منصب هاي قديمي
در گذشته مناصبي در روستاهاي ايران وجود داشت كه هم اكنون از بين رفته است. در اين ستون با تعدادي از آنها آشنا مي شويد.
مباشر
مباشر نماينده بلافصل مالك در اداره امور روستا بود كه در روستا از قدرت و مقام بالايي در غياب مالك برخوردار بوده است. مباشر به طور مستقيم از سوي مالك انتخاب مي شد و ضوابط انتخاب مباشر آشنا بودن به مسائل روستا، اشراف به امور كشاورزي، داشتن تحرك و كارآيي و در نهايت فرمان برداري محض از مالك بوده است.
حقوق مباشران از طرف مالك پرداخت مي شد كه اغلب همراه با پاداش و هدايا بود زيرا دريافت پاداش و هدايا موجب مي شد كه اغلب مباشران در اخذ و جمع آوري بهره هاي مالكانه سخت گير و بدون گذشت باشند.
كدخدا
در لغت (كدخدا) يا (كتخدا) به معني بزرگ ده است و اصولا در گذشته كدخدا كسي بود كه بر خلاف مالك و مباشر هميشه در ده حضور داشت و در غياب مالك و مباشر مقام برتر ده به شمار مي آمد.
در برخي از روستا ها دو كدخدا وجود داشت يكي كدخداي دولتي بود كه از طرف مالك انتخاب و پس از معرفي به بخشداري و با حكم بخشدار و يا فرماندار به آن سمت منصوب مي شد؛ تمامي حقوق و حق الزحمه كدخداي دولتي از طرف مالك و زارع به هنگام برداشت محصول پرداخت مي شد.
وظيفه كدخداي دولتي انجام تمامي كارهاي دولتي و اداري روستا شامل سربازگيري، اخذ شناسنامه، فعاليت در انتخابات و همكاري با مراجع انتظامي و قضايي و.... بود.
فرد ديگر، كدخداي ملي و يا ضابطه بود كه نقش موثري در امور زراعي داشت به طوري كه نظارت بر تقسيم آب زمين و حتي محصول و همچنين نظارت مستقيم بر لايروبي قنات و نهرها و... داشته است.
ريش سفيدان
از آن جايي كه نظام اجتماعي روستا از زمان هاي بسيار دور بر جمع گرايي استوار بود و در اين نوع زندگي اجتماعي بزرگان و قوم و قبيله از اعتبار و منزلت بالايي برخوردار هستند بنابراين در هر روستا چند نفر از افراد مسن كه در راس قوم و قبيله و يا خانواده بزرگي قرار داشتند به عنوان ريش سفيدان در روستا ظاهر مي شدند و اين افراد از ارزش اجتماعي والايي برخوردار بودند و بسياري از مسائل اجتماعي و اقتصادي مردم روستا به وسيله اين افراد حل و فصل مي شد كه اكنون هم اهميت خود را از دست نداده است.
مامور اجرا و يا بازوي اجرايي مباشر و يا كدخدا بود و عامل جمع آوري ماليات و آگاه كردن مردم از تصميمات مالك مباشر و يا كدخدا بوده است.
دشتبان
همان طور كه از معناي لغوي آن بر مي آيد حفاظت مزارع و باغ ها را در طول سال عهده دار بوده است.
رعايا
علاوه بر مردمان ساكن در روستا كه به امر كشاورزي اشتغال داشته اند عده اي ديگر در روستا وجود داشته و دارند كه زمين زراعي نداشتند و آن ها را خوش نشينان گويند كه عمدتا در روستا داراي مشاغل خدماتي بودند.
خراسان جنوبی سرزميني است كه ساليان سال در گوشه اي از كشور اسلامي ايران بدون شناخته شدن استعدادها و توانائي هايش قرار داشته و حال كه اين منطقه بصورت استاني مستقل مطرح شده بايد در اعتلاي آن بكوشيم و توانمنديهاي انساني ، فرهنگي ، جغرافيائي ، معدني و غيره را به همگان نشان دهيم .