معرفي منطقه درخش

موقعیت روستای درخش را از اینجا ببینید
درخش نامي آشنا و سرزميني کهن در 65 کيلومتري شهر بيرجند مرکز استان خراسان جنوبي در 33 درجه و 10 دقيقه عرض شمال يو 59 درجه و 42 دقيقه طول شرقي در منطقه اي کوهستاني بين دشت شيرکاب و رزگ و در دره اي خوش آب و هوا واقع شده است.
زمستان آن بسيار سرد و تابستان از هواي مطبوع و دل انگيزي برخوردار است که بسياري از مردم را به تفرج در دامن سرسبز خويش فرا مي خواند.
ارتفاع اين محل 2010 متر بالاتر از سطح درياست و وجود کوهستان هاي مرتفع شمال و شمال غربي باعث گرديده که ميزان نزولات جوي آن بيشتر از ديگر نواحي استان خراسان جنوبي باشد.
به لحاظ قدمت تاريخي نام درخش برگرفته از واژه اي باستاني است و در وجه تسميه آن در فرهنگ قاطع آمده (درخش به معناي روشني و فروغ و درخشندگي است. درخش نام آتشکده اي در ارمنيه و نام دهي در ولايت قهستان است) مضاف بر اين وجود آتشکده اي خاموش بر بلنداي کوه سراب معرف اين هويت است که تاريخ آن را به قبل از اسلام مرتبط مي سازد.
به اعتقاد تاريخ نگاران, آتشکده درخش مي تواند يکي از چهار آتشکده مهم ايران باستان باشد که توسط زرتشتيان بنا گرديده است.
ژنرال سرپرسي سايکس در کتاب (10 هزار مايل در ايران) نوشته است: زرتشتيان در ابتداي مهاجرت به قهستان آمدند . آنان پس از يک قرن اقامت در قهستان به جزيره هرمز کوچ کردند.
وجود روستاهايي مانند گيو, ده سلم , دستجرد , رودک , سراب , فريدون و درخش همه دال بر حضور زرتشتيان در اين منطقه دارد.
از سال 226 هجري قمري تا سال 655 هجري قمري حکومت قهستان در دست 8 تن از حکام اسماعيلي بوده است. اسماعيليان افزون بر 2 قرن در سرزمين قهستان حضور داشته اند که قلعه ها و استحکامات موجود در مناطق کوهستاني و سوق الجيشي حکايت از اين امر دارد.
دو قلعه از قلاع اسماعيليه در روستاي درخش قرار دارد که از طريق تونل زيرزميني به يکديگر وصل مي شده و هر يک به وسيله يکي از برجهاي نگهباني که بر فراز تپه شرقي روستا است به هم مرتبط بوده اند.
در کتاب (جغرافياي تاريخي خراسان) که توسط حافظ ابرو در دوره تيموريان نگارش يافته است آمده: (بلوک قهستان داراي 7 قريه و زيادت از صد مزرعه از توابع اين ناحيه است و آورده اند که قريه درخش در اين ميان داراي 45 مزرعه مي باشد)
به لحاظ سياسي و حکومتي درخش از دوره باستان تا دوره صفويه و قاجار فراز و نشيب هاي تاريخي را طي کرده تا اينکه در دوره صفويه و قاجاريه بعنوان مرکز نايب الحکومه وقت اعتبار يافته است. انتخاب نايبان حکومتي از بين بزرگان بوده و اختصاص به دو خانواده وابسته به يکديگر بنام (جواد خان) و (وزيرخان) داشته است.
با تعويض حکومت از خاندان حسام الدوله به شوکت الملک نيابت حکومت از خانواده جواد خان به خانواده وزيرخان انتقال مي يابد. نايب الحکومه ها مأمور انجام امور قضاوت, جمع آوري ماليات و مجري فرامين حکام کشوري بوده اند. از مهمترين و مدبرترين نايبان درخش مي توان به ميرزا صادق خان مير محتشم , محمدميرزا پسر زين العابدين , آقا حسين فرزند آقا محمدخان, نظرعلي خان ميرزا علي, محمد ولي ميرزا, ميرزا عبدالجواد ثابت و محمد محسن زهرايي را نام برد.
معروف است آنگاه که نادرشاه قصد لشکرکشي به عراق را داشته , امير خزيمه حکمران امارت قهستان لشکري از نواحي تحت نفوذ خود را جمع آوري کرده و به ياري نادرشاه مي فرستد, در اين لشکر افرادي از درخش به نامهاي عباس ميرزا, محمدحسن خان و ميرزا محمد امين حضور داشته اند. مضاف بر اين آمدن نادر شاه به درخش و باج خواهي او از ميرزا محتشم از سادات و متمولين درخش هنوز زبانزد خاص و عام مي باشد.
در زمان فتحعلي شاه قاجار توسط حاج کوچک ميرزا يکي از علماي درخش مدرسه طلاب در اين روستا تأسيس مي گردد. او بعدها به سمت صدرالعلمايي خراسان منصوب و تا دوران ناصرالدين شاه قاجار در حکومت مرکزي باقي مي ماند.
آخرين نايب الحکومه درخش محمد حسن خان ملقب به حاجي خان زهرايي است که از سال 1307 هجري تا سال 1315 اين سمت را به عهده داشته است و مي گويند که ايشان در توسعه صنعت فرش اين منطقه فعاليت هاي مؤثري را انجام داده است.
صنعت فرش درخش همچون تاريخ طولاني آن داراي قدمتي کهن و ماندگار است.
وجود مناطق کوهستاني و مراتع سرسبز باعث رونق دامداري اين منطقه بوده است. به واسطه توليد مواد اوليه فرش و وجود فعاليت دامداري صنعت توليد فرش و پارچه از گذشته هاي بسيار دور در اين منطقه وجود داشته است.
به لحاظ اقتصادي نيز اين منطقه نسبت به ديگر مناطق و توابع قهستان صاحب نام بوده به گونه اي که صنعت فرش درخش همچون تاريخ کهن آن داراي قدمتي ماندگار است و اين امر بواسطه رونق دامداري از ديرباز در اين محل بوده است.
در دوره معاصر سياحاني که از اين منطقه ديدن مي کنند از صنايع دستي درخش بالاخص قالي و قاليچه آن ياد مي کنند. ميرزا خانلرخان اعتصام الملك نايب اول وزرات امور خارجه در دوره قاجار در سفرنامه خود مي گويد: « در هر جايي مختصر ابريشم کاري دارد و کسب و صنعتشان هم منحصر به کرباس و فرش و قالي در بلوک درخش است ».
ژنرال سرپرسي سايکس در خصوص قيمتهاي قالي در کتابش مي گويد: « ايل بهلولي که در زيرکوه و درخش سکني دارند يک قسم قالي نظير قاليچه هاي ترکمني مي بافند که آن هم خالي از تعريف نيست ».

تا يک قرن بيش قالي هاي ترنجي و بوته جقه اختصاص به درخش داشته و ديگر نواحي قهستان با بافت و نوع طرح آنها آشنايي نداشته اند. ولي ظرافت اين فرشها و طرح ها و هنرمندي خاص در آن باعث شده که نه تنها اين امر در بيرجند و ديگر نواحي شهرت و گسترش يابد بلکه با استقبال در کشورهاي اروپايي بالاخص آلمان در جهت صدور اين هنر موجه گرديد. به دنبال اين آوازه و با راهنمايي اساتيد فرش درخش, کارگاههاي قالي بافي در بيرجند و روستاي مود گسترش مي يابد بطوري که فرش معروف مود (ريزه ماهي) از طرح هاي هنرمندانه قالي بافان درخش است.استفاده از رنگهاي گياهي و به کارگيري نقشه هاي منحصر به فرد توسط هنرمندان درخشي آوازه توليدات فرش اين روستا را جهاني کرده است. زنان هنرمند روستاي درخش نقش حماسه بر فرش مي زنند. آنان حماسه کربلاي حسيني را از فرش به عرش گره مي زنند.
از نظر فرهنگي و علمي, درخش در طول دوران حيات خود پرورش دهنده علماء و فضلاء بسياري بوده است که از آن جمله مي توان به آيت الله محمد رضا شريف درخشي اشاره کرد. گويند ايشان در همه زمينه هاي علوم اسلامي متبحر و صاحب نظر بوده. او دوران تحصيل خود را علاوه بر وطن خويش در مشهد مقدس و نجف اشرف سپري نموده و از محضر اساتيد بزرگي بهره برده و صاحب چهار حکم اجتهاد از چهار مرجع عاليقدر مي باشد. آمده است که ايشان خود رساله عمليه داشته که نسخه اي خطي از آن موجود است. پدر بزرگ ايشان آقا سيدابوطالب مجتهد قايني نيز از فقهاي بزرگ و نويسندگان توانا بوده که شرح حال و زندگينامه ايشان در کتاب بهارستان شيخ محمدحسين آيتي (ره) آمده است.
اين منطقه به گواه تاريخ سابقه مدرسه علميه نيز داشته و روايت است که در زمان فتحعلي شاه قاجار توسط حاج کوچک ميرزا يکي از علماي درخش مدرسه طلاب تأسيس مي شود. او بعدها به سمت صدرالعلمايي خراسان منصوب مي گردد و تا زمان ناصرالدين شاه قاجار در حکومت مرکزي باقي مي ماند.
دوران مبارزاتي مردم اين منطقه در برابر رژيم ستمشاهي نقطه عطفي در تاريخ اين سرزمين است و مسطور است که مردم درخش از همان اوان طلوع انقلاب هم صدا و هم پا با ديگر مناطق و شهرها با اتحاد و يکپارچگي اعلام انزجار خود را از حکومت شاه و همبستگي با توده هاي ميليوني مردم مبارز کشور ابراز داشته و سعي کرده اند هيچگاه سنگر مبارزه را رها نکنند و اين معنويت مبارزاتي هنوز بر چهره هاي مردم زحمتکش و محبوب اين منطقه سايه گستر است و همواره با بزرگداشت ياد شهيدان مي کوشند تا اين راه و هدف هميشه زنده و جاويد باقي بماند.
مضاف بر اين شهيداني که اين منطقه به انقلاب تقديم داشته بالاخص سردار سرفراز سپاه اسلام شهيد حسين قايني فرمانده گردان والنازعات تيپ 21 امام رضا (ع) و ديگر ستارگان پرفروغ آسمان شهادت , يادگارهايي هستند که هميشه بر تارک افتخار اين سرزمين مي درخشند.
از اين امر که بگذريم ديرينگي اين روستا و پايبندي مردم منطقه به اعتقادات ديني و ملي باعث شده که هنوز آداب و سنن کهن خويش را حفظ نمايند و اين ميراث را به يادگار داشته باشند. بطوريکه مراسم عزاداري در ماه محرم ديدني و شنيدني است.
مراسم عزاداري براي سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدا... الحسين (ع) و خاندان و ياران پاکش در اين روستا از آنچنان اهميتي برخوردار است که درخشي هاي ساکن شهرها و استانهاي ديگر براي مراسم تاسوعا و عاشوراي حسيني حتماً خود را به اين روستا مي رسانند. بعلاوه اين دو روز فرصتي مناسب براي تجديد ديدار درخشي ها با يکديگر است.
آئين هاي مذهبي درخش
علم بندان:
يکي از مراسمات ديدني ايام محرم مراسم علم بندان است. علم بندان مراسمي است که در روز چهارم محرم الحرام در درخش انجام مي شود. سپس علم بندها در مسجد جامع درخش گردهم مي آيند. علم ها تا عصر عاشورا همراه عزاداران در مراسم حضور دارند.
هر کدام از علم ها به نام يکي از ائمه اطهار (ع) نامگذاري و برپا مي شود. دوازده علم به نام دوازده امام و دو علم به نام حضرت فاطمه زهرا (س) و قمر بني هاشم آقا ابالفضل العباس (ع) طي مراسم خاص با پارچه هايي به رنگهاي مختلف و زيبا پوشانده مي شود.
اين مراسم نسل به نسل از پدر به پسر بزرگتر خانواده انتقال مي يابد. هر کدام از علم ها علاوه بر اينکه داراي صاحبي موروثي است داراي علم گرداني موروثي نيز مي باشد.
نگهداري طوق بالاي علم در طول سال بر عهده علم گردان است. علم گردان در طول مراسم حراست و مواظبت از علم را بر عهده دارد. به اعتقاد اهالي روستاي درخش اگر علم دچار خسارت شود و يا بر زمين بيفتد توسط صاحب علم بايد قرباني داده شود در غير اينصورت براي خانواده صاحب علم اتفاق ناگواري در طول سال رخ خواهد داد.
از روز چهارم محرم تا پايان مراسم عزاداري در عصر عاشورا علم گردانان علم ها را دور ده مي چرخانند و براي صحت و سلامتي اهالي منزل و شادي مردگان آنان ذکر فاتحه سر مي دهند.
آمدن علم ها به منزل اهالي ده بسيار خوش يمن و نيامدن آنان بد يمن مي باشد. بنابراين اهالي ده مواظبند در طي اين چند روز حتماً علمها به درب منازل آنان آمده و براي لحظاتي جلوي منزل آنان توقف نمايند.
هر علم گردان براي خود يک جارچي و يا همراه استخدام مي کند. وظيفه جارچي همراهي با علم گردان و جمع آوري نذوراتي است که مردم به علم گردانان اهداء مي کنند. چه بسا بسياري از مردم به خاطر حضور علم ها در جلوي منزلشان گوسفند قرباني مي کنند. در پايان مراسم نذورات جمع آوري شده بين علم گردان و جارچي تقسيم مي شود.
نخل:
نخل سمبلي از حضور و فداکاري هاي سقاي دشت کربلا, قمر بني هاشم , آقا حضرت ابالفضل العباس (ع) در حماسه کربلا مي باشد. از صبح روز تاسوعا (نهم محرم الحرام) کار پوشش و تزئين اين نخل بزرگ و زيبا آغاز مي شود. بسياري از جوانان روستا در کنار بزرگان براي آماده کردن نخل همراه و هم قدم مي شوند. در حين آماده کردن نخل گروه هيئت هاي عزاداري گرد روستا مي گردند و تمامي اهالي ده همراه آنان به عزاداري مي پردازند.
نخل از حيث ظاهر منحصر به فرد مي باشد بطوريکه در هيچ جاي کشور بدين هيئت ظاهر مراسم نخل برگزار نمي شود و مختص روستاي درخش مي باشد.
نخل را در سه زمان (عصر تاسوعا , شب عاشورا و ظهر عاشورا) به حرکت در مي آورند. گذشته ايام رسم بر اين بود هر کدام از هيئات ميهمان که از روستاهاي مجاور جهت عزاداري به درخش مي آمدند به احترام قدومشان نخل را براي آنان نيز به حرکت در مي آوردند.
وظيفه هدايت و حرکت نخل هم نسل در نسل از پدران به فرزندان بزرگتر منتقل مي شود. نخل داراي چهار پايه و داراي ارتفاعي نزديک به 6 متر مي باشد که نخل گردانها آنرا بر روي دوش گذاشته و با حرکت به انتها و ابتداي صحن مسجد جامع مراسمي بسيار باشکوه و پرحرارت را بوجود مي آورند. در حين حرکت نخل , علم ها نيز در اطراف نخل به حرکت در مي آيند و ساير عزاداران نيز به عزاداراي مي پردازند.
دسته زنگ زن:
اين مراسم که با بر هم زدن دو عدد چوب استوانه اي شکل کوچک انجام مي گيرد توسط عده اي از عزاداران که آنهم از پدرانشان به ارث برده اند صورت مي گيرد. اشعاري بسيار زيبا و جانسوز از محتشم کاشاني و ساير اشعار به همراه آهنگ ملايم سنج و صداي بر هم خوردن چوبها نظر هر مستمع و بيننده اي را به سوي خود جلب مي کند. اين دسته از عزاداران بصورت هيئتي مجزا در جلوي هيئت اصلي عزاداري با نظمي خاص و باشکوه ارادت خود را به امام حسين (ع) و ائمه اطهار (ع) ابراز مي دارند.
روشن کردن شمع:
در شب تاسوعا و عاشوراي حسيني عاشقان و ارادتمندان حضرت اباعبدا... الحسين (ع) خصوصاً جوانان و نوجوانان و کودکان در اتاقک شيشه اي سياري که در جلوي هيئت به حرکت در مي آيد و بسيار زيبا و باشکوه جلوه گري مي کند با روشن کردن تعداد بسيار زيادي شمع به ياد آن امام همام و فرزندان و اصحاب طاهرينش به عزاداري مي پردازند.