معرفي مناطق خراسان جنوبي ( سده )

         قلعه قديم سده

آرین شهر در فاصله 45 کیلومتری جنوب شهر قاین در کنار جاده اصلی مشهد به بیرجند با طول جغرافیایی 59 درجه و 12 دقیقه شرقی و 33درجه و 19 دقیقه شمالی در ارتفاع 1860متری از سطح دریا واقع شده است . این شهر از بیرجند 57 کیلومتری و از مشهد 417کیلومتر فاصله دارد . وجود آثار تاریخی در محل همچون قلعه نشان از تاریخ کهن آن می باشد . در برخی از سفرنامه ها نیز به سده و موقعیت آن در گذشته اشاره شده که از آنجمله مک گروگر در مورد آن می گوید : ((روستا در دشت پهناوری واقع شده و از دور به مجتمعی از کندوهای زنبور عسل می ماند . خانه هایش  است ولی زمینهای زیادی زیر کشت گندم دارد. ساکنان آن مردم سه روستا هستند که چند سال پیش توافق کردند که در کنار هم زندگی صلح آمیزی را ادامه دهند . اما ار آنجا که مردم دو تا ار این سه روستا هر کدام درختی دارند و مردم روستای سوم نتوانسته اند درختی پرورش دهند این مسئله مایه اختلاف و از هم پاشیدگی روابط صمیمانه آنها شده است ))

مک گر گر روستای سده را یکی از مراکز مهم تولید قالیچه های خراسانی معرفی می کند و می گوید قالیچه های سده ار نظر ظرافت با فرشهای درخش از توابع زیر کوه بیرجند رقابت می کند . این قالیچه ها اگر چه بی سلیقه یافته می شود ولی عموما نقش ها ی ریبا دارد و ترکیب رنگهای آن با استادی انجام می گیرد .

میرزا خانلرخان اعتصام الملک نیز به تاریخ 12 جمادی الاول سال 1296 از روستای سده گذشته و از آن در سفرنامه خود یاد نموده است.

از خاندان های موثر در تاریخ سده خاندان مراد میرزا بوده که بخش عمده مالکیت اراضی سده متعلق به همین خاندان است . برجسته ترین  فرد این این خاندان مراد میرزا می باشد که جد وی میرزا عبدالغفار  آرامگاهش در یکی از روستاهای شهرستان بیرجند  است . وی از پایه گذاران فرهنگی در آموزش نوین در سده بودکه اولین مدرسه را در تاریخ 11/2/1309 در سده دایر می نماید. 

در دهه های اخیر جمعیت سده با رشد بالایی افزایش یافته است . دلیل افزایش جمعیت آن را بایستی در موقعیت مناسب آن دانست . آرین شهر ضمن برخوردار ی از وضعیت مناسب کشاورزی به علت قرار گرفتن در مسیر جاده اصلی برای تعدادی از خانوارها زمینه اشتغال  فراهم مرده است . با ارتقاء این روستا به شهر و مرکز بخش به نظر می رسد توان جمعیت پذیری آن در سالهای آتی افزایش یابد . علیرغم مهاجرت روستاییان اطراف  به این محل اما جمعیت زیادی از مردم آرین شهریه قاین و بیرجند مهاجرت نموده اند .

سده نامي برگرفته از ادغام سه روستاي قهرا، انجمن، نوغاب بود كه به علت نزديكي به يكديگر و ضرورت قدرت دفاعي در برابر دشمنان ايجاد شد.با تجميع اين سه قلعه سده احداث شد تا هنگام هجوم دشمن، مردم منطقه در آن پناه گيرند.

درسال ١٣٨٣سده به علت ارتقاء به آرين شهر تغيير نام داد. اين شهر در فاصله ٤٥ كيلومتري جنوب شهر قاين واقع شده و از بيرجند ٥٧كيلومتر و از مشهد ٤١٧ كيلومتر فاصله دارد. در دهه هاي اخير جمعيت بخش سده با رشد بالايي افزايش يافته است دليل افزايش جمعيت آن را بايد موقعيت مناسب آن دانست.آرين شهر ضمن برخورداري از وضعيت مناسب كشاورزي به علت قرار گرفتن در مسير جاده اصلي براي تعدادي از خانوارها زمينه اشتغال فراهم كرده است با ارتقاي اين روستا به شهر و مركز بخش به نظر مي رسد توان جمعيت پذيري آن در سال هاي آينده افزايش يابد. با وجود مهاجرت روستاييان اطراف به اين محل اما جمعيت زيادي از مردم آرين شهر به قاين وبيرجند مهاجرت كردند.در حال حاضر آرين شهر بيش از ٤ هزار نفر جمعيت دارد.

بخش سده داراي ٣ دهستان سده، قومنجان و آفريز است. منطقه پسكوه به مركزيت روستاي قومنجان از توابع بخش سده با ٢ هزار و ٩٨٥ كيلومتر وسعت، داراي ٢٥ روستاي كوچك و بزرگ است كه سابقه دهستاني آن به ٢٠ سال مي رسد.

قومنجان با جمعيتي حدود يك هزار نفر در قالب حدود ٢٥٠ خانوار با سطح سواد ٩٠ درصد داراي آب و هواي گرم و خشك و بياباني است كه مهم ترين دليل اين روستا براي مركز دهستان موقعيت خوب جغرافيايي و در اصطلاح محلي قومنجان به قوم جان معروف است.

بارگاه ملكوتي امامزادگان حسن و افضل (ع) از فرزندان امام موسي بن جعفر(ع) در جنوب غربي اين روستا واقع شده و آثار و بقاياي به جا مانده از گذشته همچون هفت قنات بزرگ قلعه قومنجان، كاروانسرا و بقاياي روستاي قارن دلالت بر پيشينه  كهن و تاريخي اين منطقه دارد.دهستان آفريز به عنوان بزرگ ترين روستاي منطقه پسكوه نيز با نگين نوراني حرم مطهر حضرت زيدالنار ميزبان زائراني است كه از اقصي نقاط ايران اسلامي به اين سرزمين سفر مي كنند.

از جمله آثار تاريخي اين روستا مي توان به قلعه تاريخي وامام زاده زيدالنار و ... اشاره كرد و از جمله محصولات كشاورزي آن هم مي توان زرشك، زعفران، خربزه، هندوانه و... را نام برد.

از جمله امكانات موجود در روستاي آفريز وجود قنوات و چاه هاي كشاورزي، امكانات آموزشي اعم از مركز پيش دانشگاهي، دبيرستان شبانه روزي پسرانه كه همه به همت دولتمردان نظام مقدس جمهوري اسلامي بنا شده است.

روستاهاي آويج، نيگ سراب، نارگندل، جاده، اسماعيل آباد، كوه ميران، چاه يوسف، موسويه، چاهك، علي آباد، شونگان، آفريز، چاه ريگ و گيبراه نيز از توابع اين دهستان است.

از نظر لغوی سده به معنای منبر و کرسی ،رواق خانه و خانه پیشگاه و نامی است برگرفته از ادغام سه روستای قهراء انجمن ،نوغاب  که بعلت نزدیکی به یکدیگر و ضرورت قدرت دفاعی در برابر دشمنان ایجاد شد . با تجمیع آنها قلعه سده احداث گردید تا بهنگام هجوم دشمنان در آن پناه گیرند .  انتخاب نام سده اقدامی شایسته و درست بوده و این مکان با این نام در طی تاریخ برایش هویت و اشتهاری داشته و تعویض نام آن به آرین شهر باعث فراموشی گذشته آن خواهد شد .

 

فرا رسيدن اعياد شعبانيه

بر تمامي مسلمانان هموطن مباركباد

باغهای ایرانی

اقليم خشك و نسبتا گرم جغرافيايي ايران باعث شده توجه خاصي به كاشت درختان در فضاهاي معماري شود.

باغ‌هاي ايراني همواره يكي از مصاديق بارز هنر، علم و ذوق ايراني بوده و در همه منابعي كه به معرفي و شرح شهر‌ها و مجتمع‌هاي زيست ايرانيان پرداخته‌اند، از آن ذكر شده است.

به گفته مورخان يوناني پيرامون خانه‌هاي بيشتر ايرانيان را باغ‌هايي در برگرفته كه به آنها پرديس مي‌گفته‌اند. در لغت‌نامه دهخدا پرديس برگرفته شده از زبان مادي (پارادائز) ذكر شده است. همچنين بسياري از مورخان در آثار خود اين واژه را به كار برده‌اند. به طور مثال گزنفون در شرح بازديد لوساندروس از باغي كه كوروش در سارديس ساخته بود واژه پرديس را به كار برده است.

جهان اسلام دو سبك باغ‌سازي را از ايرانيان اقتباس كرده كه با گذشت زمان كم و بيش در بين ملت‌ها رواج يافت. يكي باغ به عنوان ظرف كه ساختمان در وسط آن قرار مي‌گرفت و ديگري باغ به عنوان مظروف كه احاطه شده توسط ساختمان‌ها بود و همچنين استفاده از فضاي باز شهري به عنوان باغ ميدان و محل تفريح و تفرج و تعاملات اجتماعي از دوره صفويه در شهر‌هاي ايراني آغاز مي‌شود كه مي‌توان اين باغ‌ها را در نواحي مختلف ايران از جمله بيرجند مشاهده كرد.

باغ‌ها و عمارت‌هاي بيرجند با طراحي فضاي سبز به نمايش گذاشتن آب در جوي‌ها، استخر و فوراه‌ها، محيطي زيبا و كاملا متفاوت با اقليم منطقه را به نمايش گذاشته‌اند. اين باغ‌ها كه اكثرا متعلق به خاندان‌هاي ثروتمند و بالاخص خاندان علم بوده‌اند. به تعداد زياد در داخل شهر بيرجند و روستاهاي اطراف پراكنده‌اند. كه از آن جمله مي‌توان باغ‌ها و عمارت‌هاي رحيم آباد، معصوميه، بهلگرد، امير‌آباد شيباني، علي‌آباد، شوكت آباد و ارگ كلاه فرنگي يا ارگ ميرحسن خان اشاره كرد. كه از لحاظ معماري، تزيينات و طراحي شباهت فراواني با يكديگر دارند. اما آنچه كه در اينجا بايد بدان توجه داشت مورد بي‌مهري قرار گرفتن و عدم توجه به اين باغ‌هاي زيبا كه هر كدام هزاران حرف نگفته دارند، است. اميد است با تلاش مسئولان و توجه مردم به اين اماكن تاريخي درهاي نهفته آنها بازگشته و از اماكن استقبال بيشتري به عمل آيد.

 

                 باغ اكبريه

باغ و عمارت اكبريه:

اين مجموعه تاريخي در انتهاي خيابان معلم _ بيرجند و در داخل محدوده روستاي تاريخي اكبريه قرار گرفته است. تفاوت ويژگي‌هاي معماري در بخش‌هاي مختلف اين بنا نشان دهنده ساخت بنا در طي چند دوره است. به نحوي كه ساخت اين مجموعه از اوايل دوره قاجار تا اواخر اين دوره و در چند مرحله انجام شده است. اين مجموعه شامل چند عمارت است كه هرعمارت شامل طبقات متعددي است كه به وسيله دالان‌هاي متعدد به يكديگر راه دارد. در بخش‌هايي از اين اتاق‌ها تزيينات گچي ديده مي‌شود و بخش‌هايي از آن نيز فاقد هرگونه تزيين است. همچنين درهاي موجود در اين عمارت چوبي بوده كه با شيشه‌هاي رنگي تزيين شده‌اند. وجود درختان بلند قامت كاج در دو طرف خيابان اصلي عمارت مركزي اين مجموعه بر‌زيباي و طراوات باغ و نماي آن افزوده است. در طبقه همكف عمارت مركزي، تالار زيبا با تزيينات گچي با طرح‌هاي اسليمي و درب‌هاي چوبي وجود دارد و همچنين در ميانه خانه اين عمارت در قسمت ساختمان مركزي آن قرار دارد آينه كاري‌هاي بوده كه متاسفانه قسمت اعظم آن از بين رفته است. بخش اداري اين عمارت كه جديد‌ترين قسمت آن است در اوايل دروه پهلوي احداث شده است.

درختان و گياهان استفاده شده در اين باغ به دو نوع كلي: تزييني و ميوه‌دار تقسيم مي‌شوند كه شامل درختان: كاج، بوته‌هاي شمشاد و همچنين درختان: زردآلو، پسته، انار و توت است.

هم اكنون بخش‌هاي مختلف اين باغ و عمارت مورد استفاده اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان جنوبي است. بخش احداث شده در دوره زنديه به عنوان كتابخانه و دانشكده هنر دانشگاه بيرجند فعال است. از بخش مركزي كه در دوره قاجار احداث شده به عنوان موزه باستان‌شناسي و مردم‌شناسي استفاده مي‌شود. بخش ساخته شده در دوره پهلوي كاربري اداري دارد و بالاخره ديگر بخش‌ها به عنوان سفره‌خانه و چايخانه سنتي اختصاص يافته است.

 

              باغ رحيم آباد

باغ و عمارت عمارت رحيم آباد:

اين عمارت در داخل روستاي رحيم‌آباد و در حاشيه خيابان شهيد مدرس قرار گرفته است اين از بناهاي دوره قاجار به شمار مي‌رود و تاريخ ساخت اين بنا سال 1315 ه.ق است. اين مجموعه شامل بخش‌هاي متعددي از جمله عمارت اصلي با راهروها و اتاق‌هاي متعدد، اصطبل و حوضخانه كه داراي گنبدي كلاه فرنگي است. عمارت رحيم آباد داراي سه تالار بزرگ است كه از لحاظ كاربري به عنوان پذيرايي از مهمانان و تشريفات استفاده مي‌شده است و داراي تزيينات مقرنس، آينه‌كاري، گچبري است. درب‌ها و پنجره‌هاي تالار داراي كتيبه‌هايي به شكل هلالي و تزيينات مشبك با طرح اسليمي است كه استفاده از شيشه‌هاي رنگي بر‌زيبايي آن افزوده است. از مهم‌ترين ويژگي‌هاي اين بنا مي‌توان به وجود انبوه تزيينات و در انواع مختلف اشاره كرد.

امروزه بخشي از اين باغ و عمارت به عنوان مركز آموزش هنر‌هاي سنتي اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان جنوبي استفاده مي‌شود و همچنين در يكي از قسمت‌هاي آن رستوران سنتي تاسيس شده است كه پذيراي مهمانان فراواني در طول شبانه‌روز است.

 

            باغ بهلگرد

باغ و عمارت بهلگرد:

اين مجموعه در فاصله يك كيلومتري شامل روستاي بهلگرد و حدود 15 كيلومتري شرق بيرجند قرار گرفته است و شامل دو باغ، دو عمارت، اصطبل، محل سكونت خدمه و نيز يخدان طبيعي است. نكته‌اي كه درباره تزيينات اين عمارت قابل ذكر است تزيينات كمتر اين باغ نسبت به ساير باغ‌ها است. طبقه اول اين عمارت داراي چهار ستون دايره‌اي آجري است كه مهم‌ترين عناصر تزييني باغ را در خود جاي داده‌اند.

اين مجموعه داراي دو باغ مجزاي اندروني و بيروني است. كه باغ اندروني از نظر وسعت بسيار كوچكتر از باغ بيروني است. در مركز اين باغ استخري وجود دارد كه جزيره‌اي با طرح هشت ضلعي در مركز آن واقع شده است. نكته جالب توجه در اين باغ وجود يخچالي است كه عملكرد آن توليد يخ در زمستان و ذخيره آن تا تابستان است. اصول كار اين يخچال به اين صورت است كه از طريق نهري در زمستان آب به استخر وارد مي‌شده است كه اين آب در زمستان يخ مي‌بندد و كارگران با پاشيدن آب بر قطر آن مي‌افزودند و هنگامي كه قطر يخ به اندازه كافي رسيد يخ را شكسته و براي استفاده در تابستان به مخزن منتقل مي‌كرده‌اند.

 

            باغ شوكت آباد

باغ و عمارت شوكت آباد:

مجموعه تاريخي شوكت‌آباد در فاصله 5 كيلومتري شرق شهر بيرجند قرار گرفته است. اين مجموعه نيز همانند ساير مجموعه‌ها شامل بخش‌هاي متعددي است كه هر بخش تزيينات خاص خود را دارد. از جمله حوض‌خانه كه داراي بيشترين ويژگي‌هاي معماري و تزييني است. اين قسمت داراي گنبدي بزرگ است كه در مركز آن يك كلاه فرنگي با پنجره‌هايي كه از طريق آن بخشي از نور حوض خانه تامين شده تعبيه شده از ديگر فضاهاي مهم تشكيل دهنده اين مجموعه مي‌توان به اندروني و يا محل خصوصي خانواده حاكم اشاره كرد. اين بخش كه در جنوبي‌ترين قسمت مجموعه قرار گرفته است از لحاظ معماري و طرح شباهت فراواني به خانه‌هاي مسكوني واقع در بافت قديم بيرجند دارد. از مهم‌ترين تزيينات اين عمارت مي‌توان به قاب‌هاي گچي ايوان اندروني، رخبام‌هاي تزييني و طاق نماهاي اطراف حوض‌خانه اشاره كرد. از عناصر معماري مهمي كه مربوط به مجموعه است اما در فاصله 500 متري از باغ قرار دارد يخچال طبيعي است كه از خشت و گل ساخته شده است.

از بخشي از اين بنا به عنوان موزه تاريخ طبيعي و حيات وحش بيرجند استفاده مي‌شود و بخشي ديگر به رستوران سنتي تغيير كاربري داده است.

 

             باغ معصوميه

باغ و عمارت معصوميه:

مجموعه معصوميه در نزديكي غرب بيرجند كه در دوره «پهلوي» احداث شده است. بارزترين ويژگي اين بنا مي‌توان به نوع خاص معماري آن اشاره كرد چرا كه اين عمارت به گونه‌اي طراحي شده كه نماي اصلي عمارت در آب استخر مقابل آن كاملا بازتاب مي‌كند. به نحوي كه عمارت چهل ستون اصفهان را تداعي مي‌كند در داخل باغ اشاره كرد. اين عمارت همچون ساير بناهاي تاريخي تمام فضاها و اتاق‌هاي آن به يكديگر راه دارند. به صورتي كه امكان ورود به داخل ساختمان از هر سوي عمارت ميسر است. در اين عمارت علاوه بر باغ اصلي دو باغ ديگر نيز به چشم مي‌خورد كه در يكي از آنها عمارتي ساده خود‌نمايي مي‌كند و ديگري فاقد عمارت است. از جمله نكات جالب اين عمارت وجود وسايل يكي از خانواده‌هاي قديمي بيرجند در داخل آن است كه مي‌توان اين بنا را به موزه‌اي براي بازديد عموم تبديل كرد. تا سايرين از نحوه زندگي اين خاندان مطلع شوند.

 

             باغ مود

باغ و عمارت مود:

باغ و قلعه مود در روستاي مود از توابع شهرستان بيرجند و در فاصله 40 كيلومتري شرق بيرجند قرار دارد. اين عمارت طي دو مرحله ساخت شده است. كه مرحله اول آن شامل: ساخت قسمت‌هاي اصلي بنا در دوره زنديه و عمارت دوم كه بنايي است مربوط به دوران قاجار ساخته شده است. آنچه از بررسي بنا به دست مي‌آيد اين است كه اين بنا در اصل قلعه‌اي بوده است دفاعي و وجود حصاري قوي و قطور با برج‌هاي متعدد دليل اين مدعاست. اين بنا در مجموع داراي 20 برج مدور است يك خندق نيز دور تا دور قلعه حفر شده است كه دفاع از قلعه را آسان‌تر مي‌كرده است از جمله تزيينات اين بنا مي‌توان به نقوش اسليمي، گل بته و نقوش پرندگان اشاره كرد كه متاسفانه توسط عوامل طبيعي نظير باد و باران و تابش آفتاب اين نقوش تا حد زيادي تخريب شده‌اند.

 

               باغ اميرآباد

 

باغ و عمارت امير‌آباد:

باغ و كوشك امير‌آباد در 5 كيلومتري غرب واقع شده است. احداث اين بنا به اوايل دوره قاجار بر مي‌گردد. آنچه در طراحي اين باغ به عنوان الگوي باغ‌هاي ايراني ملحوظ شده است. تا حد زيادي به دليل استفاده از مضمون‌هاي آشنا با معماري اسلامي و نمايش نماد‌هاي سنتي تصويري است كه به صورتي موفقيت‌آميز و تقريبا ابتكاري بوده است از جمله فرم چليپايي طبقه همكف و به وجود آوردن همان فرم در فضاي داخلي طبقه اول بنا كه نوعي وحدت و يكپارچگي را در كل ساختمان كوشك بوجود آورده است. از نظر تزيينات نيز تزيينات تقريبا ساده‌اي در اين عمارت بكار رفته است.

در حال حاضر باغ در اختيار دانشكده كشاورزي دانشگاه بيرجند است و اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان جنوبي در صدد است تا با مشاركت دانشگاه بيرجند آن را به موزه كشاورزي بيرجند تبديل كند.

مدرسه علميه حبيبيه فردوس

 

             مدرسه علميه حبيبيه فردوس

           نمايي از مدرسه حبيبيه فردوس

اين مدرسه يكي از قديمي ترين مدارس علميه استان خراسان جنوبي است كه با قدمت  500 سال مربوطه به عصر صفوي بوده كه همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهد ، موقعيت آن در شهر قديمي تون در كنار مدرسه علميه عليا ميباشد و از مدارس دو ايواني دوره صفوي است كه داراي دو مّدرس ، هشتي ، پيش خوان ، ميان سرا ، مسجد و حجره هايي در اطراف است . ورودي ضلع شمالي مدرسه از داخل باغ سر سبز و زيبائي است و از ضلع جنوبي به راستع بازار  شهر تون راه دارد . اين مدرسه در سال 918 هـ ق توسط فرد خيري به نام ميرزا حبيب ا... اماني ، پسر علاءالدين توني ساخته شد . طراحي مسجد به گونه اي است كه در تمام فصول سال ، آفتاب در هنگام ظهر صحن مدرسه را بطور كامل فرا مي گيرد . در زلزله سال 1347 قسمتي از مدرسه  تخريب شد كه پس از اين واقعه نسبت به مرمت و بازسازي آن اقدام شد .

 

شاهدان فرزانه استان


                            

                               شهيد مهدي سامعي 

                                     

 شهيد مهدي سامعي چهارم تيرماه ١٣٢٦ در روستاي مهمويي شهرستان بيرجند چشم به جهان گشود. دوران كودكي را در كنار مادر و مادربزرگش سپري كرد.دوران ابتدايي را در دبيرستان مهمويي گذراند و به علت نبود مقطع تحصيلي بالاتر در روستا، ترك تحصيل كرد و پس از آن براي كار عازم گرگان شد. در جواني به استخدام ارتش درآمد و مشهد محل خدمتش بود و هم زمان تحصيلاتش را ادامه داد. در مبارزات و حركت هاي مردمي براي پيروزي انقلاب همكاري داشت و فعاليت هاي او در اين زمينه به حدي بود كه مورد سوء قصد قرار گرفت.همسر شهيد مي گويد: در يكي از روزهاي حكومت نظامي، ايشان بدون توجه به آن، در منزل جلسه دعاي ندبه و دوره قرآن برپا كرد. شهيد مهدي سامعي در همه حال به دنبال انجام امور خير بود. علاوه بر برپايي دوره قرآن، براي برق، آب و جاده روستاها، ساختن مساجد و كمك به فقرا تلاش زيادي مي كرد.شهيد در اواخر سال ١٣٤٧ در مشهد زندگي مشتركش را آغاز كرد. ٥ فرزند داشت كه همواره آن ها را قبل از رسيدن به سن تكليف به خواندن نماز تشويق مي كرد و در تربيت صحيح آن ها كوشا بود.

يكي از فرزندانش در مورد علاقه نداشتن پدر شهيدش به دنيا مي گويد: در ارتش براي مسكن ثبت نام مي كردند. بعضي از دوستان پدرم براي اين كار ثبت نام كردند ولي ايشان با وجود اين كه خودش اين كار را انجام مي داد، براي مسكن ثبت نام نكرد. وقتي علت را پرسيدند گفت: همسرم منزل دارد و ما در همان منزل زندگي مي كنيم و برايمان كافي است.

پس از اين كه اصرار دوستانش را ديد گفت: بگذاريد آنان كه چشم به اين انقلاب دوخته اند و آن را مي پايند خوش بين تر شوند. ما پاداش خود را در آخرت از خداوند خواهيم گرفت.با شروع جنگ تحميلي، شهيد مهدي سامعي براي اداي تكليف عازم جبهه هاي نبرد شد زيرا او جبهه را دانشگاه انسان ساز مي دانست. همرزم و عموي شهيد « علي سامعي » مي گويد: او مدام در جبهه هاي نبرد بود و هرگاه به پشت جبهه مي آمد از انجام امور خير غافل نبود و با حقوق اندكي كه داشت، كمك هاي مالي بسياري به فقرا مي كرد.همسر شهيد مي گويد: هر بار كه شهيد از جبهه باز مي گشت به من مي گفت: اين بار هم لياقت شهادت نداشتم. سرانجام اين سردار شهيد اسلام در ٢٢ تير ماه ١٣٦٧ در جبهه فكه با اصابت گلوله به درجه رفيع شهادت نايل شد.فرزند شهيد نقل مي كند: پس از شهادت پدرم، عده اي از معلولان به منزل ما مراجعه كردند و سراغ پدرم را گرفتند. آن وقت بود كه باخبر شديم ايشان حقوق خود را صرف كمك به امور خيريه و فقرا مي كرد و عضو فعال صندوق انصار الحجه بود و معلولان نيز تحت پوشش كمك هاي پدرم قرار داشتند و ايشان نشاني منزل را به آن ها داده بود كه در صورت نياز مراجعه كنند.

پيكر پاك شهيد مهدي سامعي پس از تشييع در حرم مطهر امام رضا (ع) به خاك سپرده شد .

 

یک متن جالب و خواندنی از یک معلم دلسوز

 

گاو ماما ميكرد ، گوسفند بع بع ميكرد ، سگ واق واق ميكرد و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي ؟ شب شده بود امّا حسنك به خانه نيامده بود . حسنك دوستان زيادي داشت و مدتها بود كه به خانه نيامده بود . او به شهر رفته و در آن جا شلوار جين و تي شرتهاي تنگ به تن مي كند . او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلو آينه به موهاي خود ژل مي زند . موهاي حسنك ديگر مثل پشم هاي گوسفند نيست چون او به موهاي خود كتيرا مي زند .

ديروز كه حسنك با كبري چت ميكرد كبري گفت : تصميم بزرگي گرفته است . كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون با پتروس چت ميكرد .

پتروس هميشه پاي كامپيوتر نشسته بود و چت ميكرد . پتروس ديد كه سد سوراخ شده امّا انگشت او درد ميكرد چون زياد چت كرده بود . او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ديگر مي شكند . پتروس در حال چت كردن غرق شد و براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود امّا كوه روي ريل ريزش كرده بود .

ريز علي ديد كه كوه ريزش كرد امّا حوصله نداشت چون سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را درآورد . ريزعلي هر چند چراغ قوه داشت امّا حوصله دردسر نداشت ، قطار به سنگي برخورد كرد ، كبري و مسافران قطار مردند ولي ريز علي بدون توجه به خانه بازگشت .

خانه مثل هميشه سوت و كور بود ، الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او مهمان خوانده هم ندارد چون حوصله مهمان ندارد زيرا پول ندارد شكم مهمان را سير كند .

او در خانه تخم مرغ و پنير فراوان دارد امّا گوشت ندارد . او كلاس بالا و فاميل هاي پولداري دارد . او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت الاغ فروخت امّا او از چوپان دروغكو گِله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد .

به همين دليل ديگر در كتابهاي دبستان آن داستانهاي قشنگ وجود ندارد .

 

مشاهير خراسان جنوبی

  دكتر محمد على فرجاد

 

    درسال 1304 در بيرجند متولد شد ، تحصيلات ابتدائى و متوسطه را در بيرجند و تحصيلات ليسانس و فوق ليسانس در رشته زبان شناسى رادر دانشگاه تهران و فوق ليسانس‏دوم و دكترى در زمينه مديريت آموزشى را در دانشگاه ردينگ انگلستان به پايان برد.

    مشاغل آموزشى و ادارى فرجاد از دبيرى دبيرستانها و نيز رياست دبيرستان شوكتى بيرجند شروع مى‏شود و در سمت رياست ادارات آموزش و پرورش استانهاى »سيستان و بلوچستان «و »خراسان« ادامه مى‏يابد و در سالهاى آخر در سمت مشاور وزير و نيز قائم مقام وزير آموزش و پرورش خاتمه پيدا مى‏كند و به بازنشستگى مى‏انجامد.

    فرجاد قبل و بعد از بازنشستگى در دانشگاههاى مختلف تدريس مى‏نمود و آخرين سمت آن مرحوم قبل از فوت (1375) استادى و مديريت گروه علوم تربيتى دانشگاه آزاد اسلامى واحد رودهن بود.

    فرجاد محققى پركار و سخت كوش ، نويسنده‏اى توانا و مترجمى چيره‏دست بود ، وى به زبانهاى انگلسى و فرانسه تسلط داشت . آثار تأليفى و ترجمه‏اى زيادى از او به يادگار مانده كه به ذكر برخى از آنها اشاره مى‏شود:

 1. منافع و مضاّر سيستم هاى متمركز و غير متمركز آموزشى به انگليسى (تأليف  ،يونسكو،    1351.)

 2. آموزش و پرورش در اسكاتلند " به انگليسى و فارسى تأليف  ، يونسكو، 1351 .

 3. طرح بررسى فعاليت هاى آموزش متوسطه در ايران تأليف  ، يونسكو، 1352 .

 4. برنامه ريزى آموزشى چيست اثر فيليپ كومبز ترجمه ، تهران : وزارت آموزش و پرورش،1353.

 5. شرح حال اسدالله غالب شاعر پارسى گوى شبه قاره هند ، تاليف ، انتشارات مركزتحقيقات فارسى ايران و پاكستان ، 1356.

 6. در افغانستان چه مى‏گذرد " ترجمه  ، تهران : انتشارات الهام ،1361.

 7. روش تحقيق در علوم تربيتى ترجمه ، تهران : انتشارات الهام ، 1361.

 8. مقدمه‏اى بر مديريت در آموزش و پرورش، اثر كوك و وانهيل ترجمه،تهران انتشارات الهام، 1362.

 9. چگونه به كودك سخن گفتن بياموزيم ، اثر مارگريت گرين ترجمه ، تهران انتشارات الهام،1366.

 10. روانشناسى دولتى " اثر دان گابرترجمه  تهران انتشارات الهام ، 1373.

 11. آموزش و پرورش تطبيقى ،تأليف ، تهران : انتشارات الهام ، 1374.

 12. مبانى و اصول برنامه‏ريزى آموزشى و درسى تأليف  ، تهران : انتشارات الهام 1374.

 13. مديريت عمومى در آموزش و پرورش تأليف ، تهران : انتشارات الهام 1375.

 14. روانشناسى تعلل ورزيدن سهل انگارى ترجمه ،تهران :انتشارات رشد 1375.

 15. روانشناسى رشد نوجوانى تاليف ، تهران : انتشارات سروا ، 1375.

 16. آموزش و پرورش در جهان نو  اثر جان واينرى ترجمه  ، انتشارات -1375.

 

فرهنگ عمومی ( قسمت سوم )

 

صُبْ پِکَه                 سحر

طَقَرْچِه                   نوعی ظرفی سفالی برای درست کردن غذا

طَیارِ                        حرف ندای ابهام آمیز

عِنْدو                       خارش

قَشُقْ                       قاشق

قُلْ آمدن                بجوش آمدن

کُتِه                         کتک

کُجِه                        کجا

کَچی شیر              نوعی غذایی محلی

کَدو                         کدامیک

کَرْبِلَیْ                     کربلایی

کِرِه                          به صرفه بودن

کِشْمُو                      مزرعه کوچک ،زمین زراعتی

کَفْتَرْ                        کبوتر

کفْگیربره                نوعی مَلاقه

کُکْ                         کبک

کَلْپوره                    نوعی داروی گیاهی برای دردشکم

کُلُمْبَه                     چاق ، فربه ، سمین

کَلُو                          بزرگ

کَلوخ                       ریگ ازجنس خاک

کَله پُرْْبَدی             بیماری اُریُن

کَموک                     مقداری کم

کَنْدال                     حفره، چاه

کُندِرِشک              آرنج

کیک                       کَکْ

گُرْجِه                      گوجه فرنگی

گُشْنِه                      گرسنه

گُمَیی                      کم پیدایی

گوشَدار                  گوش کن

لَخَبورگ                 سوسمار

لََخْشُوک                 لیز

لِفْتْ دادن               دیر کردن

لِنگْ                        پا

لُو                             لب

لُوچْ                         لپ

مُ                             من

مَتُو                          شب مهتابی

مَجْمِه                      سینی بزرگ

مَرِضا                       محمدرضا

مُسْتَراب                 توالت

مَسِیْ                       محمدحسین

مُشَتِه                      آرایشگر

مَعتَلْ                       منتظر شدن

مَعْدَلی                    محمدعلی

مُغْریبُنْگْ               صبح زود، سحرگاه

مِنَدَری خُو              می پنداری که

مُنْده                       خسته،باقی ماندن

مورِشْکْ                 مورچه

موسی کوتقی         نوعی پرنده شبیه کبوتر

مِه مِه                      مامان

مَیُم                         می خواهم

میُمْ                         می آیم

مینی                      می بینی

مَیِه دار                   پولدار

مَیی                        می خواهی

نَزِوال                       ناسازگار

نِشْ                          دهان

نَلی                          تشک ، تخت خواب

نُماشُمْ                      بعد ازظهر

نَموک                       مقداری کم

نِمَیه                         نمی خواد

نِمَیی                       نمی خواهی

نَنِه                          مامان

نُو                             نان

وِرْ ورْ                       صحبت زیاد

وَرْمالیدن                 بالا زدن

وَشوریده                 عاشق

هَمیدَم                    الان

هُنِه                          بگذار

هِنْدُنِه                     هندوانه

هُنْْْشی                    بنشین

 

چند نما از آداب و سنن استان

                    

                            چرخ ريسندگي

                                                         چرخ ريسندگي قديمي

                                 مرد قالي باف

                                           مرد قالي باف در مود بيرجند

                                زندگي ايلي درخراسان جنوبي

                                           نمايي از زندگي ايلي در خراسان جنوبي

                               يك بناي قديمي

                                              نمايي از موزه شوکت آباد بيرجند

 

فرهنگ عمومی ( قسمت دوم )

               

                    رقص محلي جنوب خراسان 

                                

تَاریکا                     دلتنگ

تاس                        کاسه

تَلخْگْ                    کمی تلخ

تِلْ تِلْ                     صحبت بیهوده و زیاد

تُلُپَسْ(تَلَپَسْ)           حرف ندا

تِلِکَسْتْ                  حرف ندای شکستن

تَلَبگار                     طلبکار

تِلِنْگْ                      هل دادن

تَمُو                         شلوار

تِنْگْ طلا                  خوب وتندرست،عالی

جُنِوار                      توان، قدرت

جُوزْ                         گردو

چپی گری                 شلوغ کردن،فضولی

چرخ زدن                 جستجو کردن

چَغوک                     گنجشک

چَیی                       چای

خُسُرْ                       پدر زن

خُسُرْبَره خُسُروَره       برادر زن

خَش                       مادر زن

خُلِ اَتِش شرور          خیلی فضول

خَلا                        توالت

خِلَشِه                     خار

خَلو                        دایی

دَپُر کردن                 قفل کردن ، بستن

دَخُو                        در حال خواب

دُرْباخ                       سلامتی

دَرُدُو                        اطراف

دِرِزْگ                      کمی خیس شدن

دِرِزْگیدن                  لرزش ناشی از ترس

دَکِشال                    نوعی حمل کردن

دِلَنْگو                      آویزان

دَلُنِه                        سالن ورودی منزل

دُماق                       بینی

دِنْدُو                        دندان

دَنْگْ او                    مقدار(آب)

دوشینه                   دیشب

دُول                        سطل

دولَخ باد                   بادشدید همراه گرد و غبار

دوودوو                    خواهر

دیکُو                       مغازه

رِز کردن                  حمله ورشدن حمله کردن

رِسمُو                      طناب

رَم                         دلسوزی

شِرِنی                      شیرینی

شِقْ                        تیپ و قیافه

شِکَفْتِه                    آبنبات ،نوعی قند

شَلْته                      موج کوچکی از آب

شُنْدُو                      خط شروع

شُنْگُلْ                     انگشت

شُو                          شب

شَیْنَکْ                    پرنده شاهین

فرهنگ عمومی ( قسمت اول )

واژه زیبای زبان  بیرجندی معنی واژه بیرجندی به فارسی

اَتشونی              شب نشینی

اَجید(حَجید)      سرحال ، شاداب

اَخُوگَرْدْ              عجله کن

اَریک                 لثه

اِسْپِلُونَکْ           سوت زدن

اِسْکَلْ                سوخته شده، زغال

اُسول                رقصیدن

اِشْتُوْ                 عجله

اَفتُو                   آفتاب

اِلَبَتْ                  اختیار

اَلَخُ بَلَخُ              بلاتکلیف

اَلِده                   درگیر کردن

اَلو                     حرف ندای تعجب

اَلوبُخَرا               آلو سیاه خشک شده

اِنْدِر                   ناتنی

اِنْگِزْ                  تلنگر، حرکت

اِنْگَمُنُو               تمام بدن

اوسوشو             برو کنار

اووَرْ                   آن طرف

ایوَرْ                   این طرف

بَپیر                  بابابزرگ

بِسْتُو                 خریدکن،چیزی بگیر

بُقْلَوِه                 نوعی تنبیه کردن

بَلا                     بالا

بُنْ                     استخوان

بَنْجُو                 بادمجان

بُنْکِه                  ظرف آب ،بطری

پارسال              سال پیش

پَتیر                  نوعی نان محلی

پَرِنِه                  پریروز

پِرِه                    پیراهن

پِسْتیک             نیشکون، نوعی تنبیه

پُشتارِمی           پیش صحن

پُشْدَستی           بشقاب

پَفْتَلْ                 بیهوده ،بدردنخور،آشغال

پَکیزه                تمیز

پَلار                   ریختن چیزی

پَلِزْ                    كشتزار خیارو هندوانه

پَیْ گُدار             پشت کوه و دره

پیز                    صورت

پَیی                   پایین

سال 1387

 

ايران عزيز

 

فرا رسيدن سال 13۸۷ بر تمامي ايرانيان پاكدل

و هم استانيهاي عزيز مباركباد

اميدوارم در سايه توجهات حضرت حق

در تمام امور زندگي موفق و پيروز باشيد

 

عيد نوروز در بيرجند

         

             نوروز

نوروزعيد باستاني و فرخنده و آغاز سال نو نزد ما ايرانيان جلوه ويژه اي دارد و مردمان هر منطقه قرن هاست كه با آداب و رسوم خاص خود آن را جشن مي گيرند.

مردمان قديم بر خلاف جوانان امروز اين آداب و رسوم كهن را گرامي  داشته در حفظ و بهتر برگزار كردن آن تلاش فراوان  داشتند اهالي  با صفاي ديار بيرجند به اين ماه اصطلاحاً  ( ماه نوروز) مي گويند . شيريني پزان، نان پزان، كدورت زدايي، پرداخت دين، فاتحه خواني خانه تكاني سال نو و آماده كردن اجيل شب عيد مانند كشمش و عناب و نقل و پخته و غيره و تف دادن يا شور كردن تخمه و پسته و  ديد و بازديد بزرگان فاميل و اقوام از مراسم مرسوم در اين ايام است كه با شور خاصي انجام ميشود  . كاشتن سر سبزي يا به قول بيرجندي ها (سر سوزي) يكي از آيين هاي پا بر جا در ايام عيد است كه حدود يك ماه مانده به عيد در ظرف هاي كوچك يا بزرگ مقداري جو، گندم، عدس يا ماش مي كارند تا روز عيد سر سبز باشد. برخي نيز روي جداره هاي كوزه هاي سفالي سر سبزي هاي بسيار زيبا و دل ربايي به وجود مي آورند. در بعضي از خانواده ها هم به نيت سلامتي افراد خانواده براي هر يك از آن ها يك سر سبزي مي كارند. مناطق شهرستان قاين به اين سبزه (كاكل) و مردم روستاي پهنايي قاين به آن (بي بي نوروزك) مي گويند .

پاكيزه بودن در هنگام ورود سال نو نيز از ادابي است كه اهالي بيرجند مقيد به انجام آن هستند و اعتقاد دارند كه سال نو را بايد با تني پاك آغاز نمود .

حنا بندان يكي ديگر از مراسم مردم اين سرزمين است كه در گذشته و در مواقع مختلف از جمله (نوروز) انجام مي شده است. هنوز هم گروهي از مردم به ويژه بزرگسالان با آمدن عيد نوروز با رنگ كردن موهاي سر و انگشتان خود با حنا به استقبال نوروز مي روند.

يكي ديگر از مراسم استان خراسان جنوبي رسم شاه مولايي است كه در مناطق شهري و روستايي خراسان جنوبي مرسوم است و انجام آن بدين ترتيب است كه چند روز مانده به نوروز افراد خير و معتمدان محل با مراجعه به ثروتمندان اقدام به تهيه اجناس مورد نياز نيازمندان كرده، آن ها را بين افراد نيازمند تقسيم مي كنند .

اهالي بيرجند قديم اعتقاد داشتند كه شام شب عيد به هر قيمت كه شده بايد(پلو)باشد فقير و ثروتمند خود را مقيد به تهيه و پختن پلو در شب عيد مي دانستند.اين هم از رسومي است كه امروزي ها شايد با شنيدنش به تعجب و خنده وا داشته شوند چرا كه بسياري در قديم الايام  استطاعت تهيه پلو و حتي نان گندم را براي يك هفته هم نداشته اند چه رسد براي همه سال و تنها نوروز به نوروز، آن هم با كلي سختي و مشقت چشمشان به پلو مي افتاده است .

سمنوپزان يكي ديگر از مراسم هاي پر رنج و زحمت ، پرطرفدار و تشريفاتي نوروز است كه براي انجام آن  چهل ، پنجاه روز مانده به نوروز ، خانم ها ظرف هايي وسط حياط يا پشت بام
مي گذاشتند تا  از آب باران پر شود هم زمان نيز مقداري گندم در پارچه هاي سفيد و نازك به نام (صافي) مي ريختند تا در آب خيس شود يا اين كه روي تگيجه (تشت مانندي پهن و بافته شده از ساقه هاي گز) مي گذاشتند و پيوسته آن را با آب نگه مي داشتند تا گندم ها جوانه بزنند. پس از اين كار آن ها را در جايي پهن مي كردند تا خشك شود و براي آسياب كردن يا(دستاس) آماده شود. پس از الك كردن آردها آن را با مقداري آرد معمولي مخلوط مي كردند نزديكي هاي عيد آردها را خمير و با انواع ادويه مثل زردچوبه، دارچين و سياه دانه، كراويه و... مخلوط مي كردند. با آماده شدن آرد آن را به صورت گرده هاي كوچك يا بزرگ درآورده، در ديگچه هاي مسي به نام(قليف) گذاشته روي اجاق پر از آتش مي گذاشتند و روي قليف ها را نيز با آتش مي پوشاندند پس از آماده شدن آن ها را به تكه هاي مناسب تقسيم و به همراه آجيل با آن ها از ميهمانان نوروزي پذيرايي مي كردند.

جشن چهارشنبه سوري نيز از رسومي است كه در شب چهارشنبه قبل از پايان سال بر پا
مي شود .

سفره سفيدي تحت عنوان سفره هفت سين  در صبح اولين روز فصل بهار يعني نوروز  در خانه  به سمت قبله  پهن ميشود ، قرآن، آيينه و شمعدان .سركه، سير، سماق، سنجد، سيب، سه پسته و سياه دانه، هفت سين انتخابي اين سفره هستند همچنين اقلام ديگري همچون سر سبزي، كاسه آب ، تخم مرغ هاي رنگ كرده و پياله ماست مَشكي ، سبزي تف داده شده ، انواع متنوع شيريني، آجيل و تنقلات رنگارنگ، كاسه آش، نان خشك و ميوه هاي خوش عطر و طعم نيز در سفره وجود دارد . در برخي مناطق يك عدد تخم مرغ را روي آيينه كوچكي مي نهند و آن را در وسط سفره كنار قرآن جا مي دهند و معتقدند با فرا رسيدن لحظه تحويل سال تخم مرغ روي آيينه حركت مي كند.

در لحظه سال نو بزرگ ترهاي خانواده قرآن و دعا مي خوانند و كوچك ترها نيز ضمن دعا منتظر لحظه تحويل سال نو مي مانند پس از تحويل سال كوچك ترها دست بزرگ ترها و بزرگ ترها صورت آن ها را مي بوسند و با تبريك عيد نوروز به يكديگر و بزرگ ترها به ديگر افراد عيدي مي دهند و براي سلامتي حاضران و آمرزش رفتگان دعا مي كنند و كام خود را با شيريني شيرين مي كنند.

شهرستان درمیان

 

            نمايي از قلعه درميان

 ؛شهرستان درميان با وسعت حدود ٦ هزار كيلومتر مربع در شرق استان خراسان جنوبي واقع شده است.

سرزميني كه به علت دوري از مركز جمعيتي و كوهستاني بودن به نام قهستان شهره شده بود و نقطه امني براي افرادي كه از ظلم حكام به ستوه مي آمدند، به شمار مي رفت. سرزميني كه روزگاري محل استقرار فداييان اسماعيلي و حسن صباح در روستاهاي طبس، درخش، گسك، هندوالان، بورنگ، نوزاد، گزيك، درميان، فورگ و قلعه گاويچ و امام زاده سلطان ابراهيم رضا (ع) در روستاي آب گرم بوده است و هم اكنون در اين سرزمين بن بست و محروم، پيروان و معتقدان تسنن و تشيع در كنار يكديگر براي عمران و آبادي تلاش مي كنند.اين شهرستان از شمال به بخش زيركوه و زهان شهرستان قاينات، ازجنوب به بخش مركزي شهرستان سربيشه، غرب آن به بخش مركزي شهرستان بيرجند و از شرق به كشور افغانستان محدود شده است.شهرستان درميان داراي بخش هاي قهستان، مركزي و گزيك است مجموع روستاها و آبادي هاي شهرستان درميان ٣ بخش و ٦ دهستان و ٧٩٤ آبادي است كه ١٩٤ آبادي داراي جمعيت است.جمعيت شهرستان درميان در حال حاضر حدود ٦٠ هزار نفر است كه از اقوام وطوايف مختلف فارس، بلوچ و عرب تشكيل شده است و به زبان فارسي با لهجه بيرجندي در پاره اي از روستاها چون نخاب خلف و دره چرم با لهجه عربي وخيرآباد، اشك و شوراب هم با لهجه بلوچي صحبت مي كنند.

دشت هاي عمده اين شهرستان دشت درميان، پدخل، اسدآباد، بورنگ و طبس است. نوع كشت منطقه اغلب آبي مي باشد و از قنات رودخانه هاي فصلي، چشمه و چاه تامين مي شود. محصولات زراعي آن گندم، جو، چغندرقند، حبوبات و زيره و محصولات دائمي نيز زرشك، گلابي، گردو و زرد آلو است. رودخانه هاي فصلي بسياري در اين شهرستان جريان دارد كه مي توان به رودخانه هاي درميان، فخرود، گزيك، رباط و سراب اشاره كرد.

اقتصاد شهرستان صرف نظر از كشاورزي و دامپروري از طريق قالي بافي است كه دربخش قهستان به ويژه آسيابان و درخش اين صنعت سابقه طولاني دارد و از درخش به عنوان اولين منطقه قالي بافي بيرجند ياد مي شود.كارخانه قند قهستان تنها واحد صنعتي ماشيني است كه ضمن كارآفريني و اشتغال زايي تنها خريدار هزاران تن چغندر است و كارخانه در حال احداث سيمان باقران هم از پروژه هاي مهم صنعتي استان محسوب مي شود كه از پيشرفت قابل توجهي برخوردار است.از آثار تاريخي شهرستان درميان مي توان به قلعه فورگ، بقعه امام زاده سلطان ابراهيم رضا(ع)، مسجد جامع هندوالان، قلعه طبس، مسجد جامع درخش و آسبادهاي طبس اشاره كرد كه با مديريت صحيح مي توان اين اماكن را به عنوان جاذبه هاي گردشگري معرفي و در اين زمينه فعاليت كرد.شهرستان درميان با ٦ هزار كيلومتر مربع وسعت نسبت به ١٥٠ شهرستان ايران بخش بيشتري از خاك كشور را به خود اختصاص داده است. اين شهرستان شش و نيم درصد گستره وسيع استان خراسان جنوبي را شامل مي شود و حدود ١٠ درصد جمعيت استان در اين شهرستان زندگي مي كنند.از ٧٩٤ نقطه جغرافيايي ٦٠٠ نقطه يا ٧٦ درصد آن خالي از جمعيت است و فقط ١٩٤ نقطه يا ٢٤ درصد جمعيتي بين يك تا ٢ هزار و ٥٠٠ نفر را در خود جاي داده است.بنابراين سهم مهاجرت و تخليه روستاها در شهرستان درميان بيشتر از ديگر نقاط استان است؛ در حالي كه سهم اين شهرستان در توليد ناخالص ملي به ويژه بخش كشاورزي بسيار فراتر از متوسط استان است.

 

شاهدان فرزانه استان

                                        

                                                 شهيد سيد احمد رحيمي

 

                 شهيد سيد احمد رحيمي  

 

نام: سید احمد

نام خانوادگی: رحیمی

نام پدر: سید محمدرضا

تاریخ تولد:3/1/1338

تاریخ شهادت:24/1/1361

محل شهادت: منطقه شرهانی

عملیات: والفجر1

دانشجوي شهيد سيد احمد رحيمي فرزند سيد محمد رضا در سوم فروردين 1338 درخانواده اي متدين، آگاه و هوشمند در شهر بيرجند پا به عرصه وجود نهاد در آغاز كودكي روانه مكتب خانه شد و قرآن را فرا گرفت تحصيلات ابتدايي را در دبستان حكيم نزاري، راهنمايي را در مدرسه راهنمايي شهيد مطهري و دبيرستان را در دبيرستان طالقاني بيرجند به اتمام رساند و در سال 1356 پس از شركت در آزمون سراسري در دانشكده پزشكي تهران پذيرفته شد و مشغول تحصيل گرديد. شهيد سيد احمد رحيمي از برجستگي هاي اخلاقي، هوش سرشار، قدرت فرماندهي و توان مديريتي فوق العاده اي بهره مند بود. همين امر باعث شد كه بسان ستاره اي نوراني در آسمان انديشه همشهريان خود همواره درخشان بماند و دوست و دشمن يك دل و يك زبان او را تحسين نمايند و شخصيت چند بعدي وي را بستايند.

اولین مبارزه علنی

       پايبندي احمد به مباني اسلام و دلسوزي اش نسبت به محرومين موجب شد تا فعاليت مذهبي- سياسي اش را از همان دوران دبيرستان آغاز نمايد و اولين مبارزه علني ايشان در مسجد آيت الله آيتي بيرجند اتفاق افتاد، ايشان پس از پايان نماز مغرب و عشا طي سخراني مهيجي از وزير دربار وقت- اسد الله علم- به سختي انتقاد نمود و كساني را كه به ظاهر همراه با انقلابيون و در باطن جيره خوار دستگاه علم بودند مورد خطاب قرار داد و گفت: مردم براي افرادي كه گندمهاي اسدالله علم در منازلشان انبار شده ارزشي قايل نيستند. اين حركت باعث شد كه مأمورين ساواك ايشان را دستگير نمايند اما با هوشياري از زندان رهايي يافت، و از آن پس نامش در صحيفه ياران امام ثبت شد.

فعالیت ها در دانشگاه

سيد احمد در دانشگاه فعاليت هاي خود را به گونه اي شكل يافته دنبال كرد، ايشان كه از اعضاي اصلي انجمن اسلامي دانشكده پزشكي بودند در يكي از جلسات درس كه حجاب اسلامي از سوي استاد جامعه شناسي مورد انتقاد واقع شد و در ميان بهت و حيرت دانشجويان با استواري از جا بلند مي شوند و با شجاعت تمام از حجاب دفاع نمود و استاد را قانع مي سازند. اين دفاع جانانه و ساير سخنراني هاي ايشان در محيط دانشگاه باعث شد كه بسياري از دختران دانشجو به حجاب رو بياورند و حتي دختر يكي از سناتورهاي شاه كه همكلاس ايشان بود از سيد احمد تقاضا مي نمايد كه منابع بيشتري درباره حجاب در اختيار ايشان بگذارد.

قبل و بعد از پیروزی انقلاب

با وزيدن نسيم انقلاب سيد احمد به فعاليت هايش عليه ر‍ژيم وسعت بخشيد و براي انتقال اعلاميه هاي حضرت امام از تهران به بيرجند چهره و نوع پوشش خود را تغيير مي داد. او در راهپيمايي هاي تهران، مشهد و بيرجند حضوري چشمگير داشت و از نزديك شاهد تظاهرات خونين هفده شهريور در ميدان ژاله بود. با پيروزي انقلاب اسلامي و بازگشايي دانشگاه ها به ادامه تحصيل پرداخت. و با شخصيت هايي چون: آيت الله بهشتي، آيت الله مطهري و آيت الله مفتح رابطه اي نزديك داشت. چندي نگذشت كه در سيزده آبان ماه 1358 به همراه تعداد ديگري از از دانشجويان خط امام، لانه جاسوسي آمريكا را به تصرف درآورد. به اذعان دانشجويان او يكي از چهرههاي موفق فتح لانه جاسوسي بود و بارها به نمايندگي دانشجويان در تجمع مردم حضوريافت و به روشنگري پرداخت.

حضور در مجامع

شهيد رحيمي به درخواست دادسراي انقلاب اسلامي بيرجند به اين شهرستان مراجعت نمود و مسئوليت فرماندهي سپاه پاسداران منطقه را پذيرفت و دوران خدمتش در سپاه مقارن بود با آغاز جنگ تحميلي، حركات كور منافقين، خيانت بني صدر، فعاليت تروريستهاي اقتصادي و فتنه انگيزهاي ملاكين غاصب. سه بار منافقين تصميم به ترور وي گرفتند: نقشه ها و كروكي منزل سيد احمد در يكي از خانه هاي تيمي به دست آمد. اما هر بار با عنايت خداوند از خطر محفوظ ماند. پس از كسب تكليف از محضر امام به عضويت شوراي سپاه منطقه 4 خراسان و سرپرستي واحد اطلاعات منصوب گرديد و خدمات ارزنده اي در اين راه به جاي گذاشت. پس از فوت پدر بزرگوارش به ناچار به بيرجند مراجعت نمود و به فعاليت هاي آموزشي و آموزش عقيدتي بين جوانان سپاه و بسيج و ساير ارگانها و نهادها پرداخت و بارها براي بررسي نيروهاي لشكر نصر 5 به جبهه رفت. همسر محترم ايشان مي گويد:« گاهي پيش مي آمد كه مدت بيست روز از احمد خبري نداشتيم پس از شهادت ايشان يكي از منافقين افغاني تعدادي از عكسهاي او را در سنگرهاي افغانستان به ما نشان داد. آن وقت متوجه شديم كه احمد در نهضت افغانستان عليه شوروي نيز سهيم بوده است.

جبهه و جنگ

در زمستان 1361 به همراه خانواده به خوزستان هجرت كرد تا در جبهه حضوري مداوم داشته باشد در اواخر همان سال بر اثر اصابت تركش مجروح شد و مدتي بستري گرديد پس از آن در عمليات والفجر1 مورخ 24/1/61 حماسه اي پايدار از خود به يادگارگذاشت. و در هنگام حمل مصدومين و شهدا بار ديگر مجروح شد اما در همان حال اسلحه آر. پي. جي يكي از رزمندگان را بر دوش نهاد و بر بلنداي خاكريز ايستاد و چندين تانك دشمن را منهدم كرد با اصابت گلوله هاي تانك هنگام اذان ظهر،‌ جبهه شرهاني شاهد عروج پرستويي بود كه با پيكر مشرحه شرعه جام وصل را سركشيد، پيكر مطهرش پس از 25 روزدر بوستان شهداي بيرجند آرميد. اين زمزمه به يادماندني شهيد محقق گشت كه: « دوست دارم در جايي به شهادت برسم كه هيچكس مرا نشناسد و احمد صدايم نزنند و كسي جز خدا ناله هايم را نشنود.»

فرازي از وصيت نامه شهيد

حمد و سپاس خداوند متعال را كه با عنايت خاصه اش به ملت ايران تهصت اسلام و جمهوري اسلامي را ارزاني داشت. قلب هاي متفرق را متحد ساخت. و زنگار قلوب جوانان اين كشور را زدود و با صبغه الله رنگ آميزي كرد. پروردگارا تو را سپاس گزارم كه توفيق شركت در عمليات را به من عنايت فرمودي تا بدين وسيله ناخالصي ها و تبعات معاصي را از قلبم بزدايي. بار خدايا اگر صلاح مي داني به تنها آرزوي مانده بر دلم يعني شهادت في سبيل الله نيز جامه عمل بپوشان. سخني با همه آنان كه مرا مي شناسند. تقواي خدا پيشه كنيد و خانه دل را براي او خلوت كنيد. وقتي دل از ياد خدا غافل شد، آنگاه خدا شيطان مي گردد و شما را تباه مي كند. مطالعه در كتاب قلب سليم و گناهان كبيره را به جوانان پيشنهاد مي كنم اميدوارم از آن غافل نشويد. سفارش مي كنم شما را به تبعيت از امام امت كه به راستي موهبتي آشكار از سوي خداست برهمه جهانيان اگر تمسك به فرمايشات ايشان در جامعه رو به تحليل نرود يقيناً اين مملكت شكست نخواهد خورد. مادر، همسر، خواهران و برادران و دوستانم را به خدا مي سپارم و از همه كساني كه مرا مي شناسند طلب عفو مي كنم.

خاطرات شهید

قسمتی از خاطرات شهید رحیمی را در این قسمت بیان شده است. امیدوارم که از آن استفاده لازم را ببرید. چنانچه هرگونه نظری در مورد این قسمت دارید در قسمت نظر خواهی یادداشت نمایید.      تشکر - التماس دعا

پناه رنجدیدیگان

مردم روستایی در اطراف بیرجند که از ستم خوانین منطقه به ستوه آمده بودند، به آقای رحیمی پناه آوردند. گرچه این کار اصلأ در اختیارات ایشان نبود، اما وقتی مردم رنجدیده را می دیدکه در نهایت تلاش همچنان دست خالی و بی پشتوانه اند، خودش را درگیر می کرد.با شکایت های متعدد روستاییان آقای رحیمی به ما مأموریت داد تا به روستای مورد نظر برویم. پس از بررسی متوجه شدیم عده ای از سرسپردگان رژیم پهلوی زمین های مردم را با حیله به تصرف درآورده اند.از خوانین هم بازجویی کردیم. اما آنها هرگونه تصرفی را انکار می کردند. به ناچار با آقای رحیمی تماس تلفنی گرفتیم و راهکار خواستیم. ایشان گفتند: این همه مردم که دروغ نمی گویند. خوانین را بگیرید و به بیرجند بیاورید.

ما هم اطاعت کردیم و پس از تحویل به دادگاه، جرمشان اثبات شد و عده زیادی از روستاییان بعد از پس گیری زمینهایشان دعاگوی آقای رحیمی شدند.                                                              رضایی- همکار شهید

یک کت و دو داماد

مراسم ازدواجمان در مسجد صاحب الزمان بیرجند برگزار شد. محفلی صمیمی و بی تکلف. درست همان ساده زیستی که احمد طالبش بود. وقتی در کنارم می نشست تا خطبه عقد جاری شود، کت دامادی به تن نداشت. علت را جویا شدم. آهسته گفت: توضیحش مفصل است باشد برای بعد!

چند روز پس از مراسم برایم توضیح داد: آن شب یکی از برادران پاسدار به دیدنم آمد. سر صحبت که باز شد متوجه شدم او هم قرار است همزمان با من ازدواجش را جشن بگیرد. اما لباس دامادی ندارد. ترجیح دادم کتم را به او هدیه کنم. او ابتدا قبول نمی کرد ولی با اصرارم پذیرفت.

این مسأله تنها در همان روز اتفاق نیفتاد. وقتی می خواستیم زندگی مشترکمان را آغاز کنیم با دیدن فرش دستباف در جهیزیه ام از پدرم خواست تا فرش را بردارند و بجایش موکت بدهند. پدرم در پاسخ به احمد گفت: من فرش را می دهم بعد هر کاری خواستید خودتان بکنید.

پنکه سقفی

ماه رمضان، قبل از انقلاب در مراسم احیا آقای رحیمی تعداد زیادی اعلامیه و عکس حضرت امام را روی پنکه سقفی جاسازی کرده یود. بر اثر ازدحام جمعیت، هوای داخل مسجد گرم شد. با به کار افتادن پنکه، اعلامیه ها در فضای مسجد به پرواز در آمدند. رییس شهربانی که کنار ستونی نشسته بود سراسیمه به طرف در رفت تا اقدامی بکند. اما یکی از دوستان قبل از اجرای نقشه، کفش های رییس شهربانی را پوشید تا کمی معطل شود. او هم دستپاچه با دمپایی های لنگه به لنگه از صحنه خارج شد و کاری از دستش بر نیامد. این کار برای شهری دور از مرکز مثل بیرجند اقدام کوچکی نبود. چون تعداد زیادی از مردم برای اولین بار تصویر امام را می دیدند.

اختلاط دختر و پسر در دبيرستان

سال آخر دبیرستان درس می خواندم که بحث اختلاط دختر و پسر پیش آمد و خیلی سریع عملی شد ما به این کار معترض شدیم. قبل از انقلاب بود و دخترها با وضع بدی در کلاس حاضر می شدند. یکی از دبیران بسیار مجرب ریاضی که آن زمان به ما درس می داد، گفت: من می خواهم شما خوب درس بخوانید و کاری به این چیزها ندارم. اما احمد اعتراضش را علنی کرد. در مقابل عقیده ی دبیرمان ایستاد و گفت: این ترویج بی بند و باری است. دبیر ریاضی به دفتر رفت و گفت: اگر رحیمی در این کلاس باشد من درس نمی دهم. احمد هم که از استعداد بالایی برخوردار بود به خاطر هم کلاسی هایش از این قضیه گذشت و در کلاس حاظر نشد با اینکه رشته ریاضی سخت و سنگین بود و در کلاس ها هم حضور نداشت همان سال در رشته ی پزشکی دانشگاه تهران با رتبه ی عالی قبول شد. 

مراسم ازدواج

  مراسم ازدواجمان در مسجد صاحب الزمان بیرجند برگزار شد. محفلی صمیمی و بی تکلف. درست همان ساده زیستی که احمد طالبش بود. وقتی در کنارم می نشست تا خطبه عقد جاری شود، کت دامادی به تن نداشت. علت را جویا شدم. آهسته گفت: توضیحش مفصل است باشد برای بعد!

چند روز پس از مراسم برایم توضیح داد: آن شب یکی از برادران پاسدار به دیدنم آمد. سر صحبت که باز شد متوجه شدم او هم قرار است همزمان با من ازدواجش را جشن بگیرد. اما لباس دامادی ندارد. ترجیح دادم کتم را به او هدیه کنم. او ابتدا قبول نمی کرد ولی با اصرارم پذیرفت.

این مسأله تنها در همان روز اتفاق نیفتاد. وقتی می خواستیم زندگی مشترکمان را آغاز کنیم با دیدن فرش دستباف در جهیزیه ام از پدرم خواست تا فرش را بردارند و بجایش موکت بدهند. پدرم در پاسخ به احمد گفت: من فرش را می دهم بعد هر کاری خواستید خودتان بکنید.    همسر شهید

 

منصب هاي قديمي

 

در گذشته مناصبي در روستاهاي ايران وجود داشت كه هم اكنون از بين رفته است. در اين ستون با تعدادي از آنها آشنا مي شويد.

مباشر

مباشر نماينده بلافصل مالك در اداره امور روستا بود كه در روستا از قدرت و مقام بالايي در غياب مالك برخوردار بوده است. مباشر به طور مستقيم از سوي مالك انتخاب مي شد و ضوابط انتخاب مباشر آشنا بودن به مسائل روستا، اشراف به امور كشاورزي، داشتن تحرك و كارآيي و در نهايت فرمان برداري محض از مالك بوده است.

حقوق مباشران از طرف مالك پرداخت مي شد كه اغلب همراه با پاداش و هدايا بود زيرا دريافت پاداش و هدايا موجب مي شد كه اغلب مباشران در اخذ و جمع آوري بهره هاي مالكانه سخت گير و بدون گذشت باشند.

كدخدا

در لغت (كدخدا) يا (كتخدا) به معني بزرگ ده است و اصولا در گذشته كدخدا كسي بود كه بر خلاف مالك و مباشر هميشه در ده حضور داشت و در غياب مالك و مباشر مقام برتر ده به شمار مي آمد.

در برخي از روستا ها دو كدخدا وجود داشت يكي كدخداي دولتي بود كه از طرف مالك انتخاب و پس از معرفي به بخشداري و با حكم بخشدار و يا فرماندار به آن سمت منصوب مي شد؛ تمامي حقوق و حق الزحمه كدخداي دولتي از طرف مالك و زارع به هنگام برداشت محصول پرداخت مي شد.

وظيفه كدخداي دولتي انجام تمامي كارهاي دولتي و اداري روستا شامل سربازگيري، اخذ شناسنامه، فعاليت در انتخابات و همكاري با مراجع انتظامي و قضايي و.... بود.

فرد ديگر، كدخداي ملي و يا ضابطه بود كه نقش موثري در امور زراعي داشت به طوري كه نظارت بر تقسيم آب زمين و حتي محصول و همچنين نظارت مستقيم بر لايروبي قنات و نهرها و... داشته است.

ريش سفيدان

از آن جايي كه نظام اجتماعي روستا از زمان هاي بسيار دور بر جمع گرايي استوار بود و در اين نوع زندگي اجتماعي بزرگان و قوم و قبيله از اعتبار و منزلت بالايي برخوردار هستند بنابراين در هر روستا چند نفر از افراد مسن كه در راس قوم و قبيله و يا خانواده بزرگي قرار داشتند به عنوان ريش سفيدان در روستا ظاهر مي شدند و اين افراد از ارزش اجتماعي والايي برخوردار بودند و بسياري از مسائل اجتماعي و اقتصادي مردم روستا به وسيله اين افراد حل و فصل مي شد كه اكنون هم اهميت خود را از دست نداده است.

 پاكار

مامور اجرا و يا بازوي اجرايي مباشر و يا كدخدا بود و عامل جمع آوري ماليات و آگاه كردن مردم از تصميمات مالك مباشر و يا كدخدا بوده است.

دشتبان

همان طور كه از معناي لغوي آن بر مي آيد حفاظت مزارع و باغ ها را در طول سال عهده دار بوده است.

رعايا

علاوه بر مردمان ساكن در روستا كه به امر كشاورزي اشتغال داشته اند عده اي ديگر در روستا وجود داشته و دارند كه زمين زراعي نداشتند و آن ها را خوش نشينان گويند كه عمدتا در روستا داراي مشاغل خدماتي بودند.

  

نحوه تقسیم آب در شاخنات بیرجند

 

در شاخنات بيرجند مبناي تقسيم آب زراعي فنجان است و هر ١٠ فنجان را يك دنگ (دانگ) گويند.

هر شبانه روز كه ٢٤ ساعت است، به ١٢ دانگ تقسيم مي شود.

٦ دانگ يعني ١٢ ساعت را كه شامل يك روز با يك شب است، «طاقه» و ٢٤ ساعت را «شبانه روز» مي نامند.وجه تسميه واحد تقسيم آب به فنجان به اين لحاظ است كه قنات ها نسبتا آب فراواني دارند و نياز چنداني نيست كه آب را در استخر نگاه داشت، شركا ضمن آبياري، زمان و آب را به وسيله فنجان تقسيم مي كنند. ترتيب آن به اين شكل است كه ديگ بزرگي را پر آب مي كنند و يك فنجان را كه يك چهارم ليتر ظرفيت دارد و در كف آن سوراخ ريزي است، روي ديگ مي گذارند.به مرور زمان آب از همان سوراخ وارد فنجان مي شود و هنگامي كه پر شد، به داخل آب ديگ فرو مي نشيند. پر شدن فنجان يك ساعت زمان مي برد يعني يك فنجان، بر همين اساس آب را به مزارع هدايت مي كند و بدين وسيله حقوق شركا با ساعت آبي مشخص مي شود.در كاريزهايي كه آب اندكي دارد، ابتدا آب را در استخر نگهداري مي كنند تا هنگام آبياري كارآيي بيشتري داشته باشد و نزديك غروب يا هنگام طلوع آفتاب مانع را برمي دارند و زمين ها را آبياري مي كنند.در اين مورد فنجان به كار نمي رود و سهام شركا قراردادي و نسبي است و تقسيم محصول و سهم الارث و خريد و فروش نيز بر همين اساس است.

 

یک شعر بیرجندی

                                    

                                               شعر سال نو از استاد عندلیب

 

           نمایی از شهر بیرجند 

اعیاد سعید قربان و غدیر

 بر تمامی مسلمین مبارک باد

 

مهدي جدري  پيشكسوت بوكس استان

 

                          مهدی جدری ( بوکسور )

 

جدري در سال 1333 در شهر بيرجند بدنيا آمد و پس از طي دوره نوجواني در سال 1351 ورزش بوكس را زير نظر استاد تيمورپناه شروع كرد . او در همان سال موفق به كسب مقام قهرماني در مسابقات شهرستان شد كه اين امر موجب تشويق وي نسبت به ادامه رشته مورد علاقه وي گرديد . طي چندين سال او موفق به كسب مقامهايي گرديد كه قهرماني شهرستان ، نايب قهرماني باشگاههاي خراسان ، قهرمان آموزشگاههاي خراسان ، مقام نخست مسابقات آزاد استان ، نايب قهرماني مسابقات نيروي زميني ارتش و .... از عناويني هستند كه وي از شروع فعاليت تا سال 1355 كسب نموده ضمناً نامبرده به رشته هاي فوتبال و واليبال نيز علاقه داشته  است .

یک متن تاریخی جالب

                                 

                                                      وصيت نامه داريوش كبير

 

                            ایران باستان                    

 http://cph-theory.persiangig.com/link/L314-Daryoosh.htm                

 اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .

اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده  اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان .

مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .

ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .

هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.

كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .

اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .

توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .

 افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .

 امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .

همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .

 

                                         داریوش کبیر

بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.

زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.

هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .

عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .

بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

یک شعر بیرجندی

 

                                                شعری از آقای سعید عندلیب

معرفی یک روستای تاریخی ( طارق )

 

روستای طارق در شش کیلومتری شمال غرب شوسف از توابع شهرستان نهبندان جنوبی ترین شهرستان استان خراسان جنوبي واقع شده است یکی از آثار تاریخی روستای طارق مسجد آن می باشد که سنگ نوشته ای حاکی از قدمت دیرینه ی آن دارد علاوه بر این مسجد تاریخی ، آرامگاهی وجود دارد که منسوب به ابراهیم ادهم می باشد که در کتب تاریخی مختلف یادی از این عارف بزرگوار شده است و مردم اعتقاد خاصی به این شخص دارند و ایشان را سبب عاملي بر رفع بلا می دانند در نزدیکی روستای طارق قلعه ای به نام قلعه ی رستم وجود دارد که به اعتقاد مردم این روستا رستم دستان ( شاهنامه ) در آن
می زیسته است که رود آن ناحیه را به نام قله (قلعه)می نامند این روستا دارای آبادیهای زیادی می باشد که در نوع خود بی نظیر است در شمال غرب روستای طارق چشمه ای به نام چشمه ی پریان وجود دارد که زیارتگاه مردم منطقه به خصوص مردم سیستان می باشد . در سه کیومتری روستای طارق در شمال شرق آن روستایی به نام رای وجود دارد .

 

بقاياي قلعه بورنگ

 

در بخش غربي روستاي بورنگ از توابع بخش درميان بيرجند بقاياي يك قلعه تاريخي به همين نام شامل يك برج به ارتفاع 11 متر، قسمتي از حصار و آب‌انبار ديده مي‌شود. مصالح به كاررفته در ساخت اين برج ، خشت و مقدار كمي سنگ در پايه آن مي‌باشد. تنها تزئينات قابل مشاهده كه به بالاترين طبقه برج منحصر مي‌شوند قابها و تزئينات گچي پيرامون بخاري ديوار مي‌باشند. سبك معماري بناي قلعه و نمونه سفالهاي پراكنده آبي و سفيد اطراف آن نشان دهنده ساخت بنا در دوره صفويه مي‌باشد.

معرفي مناطق خراسان جنوبي

 

                                                           معرفي منطقه درخش

                                                                

                              

 

                                       موقعیت روستای درخش را از اینجا ببینید

     

درخش نامي آشنا و سرزميني کهن در 65 کيلومتري شهر بيرجند مرکز استان خراسان جنوبي در 33 درجه و 10 دقيقه عرض شمال يو 59 درجه و 42 دقيقه طول شرقي در منطقه اي کوهستاني بين دشت شيرکاب و رزگ و در دره اي خوش آب و هوا واقع شده است.

زمستان آن بسيار سرد و تابستان از هواي مطبوع و دل انگيزي برخوردار است که بسياري از مردم را به تفرج در دامن سرسبز خويش فرا مي خواند.

ارتفاع اين محل 2010 متر بالاتر از سطح درياست و وجود کوهستان هاي مرتفع شمال و شمال غربي باعث گرديده که ميزان نزولات جوي آن بيشتر از ديگر نواحي استان خراسان جنوبي باشد.

به لحاظ قدمت تاريخي نام درخش برگرفته از واژه اي باستاني است و در وجه تسميه آن در فرهنگ قاطع آمده (درخش به معناي روشني و فروغ و درخشندگي است. درخش نام آتشکده اي در ارمنيه و نام دهي در ولايت قهستان است) مضاف بر اين وجود آتشکده اي خاموش بر بلنداي کوه سراب معرف اين هويت است که تاريخ آن را به قبل از اسلام مرتبط مي سازد.

به اعتقاد تاريخ نگاران, آتشکده درخش مي تواند يکي از چهار آتشکده مهم ايران باستان باشد که توسط زرتشتيان بنا گرديده است.

ژنرال سرپرسي سايکس در کتاب (10 هزار مايل در ايران) نوشته است: زرتشتيان در ابتداي مهاجرت به قهستان آمدند . آنان پس از يک قرن اقامت در قهستان به جزيره هرمز کوچ کردند.

وجود روستاهايي مانند گيو, ده سلم , دستجرد , رودک , سراب , فريدون و درخش همه دال بر حضور زرتشتيان در اين منطقه دارد.

از سال 226 هجري قمري تا سال 655 هجري قمري حکومت قهستان در دست 8 تن از حکام اسماعيلي بوده است. اسماعيليان افزون بر 2 قرن در سرزمين قهستان حضور داشته اند که قلعه ها و استحکامات موجود در مناطق کوهستاني و سوق الجيشي حکايت از اين امر دارد.

دو قلعه از قلاع اسماعيليه در روستاي درخش قرار دارد که از طريق تونل زيرزميني به يکديگر وصل مي شده و هر يک به وسيله يکي از برجهاي نگهباني که بر فراز تپه شرقي روستا است به هم مرتبط بوده اند.

در کتاب (جغرافياي تاريخي خراسان) که توسط حافظ ابرو در دوره تيموريان نگارش يافته است آمده: (بلوک قهستان داراي 7 قريه و زيادت از صد مزرعه از توابع اين ناحيه است و آورده اند که قريه درخش در اين ميان داراي 45 مزرعه مي باشد)

به لحاظ سياسي و حکومتي درخش از دوره باستان تا دوره صفويه و قاجار فراز و نشيب هاي تاريخي را طي کرده تا اينکه در دوره صفويه و قاجاريه بعنوان مرکز نايب الحکومه وقت اعتبار يافته است. انتخاب نايبان حکومتي از بين بزرگان بوده و اختصاص به دو خانواده وابسته به يکديگر بنام (جواد خان) و (وزيرخان) داشته است.

با تعويض حکومت از خاندان حسام الدوله به شوکت الملک نيابت حکومت از خانواده جواد خان به خانواده وزيرخان انتقال مي يابد. نايب الحکومه ها مأمور انجام امور قضاوت, جمع آوري ماليات و مجري فرامين حکام کشوري بوده اند. از مهمترين و مدبرترين نايبان درخش مي توان به ميرزا صادق خان مير محتشم , محمدميرزا پسر زين العابدين , آقا حسين فرزند آقا محمدخان, نظرعلي خان ميرزا علي, محمد ولي ميرزا, ميرزا عبدالجواد ثابت و محمد محسن زهرايي را نام برد.

معروف است آنگاه که نادرشاه قصد لشکرکشي به عراق را داشته , امير خزيمه حکمران امارت قهستان لشکري از نواحي تحت نفوذ خود را جمع آوري کرده و به ياري نادرشاه مي فرستد, در اين لشکر افرادي از درخش به نامهاي عباس ميرزا, محمدحسن خان و ميرزا محمد امين حضور داشته اند. مضاف بر اين آمدن نادر شاه به درخش و باج خواهي او از ميرزا محتشم از سادات و متمولين درخش هنوز زبانزد خاص و عام مي باشد.

در زمان فتحعلي شاه قاجار توسط حاج کوچک ميرزا يکي از علماي درخش مدرسه طلاب در اين روستا تأسيس مي گردد. او بعدها به سمت صدرالعلمايي خراسان منصوب و تا دوران ناصرالدين شاه قاجار در حکومت مرکزي باقي مي ماند.

آخرين نايب الحکومه درخش محمد حسن خان ملقب به حاجي خان زهرايي است که از سال 1307 هجري تا سال 1315 اين سمت را به عهده داشته است و مي گويند که ايشان در توسعه صنعت فرش اين منطقه فعاليت هاي مؤثري را انجام داده است.

 صنعت فرش درخش همچون تاريخ طولاني آن داراي قدمتي کهن و ماندگار است.

وجود مناطق کوهستاني و مراتع سرسبز باعث رونق دامداري اين منطقه بوده است. به واسطه توليد مواد اوليه فرش و وجود فعاليت دامداري صنعت توليد فرش و پارچه از گذشته هاي بسيار دور در اين منطقه وجود داشته است.

به لحاظ اقتصادي نيز اين منطقه نسبت به ديگر مناطق و توابع قهستان صاحب نام بوده به گونه اي که صنعت فرش درخش همچون تاريخ کهن آن داراي قدمتي ماندگار است و اين امر بواسطه رونق دامداري از ديرباز در اين محل بوده است.

در دوره معاصر سياحاني که از اين منطقه ديدن مي کنند از صنايع دستي درخش بالاخص قالي و قاليچه آن ياد مي کنند. ميرزا خانلرخان اعتصام الملك نايب اول وزرات امور خارجه در دوره قاجار در سفرنامه خود مي گويد: « در هر جايي مختصر ابريشم کاري دارد و کسب و صنعتشان هم منحصر به کرباس و فرش و قالي در بلوک درخش است ».

ژنرال سرپرسي سايکس در خصوص قيمتهاي قالي در کتابش مي گويد: « ايل بهلولي که در زيرکوه و درخش سکني دارند يک قسم قالي نظير قاليچه هاي ترکمني مي بافند که آن هم خالي از تعريف نيست ».

 

                               مسجد جامع درخش

 

تا يک قرن بيش قالي هاي ترنجي و بوته جقه اختصاص به درخش داشته و ديگر نواحي قهستان با بافت و نوع طرح آنها آشنايي نداشته اند. ولي ظرافت اين فرشها و طرح ها و هنرمندي خاص در آن باعث شده که نه تنها اين امر در بيرجند و ديگر نواحي شهرت و گسترش يابد بلکه با استقبال در کشورهاي اروپايي بالاخص آلمان در جهت صدور اين هنر موجه گرديد. به دنبال اين آوازه و با راهنمايي اساتيد فرش درخش, کارگاههاي قالي بافي در بيرجند و روستاي مود گسترش مي يابد بطوري که فرش معروف مود (ريزه ماهي) از طرح هاي هنرمندانه قالي بافان درخش است.استفاده از رنگهاي گياهي و به کارگيري نقشه هاي منحصر به فرد توسط هنرمندان درخشي آوازه توليدات فرش اين روستا را جهاني کرده است. زنان هنرمند روستاي درخش نقش حماسه بر فرش مي زنند. آنان حماسه کربلاي حسيني را از فرش به عرش گره مي زنند.

از نظر فرهنگي و علمي, درخش در طول دوران حيات خود پرورش دهنده علماء و فضلاء بسياري بوده است که از آن جمله مي توان به آيت الله محمد رضا شريف درخشي اشاره کرد. گويند ايشان در همه زمينه هاي علوم اسلامي متبحر و صاحب نظر بوده. او دوران تحصيل خود را علاوه بر وطن خويش در مشهد مقدس و نجف اشرف سپري نموده و از محضر اساتيد بزرگي بهره برده و صاحب چهار حکم اجتهاد از چهار مرجع عاليقدر مي باشد. آمده است که ايشان خود رساله عمليه داشته که نسخه اي خطي از آن موجود است. پدر بزرگ ايشان آقا سيدابوطالب مجتهد قايني نيز از فقهاي بزرگ و نويسندگان توانا بوده که شرح حال و زندگينامه ايشان در کتاب بهارستان شيخ محمدحسين آيتي (ره) آمده است.

اين منطقه به گواه تاريخ سابقه مدرسه علميه نيز داشته و روايت است که در زمان فتحعلي شاه قاجار توسط حاج کوچک ميرزا يکي از علماي درخش مدرسه طلاب تأسيس مي شود. او بعدها به سمت صدرالعلمايي خراسان منصوب مي گردد و تا زمان ناصرالدين شاه قاجار در حکومت مرکزي باقي مي ماند.

دوران مبارزاتي مردم اين منطقه در برابر رژيم ستمشاهي نقطه عطفي در تاريخ اين سرزمين است و مسطور است که مردم درخش از همان اوان طلوع انقلاب هم صدا و هم پا با ديگر مناطق و شهرها با اتحاد و يکپارچگي اعلام انزجار خود را از حکومت شاه و همبستگي با توده هاي ميليوني مردم مبارز کشور ابراز داشته و سعي کرده اند هيچگاه سنگر مبارزه را رها نکنند و اين معنويت مبارزاتي هنوز بر چهره هاي مردم زحمتکش و محبوب اين منطقه سايه گستر است و همواره با بزرگداشت ياد شهيدان مي کوشند تا اين راه و هدف هميشه زنده و جاويد باقي بماند.

مضاف بر اين شهيداني که اين منطقه به انقلاب تقديم داشته بالاخص سردار سرفراز سپاه اسلام شهيد حسين قايني فرمانده گردان والنازعات تيپ 21 امام رضا (ع) و ديگر ستارگان پرفروغ آسمان شهادت , يادگارهايي هستند که هميشه بر تارک افتخار اين سرزمين مي درخشند.

از اين امر که بگذريم ديرينگي اين روستا و پايبندي مردم منطقه به اعتقادات ديني و ملي باعث شده که هنوز آداب و سنن کهن خويش را حفظ نمايند و اين ميراث را به يادگار داشته باشند. بطوريکه مراسم عزاداري در ماه محرم ديدني و شنيدني است.

مراسم عزاداري براي سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدا... الحسين (ع) و خاندان و ياران پاکش در اين روستا از آنچنان اهميتي برخوردار است که درخشي هاي ساکن شهرها و استانهاي ديگر براي مراسم تاسوعا و عاشوراي حسيني حتماً خود را به اين روستا مي رسانند. بعلاوه اين دو روز فرصتي مناسب براي تجديد ديدار درخشي ها با يکديگر است.

آئين هاي مذهبي درخش

علم بندان:

يکي از مراسمات ديدني ايام محرم مراسم علم بندان است. علم بندان مراسمي است که در روز چهارم محرم الحرام در درخش انجام مي شود. سپس علم بندها در مسجد جامع درخش گردهم مي آيند. علم ها تا عصر عاشورا همراه عزاداران در مراسم حضور دارند.

هر کدام از علم ها به نام يکي از ائمه اطهار (ع) نامگذاري و برپا مي شود. دوازده علم به نام دوازده امام و دو علم به نام حضرت فاطمه زهرا (س) و قمر بني هاشم آقا ابالفضل العباس (ع) طي مراسم خاص با پارچه هايي به رنگهاي مختلف و زيبا پوشانده مي شود.

اين مراسم نسل به نسل از پدر به پسر بزرگتر خانواده انتقال مي يابد. هر کدام از علم ها علاوه بر اينکه داراي صاحبي موروثي است داراي علم گرداني موروثي نيز مي باشد.

نگهداري طوق بالاي علم در طول سال بر عهده علم گردان است. علم گردان در طول مراسم حراست و مواظبت از علم را بر عهده دارد. به اعتقاد اهالي روستاي درخش اگر علم دچار خسارت شود و يا بر زمين بيفتد توسط صاحب علم بايد قرباني داده شود در غير اينصورت براي خانواده صاحب علم اتفاق ناگواري در طول سال رخ خواهد داد.

از روز چهارم محرم تا پايان مراسم عزاداري در عصر عاشورا علم گردانان علم ها را دور ده مي چرخانند و براي صحت و سلامتي اهالي منزل و شادي مردگان آنان ذکر فاتحه سر مي دهند.

آمدن علم ها به منزل اهالي ده بسيار خوش يمن و نيامدن آنان بد يمن مي باشد. بنابراين اهالي ده مواظبند در طي اين چند روز حتماً علمها به درب منازل آنان آمده و براي لحظاتي جلوي منزل آنان توقف نمايند.

هر علم گردان براي خود يک جارچي و يا همراه استخدام مي کند. وظيفه جارچي همراهي با علم گردان و جمع آوري نذوراتي است که مردم به علم گردانان اهداء مي کنند. چه بسا بسياري از مردم به خاطر حضور علم ها در جلوي منزلشان گوسفند قرباني مي کنند. در پايان مراسم نذورات جمع آوري شده بين علم گردان و جارچي تقسيم مي شود.

نخل:

نخل سمبلي از حضور و فداکاري هاي سقاي دشت کربلا, قمر بني هاشم , آقا حضرت ابالفضل العباس (ع) در حماسه کربلا مي باشد. از صبح روز تاسوعا (نهم محرم الحرام) کار پوشش و تزئين اين نخل بزرگ و زيبا آغاز مي شود. بسياري از جوانان روستا در کنار بزرگان براي آماده کردن نخل همراه و هم قدم مي شوند. در حين آماده کردن نخل گروه هيئت هاي عزاداري گرد روستا مي گردند و تمامي اهالي ده همراه آنان به عزاداري مي پردازند.

نخل از حيث ظاهر منحصر به فرد مي باشد بطوريکه در هيچ جاي کشور بدين هيئت ظاهر مراسم نخل برگزار نمي شود و مختص روستاي درخش مي باشد.

نخل را در سه زمان (عصر تاسوعا , شب عاشورا و ظهر عاشورا) به حرکت در مي آورند. گذشته ايام رسم بر اين بود هر کدام از هيئات ميهمان که از روستاهاي مجاور جهت عزاداري به درخش مي آمدند به احترام قدومشان نخل را براي آنان نيز به حرکت در مي آوردند.

وظيفه هدايت و حرکت نخل هم نسل در نسل از پدران به فرزندان بزرگتر منتقل مي شود. نخل داراي چهار پايه و داراي ارتفاعي نزديک به 6 متر مي باشد که نخل گردانها آنرا بر روي دوش گذاشته و با حرکت به انتها و ابتداي صحن مسجد جامع مراسمي بسيار باشکوه و پرحرارت را بوجود مي آورند. در حين حرکت نخل , علم ها نيز در اطراف نخل به حرکت در مي آيند و ساير عزاداران نيز به عزاداراي مي پردازند.

 دسته زنگ زن:

اين مراسم که با بر هم زدن دو عدد چوب استوانه اي شکل کوچک انجام مي گيرد توسط عده اي از عزاداران که آنهم از پدرانشان به ارث برده اند صورت مي گيرد. اشعاري بسيار زيبا و جانسوز از محتشم کاشاني و ساير اشعار به همراه آهنگ ملايم سنج و صداي بر هم خوردن چوبها نظر هر مستمع و بيننده اي را به سوي خود جلب مي کند. اين دسته از عزاداران بصورت هيئتي مجزا در جلوي هيئت اصلي عزاداري با نظمي خاص و باشکوه ارادت خود را به امام حسين (ع) و ائمه اطهار (ع) ابراز مي دارند.

 روشن کردن شمع:

در شب تاسوعا و عاشوراي حسيني عاشقان و ارادتمندان حضرت اباعبدا... الحسين (ع) خصوصاً جوانان و نوجوانان و کودکان در اتاقک شيشه اي سياري که در جلوي هيئت به حرکت در مي آيد و بسيار زيبا و باشکوه جلوه گري مي کند با روشن کردن تعداد بسيار زيادي شمع به ياد آن امام همام و فرزندان و اصحاب طاهرينش به عزاداري مي پردازند.

 

دوستان عزيزاز آدرسهاي زير حتما ديدن فرمائيد :

 

http://shahidestan.ir

 

http://www.dorokhsh.parsiblog.com

 

http://www.didbaan.parsiblog.com

 

http://bestjudo.blogfa.com

 

http://ghadeer.blogfa.com

 

یک اثر تاریخی ( سرایان )

 

آب انبار سفلي از آثار تاريخي شهرستان سرايان است كه در سال ۱۰۷۸ هجري قمري ساخته شده و مربوط به دوره صفوي تا قاجاريه مي‌باشد اين آب انبار در پايين شهر سرايان درمجاورت كاروانسرا ساخته شده تا كاروانيان از آن استفاده كنند و داراي ۴۰ پله مي‌باشد بر  در ورودي آن ، سنگ لوحي نصب شده كه حاوي ذكر امام حسين (ع) و لعن يزيد است .

 

بزرگان خراسان جنوبی

 

  عزيرالله رفيعى -  نوازنده نى لبك

 

در سال 1284 در خانواده‏اى مرفه در دهستان خوسف پابه عرصه حيات گذاشت . رفيعى در مورد زندگى خود چنين نقل مى كند . " در 6 سالگى به مكتب خانه رفتم ، و سواد خواندن و نوشتن قرآن را آموختم . در سن 8 يا 9 سالگى در كارگاه صباغى پدرم مشغول به كار شدم . از حُسن اتفاق روزى از يكى از شاگردان مغازه پدرم به نام امين الله كه از نوازندگان نى بود درخواست نمودم كه برايم نى لبكى بسازد. او نى لبك كوچك و زيبائى برايم ساخت كه با آن مشغول به تمرين نوازندگى نى شدم . پدرم كه با اين حرفه مخالف بود، نى لبك مرا شكست. من دور از چشم پدرم نى لبك ديگرى تهيه كردم و به تمرين نى  ادامه دادم . روزى پدرم برحسب اتفاق صداى دل نواز نى مرا شنيد و مرا تشويق و ترغيب نمود. از اين پس رسماً در زمره شاگردان امين الله درآمدم. رفيعى در مورد تاريخ نوازندگى نى لبك اضافه مى كند: قبل از امين الله در خوسف نى لبك چوپانى كه داراى 5 سوراخ از نظر طول و بلند و باريك بود وجود داشت كه با آن رديف نوازى امكان نداشت. برحسب اتفاق استاد اسدالله بنا كه چندين سال جلاى وطن كرده بود و به عشق آباد شوروى سابق رفته بود واز نوازندگان چيره دست نى بود ، در بازگشت به خوسف با خود نى لبكى آورده بود كه داراى 6 سوراخ و كوتاهتر از نى لبك چوپانى بود و نواختن رديف‏هاى موسيقى سنتى باآن امكان پذيربود. استاد امين الله دستگاههاى موسيقى سنتى را از استاد اسدالله فرا گرفت و طبعاً آموخته‏هاى او به رفيعى منتقل گرديد . رفيعى با استعداد سرشارى كه داشت يگانه عصر خود شد. يكى از خصوصيات رفيعى بديهه نوازى بود ، گاهى سه تا چهار ساعت بلا انقطاع نوازندگى مى‏كرد و ضمن آن آهنگ‏هاى جديدى ابداع مى‏نمود. رفيعى مردى مؤدب و مهربان و پاى بند به معتقدات مذهبى بود و هرگز كسى از او عمل خلافى مشاهده نكرده بود. او برخلاف بعضى‏از هنرمندنماها از هر نوع اعتيادى برى بود و به ورزش باستانى و پياده روى علاقه زيادى داشت و در واقع او يك پهلوان بود.

 

وضعيت صنايع دستي بیرجند

 

فرش بافی از هنرهای دستی مهم مردم بيرجند به شمار می رود و فرش ها با طرح های كاشان و محلی و قاليچه ها بيش تر با طرح های بلوچی، سيستانی، تركمنی و تولي میشوند. در زمينه‌ي قالي بافي اولين منطقه‌اي كه در بيرجند مورد توجه دست اندركاران قرار گرفته روستاي درخش بيرجند است. سييل ادواردز مي‌گويد قرن‌هاست كه مردم قائنات به قالي‌بافي اشتغال دارند . مقدس كه در پايان قرن دهم از اين منطقه بازديد كرده است ، اظهار مي‌دارد كه قاليبافي در قائنات به درخش اختصاص دارد و اضافه مي‌كند كه در آن زمان چهارصد دستگاه قاليبافي در اين منطقه موجود بوده است.

از قالي‌هاي بيرجند تعداد زيادي به يادگار مانده كه در موزه فرش ايران ودرمجموعه آستان قدس رضوي نگه‌داري مي‌شود كه اكثراً بافت روستاي درخش بيرجند هستند. حاج موسي اناركي وعزيز الله زهرايي در بهبود كيفيت قالي درخش بيرجند سهم عمده اي داشته اند.

با توجه به شواهد تاريخي قالي‌بافي در بيرجند ازدرخش شروع شده ولي به مرور زمان در سطح روستاهاي بيرجند گسترش يافته است. موفقيت بافندگان فرش مود را بايد در استفاده از پشم محلي، شست‌وشوي خوب، رنگرزي سنتي و بافت خوب دانست. امروزه فرش بيرجند را در بازارهاي جهاني را با نام «مود» مي‌شناسند. (روستاي مود در 36 كيلومتري بيرجند قرار دارد ومردم آن قالي‌بافي را بلافاصله از درخش آموختند و امروزه بيش‌تر آن ها به شغل قالي‌بافي اشتغال دارند.) امروزه در شهرستان بيرجند تعداد 16 هزار دار قالي وجود دارد و تنها در شهرستان بيرجند 200 باب فروشگاه خامه فروشي، 50 الي 60 كارگاه رنگرزي ، 30 الي 40 واحد پرداخت زني وديگر صنف‌هاي وابسته به فرش داير است اين آمار نشان‌گر آن است كه حيات اقتصادي بيرجند در گرو فرش است.

قالی بافی در بيرجند: نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند در قاليچه هاي عشاعري بيرجند جلوه كرده است كه تجلي انديشه‌، ذوق‌، هنر و احساس است‌. نقوش هندسي قاليچه هاي بيرجند ابتدا به صورت مجرد و انتزاعي بوده و به تدريج به طبيعت نزديك‌تر شده است. بيش‌تراين نقوش از مثلث و ساير اشكال هندسي گرفته شده و به شكل‌هاي مختلف كنار هم چيده شده است و با رنگ بندي‌هاي مناسب هر يك نمودي از طبيعت پيدا كرداند.‌ طرح‌هاي شكسته در قالي بيرجند‌ هم‌چنان بر اصالت اوليه خود باقي مانده ‌اند اما مي‌توان به تأثير عشاير سيستاني كه همه ساله به مناطقي از بيرجند ييلاق مي‌كنند اشاره كرد . طرح زيباي سه برگي كه عشاير بخش درميان آن را در قاليچه هايشان به كار مي‌برند از جمله اين تأثير‌ات است. هم‌چنين در متن قاليچه هاي بخش درميان بيرجند كه نام قاليچه‌هاي عيسايي‌ها به خود گرفته است طرح سه قالبي ديده مي‌شود كه هر قالب شامل چند لوزي همانند است كه يكي درون ديگري قرار گرفته كه اصالت اين طرح نيز به عشاير سيستان برمي‌گردد.

درطرح‌هاي فعلي فرش بيرجند قديمي‌ترين نقشه قالي بيرجند كه در روستاي درخش يافت مي‌شده است؛ طرح هراتي بوده است. اين طرح بنا بر گل ختايي‌در عمده توليدات فرش درخش به كار مي‌رفته است. هم‌چنين نقشه درختي بعد از طرح هراتي از سابقه ديرينه‌‌اي برخوردار است اين نقشه كه با الهام از طبيعت طراحي شده در روستاهاي مود و درخش بيش‌تر از ساير نقاط يافت مي‌شود از ديگر نقش‌هاي رايج در قالي بيرجند مي توان به نقش ريز ماهي ساده، ريزماهي ترنج‌دار، ريز ماهي پنج متن و طرح سعدي اشاره كرد.

امروزه انواع طرح‌هاي مختلف اصفهان ، قم و تبرير و در كارگاه‌هاي قالي بافي شهري و روستا بيرجند بافته مي شود.رايج ترين اين نقوش شامل نقشه هاي: بوته ‌جقه، طرح‌هاي گلداني، نقشه دهان اژدر، طرح‌هاي كرماني، طرح شاه صفي، نقشه‌كله‌اسبي‌، طرح خشتي و طرح محرمات هستند.

گليم بافی: بافت گليم در شهر بيرجند رايج نبوده و اغلب در روستاهاي اطراف آن بافته مي‌شود. سابقه گليم بافي در بيرجند نمي‌توان به درستي بيان كرد ولي با توجه به اظهارات بافندگان محلي با سابقه قالي‌بافي منطقه هماهنگي دارد. هم اكنون گليم وگليم بافي به گونه ‌اي جدي‌تر در روستاهاي خور و خراشاد رايج است و در ساير نقاط روستاييان به گونه‌اي انفرادي و بدون تجمع كار گاهي به بافت آن مشغول هستند . نقش گليم هاي منطقه بيش‌تر به گونه گليم‌هاي بلوچي رخشاني است و اغلب طرح‌هايي بسيار ساده دارد.

گليم را هم با نقشه از پيش فراهم شده و از‌ روي طرح و هم به صورت ذهني مي ‌بافند. رنگ‌هايي كه بيش‌تر در نقش گليم به كار مي‌ رود، خالص و شاد بوده و اغلب زرد آبي قرمز و سفيد شكري است. تنوع در نقش و هماهنگي در رنگ است كه به گليم اصالت بخشيده و به عنوان هنرهاي دستي شهرت جهاني داده است. نقش گليم در سراسر جهان از جمله ايران با طرح‌هاي هندسي و خطوط مستقيم و شكسته شكل مي گيرد. نقش‌هاي ايلات از تغييرات به دور بوده و به سنت هاي اقوام نزديك ترند و بدين لحاظ داراي نماي بيش تري از نقوش روستاي و شهري بوده و مورد توجه هنر دوستان است. در اين نقوش معمولاً از نقش مايه هايي مانند شاخ گوزن و چشم و كوزه استفاده مي شود در اين گليم‌ها نيز نقش‌ها صادر شدند و هميشه خطوط اصلي شي را كه بافنده قصد نشان دادن آن را دارد مشخص مي كنند. طرح و نقشه گليم در بيرجند و خراسان از نقاط ديگر مستثني نبوده ولي در مقام مقايسه با گليم‌هاي عشايري كه ساده تر هستند و زينه خالي آن‌ها بيش‌تر است شبيه‌ ترند.

پلاس نيز نوعي گليم است و موارد استفاده اي چون گليم داردو دربيش ترمناطق روستايي بافته مي شود پلاس بافي معمولا با موي بز انجام مي ‌گيرد ولي در روستاي خور نوي ديگر پلاس بافي با روگ ( تكه پارچه ) انجام مي ‌گيرد. براي بافت پلاس ابتدا دار پلاس را به وسيله ميخ سرپا مي‌كنند سپس شت‌ها را از دو «سركار» و « كون كار» مي ‌گذرانند و بعد به خاطر اين‌كه تارها به هم‌ديگر نرسد و به هم نخورد روي چوب كار را گلي مي ‌كنند و سپس به وسيله ماسوره و نخ پلاس را مي‌بافند براي بافت پلاس باروگ ابتدا چند رديف شت‌ها را مي‌چينند كه به آن ساده مي‌گويند بعد به وسيله تك‌هاي پارچه كه به آن روك مي‌گويند؛ شروع به بافت پلاس مي‌نمايند. اين گونه از گليم بيش‌تر براي توبره مورد استفاده قرار مي‌گيرد و بافت آن به صورت محدود است و به ندرت انجام مي‌گيرد.

جاجيم بافی: قدمت بافت جاجيم در اين منطقه حدود 30 سال است جاجيم را در اين منطقه با دستگاه توبافي (پارچه بافي) مي‌بافند و تنها تفاوت آن در اين است كه جاجيم با نخ كلفت‌تر بافته مي‌شود. نقش جاجيم دراين منطقه بستگي به سليقه بافنده دارد در اين منطقه پارچه بافي و جاجيم بافي رابطه اي مستقيم با يكديگر دارند و هر منطقه‌ اي كه جاجيم در آن بافته مي‌شود حتماً پارچه هم در آن بافته مي‌شود مركز عمده بافت جاجيم روستاي خوسف است.

سفال گری: با وجود تحقيقات گسترده اي كه در زمينه سفال و سفال‌گري شده هنوز محققان دقيقاً نمي دانند كه اين هنر از چه زماني شروع شده ولي يقيناً سابقه ديرينه و چندين هزار ساله سفال‌گر‌ي در نقاط مختلف جهان به هزاره ‌هاي ماقبل تاريخ مي‌رسد و سفال‌گري ايران از اين امر مستثنا نيست.‌بيش تر محققان و باستان‌شناسان معتقدند كه ايران زادگاه سفال‌گري بوده و اين هنر از اين كشور به ساير نقاط جهان راه يافته است .

سفال‌گري در اين منطقه مانند سايرمناطق به روش‌هاي مختلف انجام مي‌گيرد. در بيرجند جنبه كاملاً كاربردي دارد و آن‌چه بيش از هر چيز داراي اهميت است اين كه سفال اين منطقه بدون لعاب بوده و اگر در مواردي هم نياز به لعاب كاري بوده به صورت بسيار ابتدايي انجام شده است. سفال‌گري در بيرجند در روستاهاي شاهزيله و كوشه انجام مي‌گيرد اما سنتي‌ ترين و قديمي‌ترين روش سفال‌گري در منطقه شاهزيله انجام وارايه مي‌شود. گل مورد نياز اين منطقه از اين روستاها تهيه مي‌شود. سفال‌گران اين منطقه معمولاً خاك مل ( خاك رس قرمز كه در اين محل از اطراف شاهزيله و مهديه تهيه مي‌شود ) را مورد استفاده قرار مي‌دهند اغلب كودهاي مورد استفاده زميني است و سوخت آن گازوييل است از آن‌جا كه حرارت كودهاي آن‌ها قابل كنترل نيست لذا برخي از ظروف در هنگام پخت ذوب مي‌شوند در اين كوره در عين استفاده از يك نوع گل رنگ‌هاي متفاوت پس از پخت داريم كه علت آن تغيير حرارت كوره در قسمت هاي مختلف است از ديگر ابزار سفال‌گري چرخ سفال‌گري است كه اغلب توسط خود هنرمند ساخته مي‌شود و اغلب سفال گران با چرخ پاي كار مي‌‌‌ كنند سنگ چرخ سفال معمولاً از جنس چوب سنگ و سفال استفاده مي‌شود برخي از سفال‌گران روي سنگ چرخ نمد روغن زده مي‌‌‌كشند. 

 

شهرستان قائن

 پارك قاين

ماركوپولو در سفرنامة خود از اين شهر به نام ” تونوكاين “ نام برده است كه اين نام از نام دو شهر بزرگ آن ايالت ـ قهستان ـ كه تون و قاين باشد , گرفته شده است . همچنين درسال 444 هـ .ق ناصرخسرو قبادياني از اين شهر ديدن كرده و از استحكامات شهر و مسجد جمعة آن ياد كرده است . ايالت قهستان , همزمان با ورود اعراب به ايران , پناهگاه زرتشتياني بود كه به آن پناه آورده بودند . حمدالله مستوفي , در قرن هشتم هجري از مركزيت قاين نسبت به آبادي هاي ديگر قهستان , و همچنين از فراواني زعفران و ميوة آن گزارش داده است . يكي از مهمترين آثار تاريخ قاين , مسجد جامع است كه از بناهاي قرن پنجم  هجري         مي باشد كه عظمت آن چشم هر بيننده را به خود جذب مي‌كند. اين بناي تاريخي كه اغلب سفرنامه نويسان و تاريخ نگاران ايران و عرب از آن به عظمت ياد كرده‌اند داراي دو قبله و در زميني به مساحت ۲۴۷۰متر مربع ساخته شده است. حدود ۱۰۵۰متر مربع زيربناي آن به ايوان و شبستانهاي دو طرف و ۱۲۰۰متر مربع عرصه داخلي مسجد و مابقي به انبارها و راهروها اختصاص دارد. از شاهكارهاي معماري اين بنا، ايوان اصلي آن است كه در جبهه غربي مسجد بنا شده است. ايوان مذكور داراي ۱۸متر ارتفاع، ۱۱متر عرض و ۲۲متر طول مي‌باشد. اغلب باستانشناسان و انديشمندان، ساخت اين بنا را درقرن هشتم هجري قمري ذكر مي‌كنند.