام مي شود و با توجه به مسكوني بودن نواحي اطراف جاده و وجود پيچ هاي بسيار تند، جا دارد مسئولان راه و ترابري در خصوص ايمن سازي عبور و مرور مانند نصب علايم  راهنمايي و رانندگي، گارد جاده و تامين روشنايي اقدام كنند.

وي به حايز اهميت بودن بعد فرهنگي در روستاي خراشاد اشاره كرد و افزود: در حال حاضر مسجد، حسينيه و كتابخانه در روستا وجود دارد و قسمت اعظم اوقات فراغت جوانان و دانش آموزان در كانون فرهنگي و كتابخانه مي گذرد و با اين وجود مي طلبد به اين بخش مساعدت و توجه ويژه اي معطوف شود. خراشادي زاده در خصوص اعتبارات دهياري خراشاد نيز گفت: سال گذشته ٢٧٠ ميليون ريال اعتبار براي دهياري روستا درنظر گرفته شد كه بيش از ٦٠ درصد آن محقق نشده است و از اين مبلغ ١٢٠ ميليون ريال براي احداث ساختمان دهياري و بقيه براي اصلاح و توسعه معابر هزينه خواهد شد.وي در مورد طرح هادي روستا خاطر نشان كرد: طرح هادي خراشاد در سال ١٣٨٣ تصويب و به طور تدريجي متناسب با اعتبارات اختصاص يافته در حال اجراست.

 

شعر بیرجند ( سروده آقای مهدی مرصعی )

 

نماي بيرجند

به قُربُ نِ تو شُم با مردُمُن تو

*

درختُن كاجُ او كو بَ قِرُن تو

تو ىَ باغِ گلى تور دوس دَرُم

*

تو رَه  با  اَسِمُنُ كفتَرُن تو

سِتَرَه در سِتَرَه نور دَ رى

*

دلِ مُر بُرده يادِ اَختَرُن تو

تهامي ،آيتى،فرزان ،نِزَرى

*

شَهاب ، فَضِل ، رحيمى شَهِدُن تو

چة شَوْ يُ نِ كه تَبِستُن تو دَرَه

*

بهشتِ اَفريده توُ شَبُن تو

دِرَختُن توتِ تُر جايِ نِدَرَه

*

صدا كِرده زرشكُ زَفِرُن تو

عجب اَنگورُ جَوْز ، عنّابِ سُرخِ

*

عجب دريايِ دَرَه قَ لِيُن تو

مزارِ دَرَّ ه يِ شَيخُ وُ كَ هي

*

چه نورِ دَدَه وَر روُ وُ رَوُن تو

چه خَير اَبايِ وُ سِر اَو مِيُن دِه

*

رَحيم اَبا وُقَلعَيْ خُش نِشُن تو

كُجَه بندِ دَرَه بندِ عمَر شا

*

گِيُوكِ ، چارِ دَرَن ديگَرُن تو

دو بَ رَه يادِ گل شُ كاش گويُم

*

هميشه زنده يادِ نَو گُلُن تو

چه عاشورايِ دَري دِل مُ مَيَه

*

كُنُم خُر خاكِ پا سينه زَنُن تو

چه لُطفِ دَرَه گُلزارِ شَهيدُ

*

صَفا وَر خَستَه از تُو مَسجِدُن تو

عزيزي ، با نِجَ بَت ، پاكُ سَ دَه

*

صِدَقَت بُردَه هوش از دِلبَرُن تو

«مرصّع»طَ قَتِ مُر طاق كِردَه

*

فِراقِ بيرجندُ نَو بَرُن تو

 

مهدي مرصعي

 

شعر جديد استاد سعيد عندليب

 

«الهي‌»

بَس‌ تو تنها نگارِ مُوْ بَاْشي

*

زينت‌ِ روزگارِ مُوْ بَاْشي‌

دل‌ْ تو از غم‌ْ خدا كُنَه‌ بي‌ غم‌

*

گر كه‌ تو غمگسارِ مُوْ بَاْشي‌

اي‌ خدا تُو بهشت‌ جاي‌ِ تو بُو

*

گَر كه‌ اِمرو كنارِ مُوْ بَاْشي‌

پير و صد سَاْلَه‌ شِي‌ به‌ حَق‌ِّ علي‌

*

زنده‌ بِي‌، دستيارِ مُوْ بَاْشي‌

مام‌ْ نهال‌ِ هزارْ ريشه‌ي‌ِ شِي‌

*

گر گُل‌ِ نو بهارِ مُوْ بَاْشي‌

اي‌ الهي‌ كه‌ نورْ بَاْرُ شِي‌

*

روشْنَي‌ شُاْم‌ِ تارِ مُوْ بَاْشي‌

هر قَرُاْن‌ِ تو شُو هزارْ قَرُوْ

*

گر كه‌ تو پيشكارِ مُوْ بَاْشي‌

روي‌ِ سينَي‌ تو مو سفيد وَرَاْ

*

گر كه‌ در اختيارِ مُوْ بَاْشي‌

اي‌ خدا بخت‌ِ تُوْ رْ سفيد كُنَه‌

*

گر تو هم‌ خَواْستارِ مُوْ بَاْشي‌

گرم‌ خُسبي‌ُّ و سِاْر و پُر بخوري‌

*

گر هوا دارِ كارِ مُوْ بَاْشي‌

اَو خوري‌ روز مَاْشَر از كوثر

*

گر كه‌ چَشْمَي‌ زَلارِ مُوْ بَاْشي‌

در بَلَاْيُوْ علي‌(ع‌) حِصارِ تو بُو

*

اگر امرو حصارِ مُوْ بَاْشي‌

شيرِ مَاْدَر حَلار وَر تو اگر

*

مرهم‌ِ دل‌ْ فگارِ مُوْ بَاْشي‌

رَاْمَت‌ اَر شيرِ كه‌ بخوردَي‌ تو

*

كه‌ چِنِي‌ يارِ غارِ مُوْ بَاْشي‌

عمرِ تو بُو درازْ چُو كه‌ نِمَي‌

*

غَاْفل‌ْ از حال‌ِ زارِ مُوْ بَاْشي‌

چَاْش‌ْ بي‌ نَم‌، دل‌ِ تو بي‌ غم‌ بُو

*

تا كه‌ تو در جَوارِ مُوْ بَاْشي‌

نور از خاك‌ِ مَاْدِرِ تو وَرَاْ

*

كه‌ مِگُف‌ (ت‌) بس‌ تو يارِ مُوْ بَاْشي‌

وَرتَپَه‌ او كه‌ وَتّو گفته‌ نه‌ بَس‌

*

مَاْرَم‌ و رازدارِ مُوْ بَاْشي‌

اي‌ خدا شِقّه‌ شِقّه‌ شُو او كه‌

*

مَسْتَه‌ دور از ديارِ مُوْ بَاْشي‌

اي‌ خدا زنده‌ بِي‌ كه‌ تا زِندام

*

دلبرِ گلعذارِ مُوْ بَاْشي‌

اَاْهوي‌ِ دشت‌ِ دل‌ْ مُوْ بِي‌ گُل‌ِ مُوْ

*

دم‌ و سَاْعت‌ شكارِ مُوْ بَاْشي‌

جُورِ كه‌ بي‌ قرارِ عشق‌ِ تو نام

*

مام‌ْ تو هم‌ بي‌ قرارِ مُوْ بَاْشي‌

وقت‌ِ دور از تُونُم‌ به‌ شَاْرِ غريب‌

*

مام‌ْ كه‌ در انتظارِ مُوْ بَاْشي‌

مام‌ْ رعيّت‌ دَ مُلك‌ِ تو بَاْشُم

*

مام‌ْ كه‌ تو شَاْرِيارِ مُوْ بَاْشي‌

همه‌ جا بُو «سعيد» بَندَي‌ تو

*

تو خداوندگارِ مُوْ بَاْشي‌

 

 

آغاز سال 1389 هـ . ش

بر تمامي هموطنان عزيز مبارك باد

آداب و سنن خراسان جنوبي

 

((رو وَرْ کِرده))

مَاْ دلْ  خو رَ  مرغِ  اَاْسِماْ نِ تو کُنُم

خور صقده ی برقست چَشُاْ نِ تو کُنُم

نوروز که نوبهار رو وَ رْ کِرد َاْ

شیرَی  دل و جُاْ نِ خور میُاْن ِ تو کٌُنُم

  رو ورکرده : نوعی شیرینی محلی اختصاصی بیرجند است متشکل از دو لایه ی نازک نان شیرینی ومیان آن که از شیره ی انگور و مغز گردو وآرد تف داده وگلاب و هل است

ترجمه ی رباعی :

می خواهم دلم را مرغ آسمانت کنم/ خودم را صدقه ی برق نگاهت بکنم/ نوروزکه نوبهار رو ورکرده است /،شیره ی دل وجانم را میانت کنم.

 وب لاگ شخصي استاد سيد سعيد عندليب

http://saeedandalib.persianblog.ir  

بزرگان استان خراسان جنوبي ( استاد احمد احمدی بیرجندی ادیب و پژوهشگر معاصر )

 

شادروان استاد احمد احمدی معلم، مؤلف و نویسنده ای فاضل و متعهد بود كه در محافل و مجامع ادبی و دانشگاهی طرفداران بسیاری داشت. وی در سال 1301 هجری شمسی در بیرجند چشم به جهان گشود. پدرش مرحوم حاج ملامحمد دهگی بیرجندی از روحانیون نامی عصر خویش بود. پدرش مدرس مدرسه علمیه معصومیه بیرجند و از شاگردان مرحوم حاج شیخ محمد باقر گازاری بود و سالها در درس خارج ایشان شرکت کرده بود.  استاد احمدی در 6 سالگی در دبستان تدین كه از مدارس تازه تأسیس در مكانی بسیار قدیمی بیرجند بود مشغول تحصیل شد، البته پدر استاد به مدارس جدید اعتقادی نداشت ولی مرحوم احمدی با انگیزه درونی در كسب علم و دانش سعی و تلاش بسیار می كرد؛ به طوری كه در همه سالهای تحصیل شاگرد اول كلاس بود. احمد پس از اتمام مکتب خانه های سنتی قدیم در 7-8 سالگی به دبستان تدین رفته ، تحصیلات شش ساله ابتدایی را در این مدرسه و دبستان حکیم نزاری به پایان می رساند. در این دوران از طریق تعلیمات پدر و مادر در خانه با کتابهای مذهبی و معارف اسلامی آشنا می شود. وی می گوید :«دوستی اهل بیت را از مادرم آموختم که همیشه کتاب طریق البکاء را مطالعه می کرد و بر مظلومیت حضرت سیدالشهدا و سایر ائمه گریه می کرد به حدی که پدرم او را از افراط در گریه منع می کرد ، شیوه او در من بسیار اثر کرد، به همین جهت به سوی مدایح و مناقب اهل بیت کشیده شدم و مجذوب محبت آن بزرگوار گردیدم.» استاد احمدی پس از پایان تحصیلات متوسطه و دانشسرای مقدماتی درسال 1324 به كسوت معلمی در می آید ، و در رشته زبان و ادبيات فرانسه به دانش‏اندوزى پرداخت ،  ولی دو سال بعد در دانشگاه تهران پذیرفته می شود و در رشته زبان های خارجی ( فرانسه انگلیسی) ادامه تحصیل می دهد. و در سال 1328 موفق به اخذ دانشنامه ليسانس فرانسه شد. در همين سالها بود كه او علاوه بر دروس اصلى رشته فرانسه، توانست در درسهاى فرعى از محضر استادانى اديب و دانشمند چون دكتر محمد معين، دكتر خانلرى، دكتر يحيى مهدوى و عالم ربانى الهى قمشه‏اى نيز استفاده كند. در نتيجه علاقه به ادبيات فارسى در دل و جانش پرورش يافت. علاوه بر اين، از محضر پر فيض دانشمند گرانمايه فرزان نيز بهره‏ها برد. وی پس از اخذ لیسانس در سال 1328 به عنوان دبیر به زادگاه خود بیرجند بر می گردد و در دبیرستانهای این شهر به تدریس اشتغال می ورزد. و به تدريس زبان فرانسه در دبيرستانها ودانشسراى بيرجند پرداخت، ضمنا با مجله يغما - مهمترين مجله ادبى آن زمان - همكارى داشت و مقالاتى مفيد از نشريات فرانسه براى آن مجله ترجمه مى‏كرد.

 استاد احمدی از سال 1334 تا سال 1340 ریاست دانشسرای مقدماتی پسران بیرجند را عهده دار بوده و معلمان زیادی را تربیت كرده است و در سال 1340 به مشهد منتقل شد ، اما دلبستگى به زبان و ادبيات فارسى - كه درونمايه‏اى از فرهنگ اسلامى داشت - بر تخصص در زبان فرانسه غالب آمد، و مقرر شد به عنوان دبير ادبيات فارسى در دبیرستان فیوضات  مشغول خدمت گردد . در سال 1342 در دانشسرای مقدماتی، مركز تربیت معلم و دانشسرای راهنمایی تربیت معلم تدریس زبان و ادبیات فارسی را به عهده می گیرد ، سپس به دانشگاه منتقل می شود و در دانشكده الهیات و معارف اسلامی و نیز دانشكده ادبیات مشهد به تدریس دروس زبان فرانسه و ادبیات فارسی مشغول می شود.استاد احمدی مقالات متعددی به رشته تحریر در آورده كه در كتب و مجلات رسمی به چاپ رسیده است از جمله آنها "راهنمای كتاب" مجله "سخن" ، "یغما"، "هیرمند" و نشریات آموزش و پرورش است. همچنین با مجلات دانشكده ادبیات و علوم انسانی و نشریه دانشكده الهیات مشهد همكاری داشته است. استاد در سالهای اول تدریس در دانشسرای مشهد و مركز تربیت معلم دو جلد كتاب نفیس به نام "سیرسخن" را با همكاری دكتر حسین رزمجو تألیف كرده است كه سالها به صورت كتاب جنبی و حتی درسی در آمده بود. كتابهای دیگر استاد عبارت است از:زندگی و افكار ولتر ـ انشا و نویسندگی ـ دستور زبان فارسی ـ دانای راز ـ شرح حال اقبال لاهوری ـ خدا را بشناسیم ـ فروغی كه روشنگر دلهاست ـ امامت و رهبری ـ و كتابهای بسیاری در زمینه مذهبی كه برای آموزش دینی جوانان و نوجوانان بسیار مفید بوده بویژه در رژیم سابق كه جای آنها خالی بود. استاد احمدی در دوران انقلاب اسلامی در تألیف كتابهای دبیرستانی همكاری چشمگیری داشته و نام وی به عنوان مؤلف زینت بخش كتب دبیرستانهاست. كار تألیف استاد بعد از انقلاب نیز ادامه داشته از جمله كتابهای بعد از انقلاب وی می توان به كتابهای مناقب علوی ـ مناقب فاطمی ـ مدایح رضوی ـ چهارده اختر تابناك اشاره كردهمچنین درباره دانشمند و ریاضیدان معروف مولانا عبدالعلی بیرجندی جزوه ای حاوی شرح حال به چاپ رسانده و نیز با انگیزه معرفی بزرگان قهستان، دیوان محمد بن حسام خوسفی را با همكاری محمد تقی سالك چاپ كرده كه مورد توجه پژوهشگران و محققان قرار گرفته است. استاد احمد احمدی مدت زیادی ریاست كتابخانه مسجد گوهرشاد مشهد و مسؤولیت فرهنگی مركز پژوهش آستان قدس رضوی را به عهده داشت .

در سال 1376 مجموعه فرهنگي تحت نام موسسه فرهنگي دكتر احمدي بيرجندي در بولوار احمدآباد مشهد ( رضا 23 ) به مديريت جناب آقاي حبيب الله صحرانورد با حضور ايشان  افتتاح كه با تلاش در زمينه هاي فرهنگي تداوم دهنده راه استاد بيرجندي گرديده و با برگزاري جلسات متعدد با حضور تعدادي از افراد صاحب قلم و عالم خراسان جنوبي ساكن مشهد تلاش وافري در جهت انجام فعاليت هاي گوناگون فرهنگي و اجتماعي نموده است كه از آن جمله مي توان به تأسيس صندوق خيريه اي با نام صندوق خيريه بيرجنديهاي مقيم مشهد اشاره كرد كه در حال حاضر در بلوار پيورزي مشهد خيابان خاقاني به مديريت تعدادي از دلسوزان همشهري مانند جناب آقاي صحرانورد ، آقاي بقايي ، آقاي خواجوي ، آقاي گونيايي ، آقاي غفراني مشغول به فعاليت ميباشد .

استاد احمدي بيرجندي پس از عمري تلاش مفيد در زمينه هاي مختلف فرهنگي و علمي در24 آذر سال 1377 برابر با 25 شعبان 1419 دار فانی را وداع گفت . روحش شاد

 

تالیفات :

۱. اشك خون: مناقب و مراثى حضرت سيدالشهداءعليه‏السلام

۲. امامت و رهبرى

۳. با قرآن آشنا شويم

۴. پرتوى از سيماى تابناك على‏عليه‏السلام

۵. پند و عبرت; شامل مسائل تاريخى، دينى و اخلاقى

۶. چهارده اختر تابناك: زندگانى چهارده معصوم‏عليهم‏السلام

۷. خداپرستى در شعر فارسى

۸. دانه و پيمانه; شامل داستانهايى از عارفان بزرگ، سنايى، عطار، مولوى، سعدى.

۹. شعر در زندگى

۱۰. مناقب علوى در شعر فارسى

 

بزرگان خراسان جنوبي ( شهيدان شاهد )

 

شهيد علي‌ سندروس‌

 

                                                       شهيد علي سندروس

نام پدر: فرامرز

محل تولد: شهرستان بيرجند

تاريخ تولد:01/02/43

تاريخ شهادت :07/10/57

شهيد علي سندروس فرزند علي در سال 1343 در خانواده مذهبي در شهرستان بيرجند ديده به جهان گشود. شهيد تحصيلات ابتدائي را در دبستان منصف و راهنمايي را در مدرسه فرزان ادامه داد.

شهيد فردي متدين و هوشيار بود و در راهپيمايها نقش فعال داشت و در بيشتر تظاهرت با
بلند گو جلو مردم شعاري مي داد او  نوجواني خوش‌اخلاق، خنده‌رو، متدين، با وفا و هوشيار  بود . در جلسات ديني و مرثيه‌خواني و آموزش قرآن شرکت مي‌کرد. علاقه‌ي زيادي به پخش عکس و اعلاميه‌هاي امام و نصب آنها و نوشتن شعارهاي ضد رژيم بر ديوارهاي شهر داشت. آرزوي او تحصيل علم و دانش براي خدمتي صادقانه به مردم و شهادت در راه خدا بود. او که سرباز کوچک روح‌الله (ره) بود در راهپيمايي روز هفتم بهمن ماه سال 1357 مصادف با 28 صفر يعني 50 روز مانده، به پيروزي انقلاب ساعت 11 در ميدان حكيم نزاري ( شهدا ) مورد اصابت گلوله‌ي مزدوران شاه قرار گرفت و در سن 14 سالگي به فيض شهادت نايل آمد.

مادرش در روزهای آخر حیات شاهد باز گو کردن آرزوی شهادت از زبان علی بود . او مي گويد :

شهيد در شكل گيري تظاهرات نقش فعال داشت. و هميشه در جلسات و تظاهرات روز بعد برنامه ريزي مي كرد. وقتي كه به او تذكر مي داديم كه چرا دير به منزل مي آيي، مي گفت: چه مادري دارم عوض اين كه ما را راهنمايي كند مي گويد: زودتر به خانه بيا. روز تشييع جنازة شهيد خاكشور ساعت 3 بعد از ظهر به منزل مراجعه كرد. گفت مادرجان امروز كيف كردم خوب است. آدم اين طور بميرد. داخل خانه مردن چه فايده اي دارد و من هوس شهادت كردم و يك ماه بعد با توجه اين كه همساية ما خواب ديده بود كه كاپشن علي سوراخ شده و شهيد شده است و به خود علي هم همان روز گفته بودند كه تو شهيد مي شوي .

 

               شهيد سنروس در راهپيمايي سال 1357

سرانجام  ساعت 11 تيري به همان كاپشن و محلي كه همسايه مان خواب ديده بود اصابت و علي به فيض شهادت نايل آمد ه و به آرزويش رسيد و با شكوه تر از تشييع شهيد خاكشور  پيكرش را تشييع كردند .

 

قلاع بیرجند

 

                                                           

                          قلعه درخش

قلعه هاي بيرجند ، در دوره هاي مختلف احداث شده اند ليكن از حدود قرن پنجم هجري (484ه.ق) كه حسين قايني حاكم ترشيز قهستان ، دعوت حسن صباح را پذيرفت و جمع كثيري با او بيعت كردند تا كشته شدن ركن الدين خورشاه بن علاء الدين محمد، آخرين شاه فرمانروايان الموت كه به دست هلاكو خان اسير و بعدا” كشته شد و اسماعيليه سقوط كرد، بر احداث قلاع قهستان افزوده شد.

                       قلعه فورگ

وجود مناطق كوهستاني زياد باعث شده كه پاي فرقه اسماعيليه به اين منطقه باز شود و براي دفاع از خود ، قلاع مرتفع و مستحكمي در اكثر مناطق اين شهرستان و ساير شهرهاي جنوبي خراسان ساخته و باقي بگذارند. بعدها نيز كم وبيش اهالي اين شهرستان از نعمت آسايش كافي برخوردار نبوده و مورد تهاجم مغولها و تركمن ها و افغانها قرار گرفته اند, از اين روي ، قسمت قديمي اين شهر با كوچه هاي تنگ و تاريك و با ديوارهاي بلند بر روي تپه ها ساخته شده، تا بدين وسيله مردم بتوانند از جان و مال و ناموس خود دفاع كنند.

 

                             قلعه بيرجند

اسامي تعدادي از قلعه هاي شهرستان كه به ادوار مختلف تاريخي قبل از اسلام تا دوره قاجاريه منسوب مي باشند عبارتند از:

1

 قلعه سنگي

20

 قلعه سما

39

 قلعه دژ علي سركار

2

 قلعه بصيران

21

 قلعه كهنه

40

 قلعه مود

3

 قلعه سربيشه

22

 قلعه برس

41

 قلعه كوه قلا

4

 قلعه دهك

23

 قلعه پهن

42

 قلعه هريوند

5

 قلعه اسفزار

24

 قلعه موليد

43

 قلعه خراشاد

6

 قلعه يزدان

25

 قلعه فورگ

44

 قلعه كوچ نهارجان

7

 قلعه مود

26

 قلعه قديمي خوسف

45

 قلعه رستم در

8

 قلعه فخرود

27

 قلعه قلاع

46

 قلعه قلاء آرك

9

 قلعه چهكند

28

 قلعه ريوز

47

 قلعه فورك

10

 قلعه خاكي كلاته نو

29

 قلعه كهنه

48

 قلعه حسن صباح

11

 قلعه كلاته زرد

30

 قلعه كهنه

49

 قلعه گرسك

12

 قلعه كمر قلا

31

 قلعه دژ

50

 قلعه طبس مسينا

13

 قلعه بگو

32

 قلعه كهنه

51

 قلعه قلاع پارتنگ

14

 قلعه نوفرست

33

 قلعه وارنج

52

 قلعه ارفو

15

 قلعه مزداب

34

 قلعه زيرك

53

 قلعه دختر بيوسك

16

 قلعه آسو

35

 قلعه دختر مرك

54

 قلعه كوه نوغاب واقع

17

 قلعه كهنه

36

 قلعه مهنه آربيج

55

 قلعه بيرجند

18

 قلعه كهنه القور

37

 قلعه بافند آب

56

 قلعه چهل دختر

19

 قلعه ناصري

38

 قلعه دژ

57

 قلعه چهل پسر

آدرس انجمن بیرجندیهای مقیم تهران

 

انجمن بيرجندي ها يك شنبه اول هرماه در تهران جلسه دارد و ادرس محل تشكيل جلسات  :

تهران نرسيده به پل سيد خندان جنب ساختمان مخابرات باشگاه پيام مي باشد .

 تلفن دبير انجمن اقاي دكتر لطفي 66464693

نشاني دفتر هيات مديره :

تهران تقاطع انقلاب به حافظ پل كالج روبروي كوچه دبيرستان البرز جنب صرافي پلاك 2 طبقه سوم واحد 7 جناب اقاي دكترلطفي

امراي قاين

 

سلسله قارنی ها :

این سلسله که سالها در نواحی قاینات حکمرانی داشتند احتمالا انتسابشان به شهر قدیمی قارن باشد که در ذیل ضمن معرفی مختصر این شهر به تاریخ و زندگانی بزرگان این سلسله که نقش موثری در تاریخ و فرهنگ منطقه داشته اند،اشاره می شود.

شهر قارن در 73 کیلومتری جنوب غربی قاین و در حاسیه روستای قومنجان بوده و در حال حاضر چون در مسیر رودخانه واقع شده قسمت عمده این شهر را بر اثر سیل تخریب و از بین رفته است.

 

بزرگمهر بن بختگان وزیر معروف انوشیروان :

صاحب بهارستان می نویسد : بزرگمهر بن بختگان(سوخرا)معروف به بوذرجمهر حکیم مقام اشتهار و جلالت و خدمات او به دولت ساسانی زیاد بوده ،وی بعد از قتل پدرش سوخرا در عهد قباد برایش مکانت نماند در آن هنگام که انوشیروان به تخت نشست روزی چند ملازم حضرت بود. چون وزارت انوشیروان بر بهبود قرار گرفت بوذر جمهر سکونت خود را در دردارلملک مداین مناسب ندانست لاجرم به سوی خراسان شد و در بلده مرو اقامت نمود.

 

امیر جمشید بن قارن(736-807 هجری) :

امیر جمشید قارن که میر خوند بلخی او را از قهستان خراسان دانسته و در تسخیر مازندران در سفر اول امیر تیمور به ایران همراه وی بوده است. امیر تیمور حکومت دامغان و ساری را به امیر جمشید بخشید.امیر جمشید در فتوح اکثر بلدان ملازم لشکر امیر تیمور بوده و صاحب طبل و علم و فیل وحشم و مشهور عالم است.

 

غیاث الدین جمشید قارنی :

وی از امرای زمان تیمور گورکانی بوده و مسجد جامع قاین را او باز سازی نمود.

 

قارن بن سوخرا :

قارن بن سوخرا بختکان از خاندان سوخرا یکی از سرداران فیروز ساسانی و خاندان طوس بن نوذر بود . و پدر بر پدر بر کوه قارن بر قهستان فرمانروا بودند سر از اطاعت عامر بیرون کرد و از هرات و قهستان و بادغیس با چهل هزار نفر لشکری فراهم آورد وبه حکومت نواحی قارن نشست .

 

احمد ابن قارن :

شیخ الاجل احمد قارن القاینی قدس الله روح الشریف از بزرگان علمای السلام و محدثین عظام است.در بزرگی و جلالت او همین بس که از مشایخ حضرت ثقه الاسلام شیخ صدوق محمد بن علی بن بابویه قمی است.

 

شیخ ابوالمفاخر قاینی :

ابو محمدبن حسن بن منصور القاینی از رجال معروف قرن 6 ه.ق است. نامبرده عالم،محدث،فقیه،و ریاضیدان و اهل سیاست بود.

 

فضل بن محمد :

وی از رجال سیاسی قرن ششم هجری معاصر بهرامشاه غزنوی بود که توسط شیخ ابوالمفاخر به عنوان مستوفی به خدمت گرفته شد.

 

سلطان محمد شاهرختی :

محمد بن نورالله قاینی، مشهور به سلطان محمد شاهرختی از افاضل عهد دولت شاه سلطان حسین میرزای گورکانی بود. وی خوشنویس، شعر و دانشمند قرن دهم هجری قمری است زادگاهش قصبه شاهرخت تابع بخش زیر کوه قاین می باشد.

 

ابوالمحمد دشت بیاضی :

مردی دانشمند ، سخندان و نویسنده ای مشهور بوده است. مدتی به شغل وزارت محمد معصوم دشت بیاصی،که سرکاری و کلانتری قاین را داشت اهتمام نمود. وی نسبت خانوادگی با میر محمد معصوم داشت.

 

میر محمد معصوم قاینی دشت بیاضی :

از بزرگمردان و سیاست  داران دشت بیاض ،در سده دهم است .مردی فاضل و خوش مشرب بود. او فرمانروا و امیر قاین ،در ابتدای حکومت صفویان بوده است . وزیر و مشاور او در امارت و سر کاری قاین خواجه ابوالمحمد دشت بیاضی  قاینی بوده است.

 

امیر حبیب دشت بیاضی :

در تاریخ حسامی مسطور است که در دشت بیاض بزرگانی مدفونند که بواسطه عدم علم به احوال ایشان خامه مشکین غمامه چندان جولانی نتوانست نمود اما از قدمای آن مرزو بوم ،خاندان مرحوم امیر حبیب دشت بیاضی که در سلک امرای عظام محسوب بوده و در میان کتابیات کتیب دارد و سابقا در فضائل آن قدوه قبایل گذشت که به مصاحبت امیر کبیر غیات الدین چمشید قارنی و ملازمت امیر تیمور به سر حد ترکستان رفته و به قهستان مراجعت کرده و از احقاد آن نیکونهاد که فخر آباد و پناه اولاد امجاد است امیر حبیب ثانی است.

 

خواجه کمال الدین، محمد آصفی قهستانی :

وی فرزند خواجه نعمت قاینی میباشد. خاندانش اهل فضل و دانش و از درباریان حاکمان سمرقند در عهد تیموریان بود. وی از شاعران و بزرگان ادب پارسی در قرن دهم و تخلص وی آصفی بود.

 

شیخ نورالله واعظ اسفدنی :

وی از بزرگان دانش و عرفان در قرن دهم ه.ق است. زادگاهش شهر اسفدن بود. وی برای تکمیل تحصیلات عازم هرات شد و در زمره شاگردان عارف سعدالدین کاشغری در آمد.

 

ابوجعفر کافی ابن محتشم قاینی :

وی از فلاسفه و ریاضیدانان قرن دهم ه.ق میباشد.

 

حاجی حقداداسعدزاده  :

وی رئیس طایفه بزرگ بهلولی زیر کوه قاینات بود که طی سالهای 1310تا 1320 بعنوان سر حد دار رسمی منطقه زیر کوه اقدام به تاسیس پاسگاههای مرزی نمود وبا استخدام قریب 100 نفر از افراد سلحشور عشایر از سوی سازمان امنیه کشور شجاعانه از مرز حراست و حفاظت نمود. اما پس از وقایع شهریور 1320و اشغال ایران وبرهم خوردن سازمانهای نظامی و امنیتی وی بهمراه برادرش حمزه اسعد زاده بصورت چریکی به مقابله با تجاوزگران خارجی پرداخت و ضربات زیادی برآنها وارد آورد. با خروج بیگانگان امیر قاین مجددا از وی جهت واگذاری مرز دعوت نمود . ایشان خطه مرزی از تایباد تا انتهای مرز بیرجند را بر عهده گرفت و با همکاری نیروهای دولتی حراست از مرز را ادامه داد. وی ضمن دفع تجاوز ،آدم ربایی،سرقت و قلع و قمع اشرار به عمران وآبادی منطقه عشایری همت نمود ودر امور فرهنگی اقدامات ارزنده ای بجا گذاشت . سر انجام در سال 1357 در سن 80 سالگی به دیار حق شتافت .