احمد احمدى بيرجندى

در سال 1301 در بيرجند متولد شد ، تحصيلات ابتدائى  و متوسطه را در بيرجند گذرانيد. قرآن و کتاب‌هاى مذهبى را در مكتب‌خانه آموخت و پس از دو سال دبيرى در سال 1324 براى ادامه تحصيل عازم تهران شده و در رشته زبان و ادبيات فرانسه به دانش‌اندوزى پرداخت و در سال 1328 ليسانس زبان فرانسه و انگليسى گرفت. در همین سالها درسهاى فرعى ادبيات را در محضر دكتر محمد معين، دكتر خانلرى، دكتر يحيى مهدوى و عالم ربانى الهى قمشه‌اى آموخت و ادبيات فارسی در دل و جانش پرورش يافت . در سال 1328 به زادگاهش بيرجند بازگشت و تا سال1340 در بيرجند به تدريس و تصدى دانشسراى مقدماتى اشتغال داشت و به تدريس زبان فرانسه پرداخت، ضمناً با مجله يغما همكارى داشت و مقالاتى مفيد از نشريات فرانسه برای آن مجله ترجمه مى‌كرد.
در سال 1340 به مشهد منتقل شد و دلبستگى‌اش به زبان و ادبيات فارسی بر تخصص در زبان فرانسه غالب آمد و مقرر شد به عنوان دبير ادبيات فارسی در دبيرستانها و تربيت معلم و دانشسراى راهنمايى به تدريس پردازد. البته هشت سال هم در دانشكده تازه تاسيس الهيات به تعليم زبان فرانسه اشتغال داشت در سال 1358 بازنشسته شد و در سال 1362 به رياست كتابخانه جامع گوهر شاد منصوب ودر سال 1370 در بنياد پژوهش‏هاى اسلامى آستان قدس رضوى و مركز خراسان شناسى به كار پژوهش‏گرى اشتغال ورزيد.
استاد احمدى بيش از 36 جلد كتاب در مسائل ادبى و مذهبى تاليف كرده‏و تعداد 71 مقاله در مجلات مختلف :دانشكده هاى ادبيات و الهيات دانشگاه فردوسى ، مجله مشكوة، مجله يغما، سخن ، راهنماى كتاب و ديار آفتاب به صورت ترجمه يا تاليف ارائه كرده است . ايشان با وجود اينكه 36 سال در مقاطع مختلف تحصيلى تدريس نموده بود، ليكن اظهار مى‏داشت كه "من آنچه خوانده‏ام همه از ياد برده ام الاِّكلام عشق كه تكرار مى ‏كنم". 
وزراء فرهنگ و آموزش عالى و آموزش و پرورش ، استاندار خراسان ، بنياد پژوهشهاى اسلامى آستان قدس رضوى و رئيس فرهنگستان علوم ايران با اهداء لوح تقدير از خدمات صادقانه ايشان در راه خدمت به علم و گسترش فرهنگ اسلامى كشور عزيزمان تشكر و قدردانى نموده ‏اند .
مرحوم احمدى كه از نویسندگان بنياد پژوهش‌هاى آستان قدس رضوى به شمار مى‌رفت به سال 1377 در صبح روز24/9/77 پس از 79 سال عمر پر بركت در شهر مقدس مشهد دار فانى را وداع گفت و به ديار معبود شتافت .
در جلسه يادبود، استاد احمدى كه توسط بيرجنديهاى مقيم تهران در تاريخ 7/10/77 در باشگاه پيام تشكيل شده بود ،آقاى محمد حسين قندهارى در توصيف صفات انسانى و شخصيت ايشان بياناتى ايراد كردند و دكتر بهنيا نيز پيام فاضلانه و اديبانه آقاى دكتر حداد عادل رئيس فرهنگستان علوم ايران را قرائت نمود و اظهار داشت كه قرار بود از استاد احمدى توسط دانشگاه تهران تجليل به‏عمل آيد .
برخى آثار وى عبارتند از: اشك خون: مناقب و مراثى حضرت سيدالشهداء(ع)، پرتوى از سيماى تابناك على‌عليه‌السلام، چهارده اختر تابناك، خداپرستى در شعر فارسی، داناى راز (زندگى، انديشه و شعر اقبال لاهورى)، على‌عليه‌السلام اسوه تقوى و عدالت ، مدايح رضوى در شعر فارسی، مدايح محمدى(ص) در شعر فارسی، مدايح و مراثى حضرت ابوالفضل‌عليه‌السلام در شعر فارسی، مناجات و دعا در شعر فارسی، مناقب حضرت موسى‌بن جعفرعليهماالسلام در شعر فارسی، مناقب علوى در شعر فارسی، مناقب فاطمى در شعر فارسی، مناقب و مراثى اهل‌بيت‌عليهم‌السلام، نوبهار عالم جان (مناقب مهدوى در شعر فارسی)، و دهها مقاله ادبى و غير آن در مجلات. همچنين مقالاتى در ترجمه‌آثار ديگران و مقالاتى در نقد آثار ديگران.

تاليفات استاد احمد احمدى بيرجندى
1- افكار وانديشه هاى ولتر، مشهد: توس، 1331.
2- انشاء ونويسندگى، مشهد: باستان، 1344.
3- خداپرستى در شعر فارسى، مشهد: آستان قدس رضوى، 1344.
4- سير سخن : شامل شرح احوال معروفترين نويسندگان ايران از قديم‏ترين ازمنه تا عصر       حاضروبرگزيده آثار آنان، مشهد: باستان، 1345.
5- انشاء ونويسندگى، تهران: معراجى، 1346.
6- داناى راز، مشهد: زوّار، 1346.
7- دستور زبان فارسى يا صرف ونحو، مشهد: باستان، 1348.
8- نقشى از هستى - شامل مباحث ادبى وتربيتى،مشهد: باستان، 1348.
9- بحثى در ادبيات فارسى، مشهد: دانشسراى راهنمايى تحصيلى، 1353.
10- خدارابشناسيم، مشهد: باستان، 1355.
11- باقرآن آشنا شويم، مشهد: باستان، 1355.
12- فروغى كه روشنگر دلهاست، مشهد: )بى نا(، 1355.
13- اسلام راه روشن، مشهد: نداى اسلم، 1357.
14- چهل حديث از پيامبر مكرم )ص(، ائمه معصومين )ع(، مشهد: نداى اسلام، 1358.
15- آموزش وپرورش در شاهنامه، مشهد: دانشسراى راهنمايى، 1358.
16- پرتوى ازسيماى تابناك على )ع(، مشهد : خراسان، 1358 .
17- امامت ورهبرى، مشهد : باستان ،1360.
18- پندوعبرت - شامل مسائل تاريخى، دينى واخلاقى، مشهد: استان قدس رضوى، 1364.
19- چهارده اختر تابناك زندگانى چهارده معصوم عليهم السلام، مشهد: استان قدس رضوى،       1364.
20- مدايح رضوى درشعر فارسى، مشهد: بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، 1365.
21- ديوان محمد بن حسام خوسفى، مشهد: اداره كل اوقاف خراسان ، 1366.
22- مناقب علوى درشعر فارسى، مشهد : استان قدس رضوى ،1369.
23- مناقب فاطمى در شعر فارسى، شامل مدايح دخت گرامى پيامبر )ص( . مشهد : بنياد       پژوهش‏هاى اسلامى ،1369.
24- نوبهار عالم جان : مناقب مهدوى در شعر فارسى ، تهران : سامان تبليغات اسلامى ، 1369.
25- اشك وخون - مناقب ومراثى حضرت سيدالشهداء عليه السلام ، تهران : اسوه، 1369.
26- على اسوه تقوىوعدالت، تهران : اسوه ،1370.
27- مناجات ودعا درشعر فارسى، مشهد: بنياد پژوهش‏هاى اسلامى ، 1371.
28- مدايح محمدى)ص(درشعر فارسى، مشهد :بنياد پژوهش‏هاى اسلامى، 1372.
29- مناقب حضرت موسى بن جعفرعليه السلام در شعر فارسى، مشهد:بنيادپژوهش‏هاى       اسلامى، 1372.
30- شيوه آموزش املاى فارسى ونگارش براى معلمان، مشهد: سازمان پژوهش وبرنامه ،1373.
31-  شيوه نويسندگى ونگارش يا سلسله مقالات مجله، حوزه قم : دفتر تبليغات اسلامى ، 1373.
32-  شعر درزندگى، مشهد : بنيادپژوهش‏هاى اسلامى ،1374.
33- مناقب ومراثى اهل بيت )ع(، مشهد : بنيادپژوهش‏هاى اسلامى ، 1374.
34- دانه وپيمانه - شامل داستانهايى از عارفان بزرگ ، سنايى ، عطار، مولوى ، سعدى . مشهد :       گلنشر، 1375 .
35- نامه‏هاى ادبى ، مشهد: بنياد پژوهش‏هاى اسلامى ، 1375.
36- مدايح ومراثى حضرت ابوالفضل درشعر فارسى . مشهد : بنياد پژوهش‏هاى اسلامى ، 1376.

استاد سعید عندلیب در فراق این استاد بزرگوار شعر زیر را سروده اند :

ازداغت اى يگانه فرزانه

بر سينه داغ رنج و تعب داريم
بى تو كلام حزن به لب داريم

در آتش فراق تو مى‏سوزيم
دل ، مبتلاى تاب و تعب داريم

از ديده‏ها شكوفه غم باريم
در سينه‏ ها گدازه تب داريم

بر قامت تكيده دلهامان
از داغ هجر دوست سلب داريم

از بس كه خون ز ديده روان كرديم
از صبرِ چشمِ خويش عجب داريم

با يادت اى حماسه خورشيدى
پنجواى حزن با دل شب داريم

پا بر سرير تربت پاك دوست
دست دعا به درگه رب داريم

در پيشگاه پير ادب ، امروز
بر سرزنان دودست ادب داريم

اى اشكِ ديده همسفرِ دل باش
در حجم سينه از چه سبب داريم

باباى مهربان ادب رفته ست
سوز درون زماتم اَب داريم

ما "عندليب " باغ غم ودرديم
بيزارى از غرور طرب داريم

مازاده رياضتِ دلهاييم
از درد ورنج عشق نسب داريم

شكواى جور گيتى گردان را
با چاه شب چو مير عرب داريم

از داغت اى يگانه فرزانه
دل كربلاى رنج و كرب داريم

استاد سرفراز ادب بودى
از تو مقام و جاه و حسب داريم

آمرزش روان بلندت را
از حضرت كريم طلب داريم

» سعيد عندليب «