عزيرالله رفيعى -  نوازنده نى لبك

 

در سال 1284 در خانواده‏اى مرفه در دهستان خوسف پابه عرصه حيات گذاشت . رفيعى در مورد زندگى خود چنين نقل مى كند . " در 6 سالگى به مكتب خانه رفتم ، و سواد خواندن و نوشتن قرآن را آموختم . در سن 8 يا 9 سالگى در كارگاه صباغى پدرم مشغول به كار شدم . از حُسن اتفاق روزى از يكى از شاگردان مغازه پدرم به نام امين الله كه از نوازندگان نى بود درخواست نمودم كه برايم نى لبكى بسازد. او نى لبك كوچك و زيبائى برايم ساخت كه با آن مشغول به تمرين نوازندگى نى شدم . پدرم كه با اين حرفه مخالف بود، نى لبك مرا شكست. من دور از چشم پدرم نى لبك ديگرى تهيه كردم و به تمرين نى  ادامه دادم . روزى پدرم برحسب اتفاق صداى دل نواز نى مرا شنيد و مرا تشويق و ترغيب نمود. از اين پس رسماً در زمره شاگردان امين الله درآمدم. رفيعى در مورد تاريخ نوازندگى نى لبك اضافه مى كند: قبل از امين الله در خوسف نى لبك چوپانى كه داراى 5 سوراخ از نظر طول و بلند و باريك بود وجود داشت كه با آن رديف نوازى امكان نداشت. برحسب اتفاق استاد اسدالله بنا كه چندين سال جلاى وطن كرده بود و به عشق آباد شوروى سابق رفته بود واز نوازندگان چيره دست نى بود ، در بازگشت به خوسف با خود نى لبكى آورده بود كه داراى 6 سوراخ و كوتاهتر از نى لبك چوپانى بود و نواختن رديف‏هاى موسيقى سنتى باآن امكان پذيربود. استاد امين الله دستگاههاى موسيقى سنتى را از استاد اسدالله فرا گرفت و طبعاً آموخته‏هاى او به رفيعى منتقل گرديد . رفيعى با استعداد سرشارى كه داشت يگانه عصر خود شد. يكى از خصوصيات رفيعى بديهه نوازى بود ، گاهى سه تا چهار ساعت بلا انقطاع نوازندگى مى‏كرد و ضمن آن آهنگ‏هاى جديدى ابداع مى‏نمود. رفيعى مردى مؤدب و مهربان و پاى بند به معتقدات مذهبى بود و هرگز كسى از او عمل خلافى مشاهده نكرده بود. او برخلاف بعضى‏از هنرمندنماها از هر نوع اعتيادى برى بود و به ورزش باستانى و پياده روى علاقه زيادى داشت و در واقع او يك پهلوان بود.