
اين مدرسه يكي از قديمي ترين مدارس علميه استان خراسان جنوبي است كه با قدمت 500 سال مربوطه به عصر صفوي بوده كه همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهد ، موقعيت آن در شهر قديمي تون در كنار مدرسه علميه عليا ميباشد و از مدارس دو ايواني دوره صفوي است كه داراي دو مّدرس ، هشتي ، پيش خوان ، ميان سرا ، مسجد و حجره هايي در اطراف است . ورودي ضلع شمالي مدرسه از داخل باغ سر سبز و زيبائي است و از ضلع جنوبي به راستع بازار شهر تون راه دارد . اين مدرسه در سال 918 هـ ق توسط فرد خيري به نام ميرزا حبيب ا... اماني ، پسر علاءالدين توني ساخته شد . طراحي مسجد به گونه اي است كه در تمام فصول سال ، آفتاب در هنگام ظهر صحن مدرسه را بطور كامل فرا مي گيرد . در زلزله سال 1347 قسمتي از مدرسه تخريب شد كه پس از اين واقعه نسبت به مرمت و بازسازي آن اقدام شد .
سالك در سال 1318 در خانواده اى دانش آموخته و سخنور، ديده به جهان گشود . پدر ايشان به شغل كشاورزى و پدر بزرگ ايشان گويندهاى نام آور بوده است .
سالك آموزش ابتدائى را در خوسف و آموزش متوسطه و دانشسراى مقدماتى را در بيرجند گذرانده است . از مهر ماه 1336 تا سال 1347 به شغل آموزگارى در مدارس روستائى و از 1347 تا 1351 در رشته ادبيات و زبان فارسى دانشگاه فردوسى مشهد مشغول به تحصيل گرديد . از آن پس تا سال 1374 كه بازنشسته شد در سطوح راهنمائى و دبيرستان درمدارس مشهد با جديت و علاقه زياد تدريس نمود .
ايشان در حال حاضر در اداره كل اوقاف خراسان به همكارى و نوشتن مقالات اشتغال دارد .
سالك از نوجوانى به سرودن اشعار پرداخته است . ليكن پس از آشنائى با دانش كلاسيك و آموختن اوزان بحور ، صنايع و فنون شعرى ، در قالب هاى مختلف شعرى و بويژه در قصيده ، غزل ، قطعه و رباعى ديوان هائى به زيور شعر آراسته است .
از جمله كارهاى آقاى سالك مىتوان از آثار زير نام برد :
1- گردآورى و ويرايش و چاپ ديوان محمد بن حسام خوسفى با همراهى روانشاد احمد احمدى بيرجندى در سال 1366.
2- مثنوى "تا به سرچشمه كوثر "كه شامل 5000 بيت است .
3- مثنوى "خوسف نامه " كه در حدود 1500 بيت مىباشد.
4- كتاب "خوسف شهرى بركناره كوير".
5- بررسى و گردآورى واژگان گويشى مردم خوسف كه همراه با آوانگارى فيش بردارى شده و نيز چندين اثر ديگر كه جملگى آماده چاپ مى باشند.
به منظور آشنائى با اشعار ايشان شعر "به آئينه دارى ندارى نياز " انتخاب گرديده است .
به آئينه دارى ندارى نياز
چو اى مه ، گرفتى ، به دست آينه
شد از جام چشم تو ، مست آينه
چو اندر زلال رخت ، بنگريست
زحسرت به خود در شكست آينه
تو در چشم عاشق نگر ، روى خويش
چه حاجت كه گيرى به دست آينه
رخش را چه روى تو تصوير كرد
چو در سينه نقش تو بست آينه
به آيينه دارى ندارى نياز
كه روى نكوى تو هست آينه
نگردد دگر باره بى شك درست
چو اجزايش از هم گسست ، آينه
تو را نشكند آينه ، هيچ گاه
كه بى عيبت از كوره جست ، آينه
ز آيينه ، سالك ، چه گويد سخن
كه نزد رخت هست مست آينه
چو در چهرهات نيست نقش فريب
ز بدنامى خويش رست ، آينه

يكي از منازل قديمي كه نمونه بارز و چشمگير منازل سنتي در مناطق نيمه كويري است منزل پردلي بيرجند است. فضاي ورودي اين بنا را سردري كه با نقوش آجري برجسته ظريف نشان مي دهد. سقف اين سردر به صورت قوس تيز كار شده و بعد از عبور از درگاه، فضايي به شكل مربع قرار دارد كه سقف آن به صورت گنبد عرقچين است كه پوشش مزبور از زير سقف با رنگ هاي مختلف كه در مركز آن تبديل به ستاره مي شود آذين شده اين مكان هشتي منزل محسوب شده و راه پله اي هم در آن وجود دارد كه فضاي اتصال به پشت بام است.
بعد از هشتي دالان قرار دارد كه راه ورود به ميانسرا از طريق همين عنصر صورت مي گيرد.
كف ميان سرا پايين تر از كف دالان و هشتي قرار گرفته و معماري آن شامل اتاق هاي اطراف، نماي ستون ها و آب نماي آن است.
قسمت اصلي صحن مربوط به ستون هايي مي شود كه از زير سقف پيش ايوان شروع شده و به كف صحن مي رسد اين فرم بيان كننده اسلوب معماري تركي مي باشد كه از كشور روسيه الهام گرفته شده است.ستون هاي به كار رفته در اين منزل داراي شالي مدور و پاستون هايي به صورت مربع است كه سه قوس هلالي اين ستون ها را به هم مرتبط كرده و شكل زيبايي به وجود آورده است.در روي اين قوس هاي هلالي دو كتيبه كه مضمون لا حول ولا قوة الابا... دارد، قرار گرفته است.
بالاي بام پيش ايوان نيز از تيغه هاي آفتاب شكن استفاده شده و در مصالح به كار رفته در ستون هاي مزبور از داخل گچ و از بيرون به وسيله آجرهاي هلالي كوچك براي فرم دادن به آن استفاده شده است. اتاق بالا خانه اين منزل در پشت 2 ستون قرار گرفته كه داخل آن تعدادي تاقچه هاي تزئيني به كار رفته و بيشتر تزئينات آن مربوط به بدنه خارجي آن است كه تزئينات مزبور شامل گچبري هاي مختلف گل و گياه كه در يك كتيبه مثلثي شكل گرد هم آمده اند مي باشد و اين عناصر در روي سردر و پنجره ها به كار رفته و دو نيم ستون نيز در كنج ديوارهاي پيش ايوان تعبيه شده است.اتاق هاي ديگر اين منزل شامل اتاق پنج دري است كه در سمت شرقي ميانسرا قرار گرفته و سردري با قوس هلالي دارد كه به طور كلي اين اتاق شامل مواردي چون تاقچه، طاقنما و پستو مي شود سقف اين اتاق به صورت كليل آذري و پنجره به كار رفته در آن به شكل مشبك مي باشد.اتاق ديگر در سمت غربي ميانسرا واقع است كه ورودي آن از طريق يك دالان صورت مي گيرد، اتاقي است كه بسيار ساده و فقط يك رف تزئيني در بدنه ديوار آن به وجود آمده و سقف اين اتاق به صورت كليل آذري و پنجره هاي آن نيز مشبك مي باشد.
طبقه هم كف زير پيش ايوان اين منزل شامل انباري كوچك در بدنه شرقي ميانسرا و2 اتاق كنار آن است كه يكي از اتاق ها داراي سقف هلالي و تاقچه دار مي باشد كه يك پنجره در آن تعبيه شده است، اتاق ديگر نيز داراي مساحت كم و سقف آن به صورت هلالي كارشده است و نشيمن گاه تابستاني بوده است.سرويس بهداشتي اين منزل نيز در جبهه جنوبي ميانسرا واقع شده كه به صورت دستشويي و حمام بوده و در حال حاضر اين قسمت تغيير پيدا كرده و از حالت قبلي خود خارج شده است.زير زمين منزل در سمت غربي ميانسرا واقع شده كه فضاي ارتباطي به آن از طريق يك رشته پلكان صورت مي گيرد كه سقف هلالي دارد و تاقچه هاي متعددي در آن به وجود آمده است.
آشپزخانه از ديگر قسمت هاي اين منزل به شمار مي رود كه در كنج شمالي ميانسرا واقع شده و سكوهاي مختلفي دارد كه تاقچه هايي در بالاي آن ايجاد شده است.
منزل پردلي با مشخصات فوق نمايانگر يك منزل سنتي است كه مصالح به كار رفته در آن آجر گچ و آهك مي باشد.
اين منزل در خيابان منتظريه محله چهار درخت بيرجند قرار دارد كه هم اكنون به موزه مشاهير ومفاخر ملي استان تبديل شده است.
روستای چِنِشت، (Chenesht) یکی از روستاهای بخش نهارجان شهرستان سربیشه در استان خراسان جنوبی است.

نمای کلی روستای چنشت
جمعیت این روستا بنا به سرشماری مرکز آمار ایران 1009 نفر بوده که از این تعداد، 620 نفر باسواد می باشند.
این روستا به علت جاذبه های طبیعی، تاریخی و فرهنگی به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری در استان خراسان جنوبی شناخته می شود.
چنشت در میان رشته کوه باقران قرار گرفته و فاصله آن تا بیرجند ، مرکز استان خراسان جنوبی ، 60 کیلومتر است. در مورد وجه تسمیه این روستا، چنین می گویند :
- به علت وجود 4 رودخانه فصلی در این روستا، نام آن “چند شط” بوده که به مرور زمان تبدیل به چنشت شده است.
- چنشت را هم وزن “بهشت” می دانند، که پیش از این به علت زیبایی طبیعی و وجود 4 رودخانه فصلی و نیز سرسبزی آن، گروهی از دامداران در سالیان دور، این منطقه را جهت سکونت خود برگزیدند و به مرور زمان، نام کنونی را به خود گرفته است.
همانطور که اشاره شده این روستا دارای ویژگیهای طبیعی، تاریخی و فرهنگی قابل توجه ایست که به اختصار به آن اشاره می شود:
ویژگیهای طبیعی:
روستای چنشت به علت قرار گرفتن در میان 4 رودخانه و نیز کوهستانی بودن آن، دارای باغات و مزارع بسیاریست. آب و هوای آن معتدل کوهستانیست که از زمستانهای سرد و تابستانهای خنک برخوردار است. ارتفاع آن از سطح دریا برابر 2150 متر است.
غارهای تاریخی چنشت :
غار چنشت، در شمال روستا قرار گرفته و بر اثر زمین لرزه های رخ داده در طول تاریخ، پدید آمده است. غار حدود 60 متر طول دارد و عبور از مناطق مختلف آن به سختی امکان پذیر است. در این غار بازمانده اجساد، استخوانهای درهم شکسته انسان ، ابزار و پارچه، چرخ نخ ریسی و ظروف مربوط به هزاره دوم و سوم پیش از میلاد، به چشم می خورد.
همچنین بازمانده اجساد سید حامد علوی و فرزندانش در این غار یافت شد و به بیرون غار انتقال پیدا کرد.
غار چنشت بنا به اسناد تاریخی در سال 614 هجری قمری توسط سیدمحمد مشعشع کشف شد. وی پس از کشف، نسبت به انتقال اجساد سیدحامد علوی و فرزندانش (که از خاندان وی بودند) به بیرون این غار اقدام نمود و آرامگاهی برای آنها در روستای چنشت بنا نمود.
سید حامد علوی و فرزندانش از شیعیان دوران خلافت عباسی بودند که به ناگزیر در این غار پنهان شده و سرانجام توسط سربازان حکومت عباسی در داخل غار کشته می شوند.
همچنین در غار چهل چاه که در نزدیکی غار چنشت قرار دارد، اجساد 14 نفر مرد، زن و کودک مشاهده می شود که احتمالادر غار پناه آورده اند و بر اثر گل گرفتن ورودی غار و بستن راه فرار
آنها در داخل غار کشته شده اند
آنچه که شخصا از بزرگان خراشاد شنیدم، چون راه ارتباطی آن زمان چنشت از خراشاد بوده، در دهه 40 خورشیدی، گروهی از زمین شناسان و باستان شناسان آمریکایی و ایرانی را مشاهده می کنند که جهت مطالعات بیشتر غارهای چنشت، به این منطقه می آیند.
آداب و رسوم:
1- لباس محلی
لباس مردم اين روستا از نوع خاصی است كه كمتر در نقاط ديكر استان يافت می شود. البته لباس مردان در چند سال اخير به لباس ساير مردم منطقه شبيه شده است. اما بزرگان و پيران از لباس ديگري كه شامل يك پالتوي بلند كه تمام بدن را مي پوشد و شال سر و در برخي مواقع از كلاه معمولي استفاده مي كنند.
نمونه ای از لباس محلی زنان چنشت
لباس زنان آنها كه در نوع خود يك جاذبه است ، از رنگهای شاد و متنوع تشکیل شده و شامل سه قسمت چارقد قرمز يا آبي گلدار، كلاه نقره ای و نقره دوزی شده و پیراهن زنانه به رنگهای سبز و قرمز يا آبی است كه امروزه بيشتر در مراسمها از ان استفاده می نمایند.
2- حرفه و پیشه:
با اینکه حرفه اصلی مردم روستا، کشاورزی و دامداریست … با این حال، از قدیم الایام برخی مردان این روستا به حرفه گدایی اشتغال داشتند و گدایی جزیی از حرفه برخی از اهالی این روستاست. بوِیژه در فصل زمستان که فعالیت های کشاورزی امکانپذیر نبوده است.
این حرفه نه تنها از جانب اهالی روستا، منفور نیست بلکه شغلی شریف است و نشاندهنده مردانگی یک مرد به شمار می رود به طوریکه خواستگاری از یک دختر در چنشت، نیازمند گذراندن دوره گدایی در شهرهای بزرگ است ، در غیر اینصورت جواب خانواده عروس به خواستگار منفی خواهد بود!
در فصل پاییز و زمستان، مردان چنشت برای انجام حرفه خود به شهرهای بزرگ می روند و تنها زنان، کهنسالان و کودکان هستند که باقی می مانند در نتیجه عملا اداره روستا در نیمی از سال، بدست زنان می افتد.
یکی از آشنایان بنده که قریب به 25 سال پیش به عنوان مدیر و معلم مدرسه چنشت بود، می گوید، در آن زمان تنها مرد این روستا ، من بودم و روستا، روستای زنان بود!
هنوز هم حرفه گدایی در میان برخی از مردان این روستا باقیست به طوریکه گسترده تر، حرفه ای تر و حتی بین المللی شده و بنا به سخن مدیرکل اجتماعی استانداری خراسان جنوبی، برخی در خارج از کشور از جمله دبی، نیز به گدایی مشغولند.
لازم به ذکر است که حرفه گدایی از سر احتیاج نیست بلکه به صورت یک فرهنگ و رسم اجتماعی درآمده که می بایست توسط اهالی رعایت شود.
آثار تاریخی:
بافت مسکونی روستا ، آرامگاه یا مزار سیدحامد علوی و فرزندانش، غار چنشت و چهل چاه از جمله آثار تاریخی این روستا هستند.
این روستا به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری استان خراسان جنوبی شناخته شده است در نتیجه به مانند ماخونیک، گردشگرانی از سایر نقاط ایران به این روستا می آیند.

در منابع تاریخی از خوسف با عناوین زیر یاد شده است : جوسف ، جسف ، خسف ، خسب و خوسف ، خسف به معنای زمین گود و خوسف به معنای پوشیده بودن كه هر دو معنی برای خوسف صادق است در كتب تاریخی متعدد نامی از خوسف هر چند به صورتهای مختلف برده شده است كه دلالت بر اهمیت و اعتبار این شهر در دورههای مختلف دارد . خوسف در ٣٥ كيلومتري جنوب غربي بيرجند قرار دارد كه از شمال به شهرستان سرايان، از شرق به بخش مركزي بيرجند و سربيشه، از غرب به استان يزد و از جنوب به نهبندان و كرمان محدود است. اين شهر داراي طول جغرافيايي 47-32 و ارتفاع 1300 متر از سطح دريا مي باشد. از نظر تقسيمات كشوري اين بخش داراي ٤ دهستان خوسف، براكوه، ماژان و قلعه زري با بيش از٦٥ روستاست و با وسعت ١٣ هزار و١٤٤ كيلومتر مربع يكي از قديمي ترين وبزرگ ترين بخش هاي استان با سابقه ٦٠ سال بخشداري مي باشد.بخش خوسف درمسير ارتباطي شرق كشور با استان هاي كرمان،يزد،اصفهان،تهران و جنوب جاده ترانزيتي بندر عباس به خراسان جنوبي و افغانستان قرار دارد و دروازه ورودي به خراسان جنوبي از سمت جنوب غربي است.پيشينه تاريخي آن به دوران قبل از اسلام بر مي گردد و به دليل موقعيت خاص از گذشته هاي دور به عنوان هسته اي از تجمع انساني دركوير خراسان مطرح است وسنگ نگاشته هاي باستاني و آثار و نقوش بر جاي مانده در كال جنگال واقع در دامنه كوه هاي «رچ»دليل قدمت اين منطقه است.علاوه براين مسجد جامع خوسف كه درقرن اول هجري ساخته شده و در كتاب هاي تاريخي با واژه هاي «خسف»،«خست»،«خوصف» و «خوسف» آمده و در كتاب نزهة القلوب حمد الله مستوفي از خوسف تحت «معظات بلاد قهستان» و در رديف تون (فردوس)، قاين و جنابذ(گناباد) نام برده شده است.از اماكن تاريخي خوسف مي توان به مسجد جامع،آرامگاه ابن حسام،آسياب هاي آبي، قلاع مختلف،مزار شاه سليمان علي، مزارنصرآباد (سلطان ابوالقاسم بن موسي بن جعفر) ،پشته هزار قدم آب انبارها و منازل قديمي آن اشاره كرد.از مزار گردشگري منطقه نيز علاوه بر اماكن تاريخي مذكور مي توان به آبگرم لوت كه در٧٥ كيلومتري جنوب شرقي بخش خوسف قرار دارد، اشاره كرد كه به دليل داشتن آب معدني و گرم براي امراض پوستي و... مفيد است ودر تمام ايام سال پذيراي مسافران وگردشگران زيادي از ديگر نقاط استان مي باشد. وجود بافت قديمي با اثار تاريخي ارزشمند از ويژگي هاي شاخص اين شهر محسوب مي شود. اين بافت كه به لحاظ موقعيت طبيعي و واقع شدن بر روي هسته مقاوم، از زمين لرزه در امان مانده يكي ازسالمترين بافتهاي تاريخي به شمار مي رود . خوسف منطقه نسبتا پر آبي است كه آب آن از نهرهايي به نام انهار خمسه (جوميان، موسيان، ترشت، كنقند و فدشك) تامين مي شود؛ هرچند كه متاسفانه در سال هاي اخير به دليل حفر بي رويه چاه هاي عميق در بالا دست رودخانه شاهرود، آب اين انهار كاهش يافته و باعث خشك شدن باغ ها و مزارع حاصلخيز منطقه شده است.اين بخش هنرمندان زيادي را درزمينه هاي مختلف موسيقي، نقاشي، خطاطي و شعر و ادب در دامن خود پرورش داده است كه هنرمنداني مانند استاد عزيز الله رفيعي،حاجي خان شكوهي،استاد حسن يزداني و جليل مالكي را مي توان نام برد.حسين رفيعي،زين العابدين مالكي،ابن حسام خوسفي،غلام حسين صميمي،عبدالحسين فرزين،مريم حقيقه،غلام حسين يوسفي(ناقوس) و محمد علي رحيمي هم ازديگر نام آوران اين منطقه در زمينه هاي نقاشي، خوشنويسي و شعر هستند.از روحانيون بنام خوسف هم مي توان به خاندان مرحوم حجت الاسلام سيد حيدرعبادي اشاره كرد.گل نرگس از قديم الايام در باغ ها ومنازل خوسف كشت مي شد وهم اكنون نيز جزو سوغات خوسف محسوب مي شود. با اين كه چند سالي است كه برخي افراد به عنوان منبع درآمد اين محصول را پرورش مي دهند ولي در هر صورت آن طور كه بايد و شايد به اين محصول بها داده نمي شود.از صنايع قديمي منطقه سفال گري (كوزه گري)روستا هاي شاهزيله(مهديه) و كوشه است كه از گذشته هاي دور شهرت داشته كه به دليل بي توجهي و دنبال نكردن اين حرفه از سوي مسئولان واهالي اين روستاها، تا حدود زيادي از رونق افتاده است.خوسفي ها در صنايع فلز كاري،حصار سنگي،ساختن تفنگ، چاقو، شمشير، قند شكن، ادوات كشاورزي هم نبوغ خاصي داشته اند و در حال حاضر بعضي آهنگري ها درحد ضرورت فعاليت مي كنند.از صنايع دستي مي توان به صنعت نساجي(توربافي) اشاره كرد كه هنوز در مناطق زيادي و به خصوص شهر خوسف پا بر جاست و بافندگان پارچه هايي همانند كرباس، سفره، لنگ، دستمال، قديفه، سارق و روفرشي مي بافند.صنعت مرغداري از صنايع جديد منطقه خوسف است و هم اكنون حدود٤٥ واحد مرغداري دراين بخش فعال است وصنايع ديگر همانند گوسفندداري، گاوداري و شتر داري هم فعاليت چشمگيري دارند.مناطق عشايري خور، نوغاب و سرو باد از مراكز مهم پرورش شتر در خوسف مي باشد ازمهم ترين معادن منطقه مي توان به معدن مس قلعه زري، سنگ، گچ، آهك و...اشاره كرد.
سنگ نگاره هاي كال جنگال
مجموعه نگاره ها در طول دره اي به همين نام در رشته كوه باقران پراكنده اند. اين نگاره ها شامل تصاوير وكتيبه هاي مربوط به دوره اشكاني مي شوند. تصوير اول شامل تصوير نبرد يك مرد پارتي با يك شير است كه كمي كوچكتر از اندازه طبيعي ترسيم شده است. در بالاي اين تصوير كتيبه اي پهلوي در دو سطر ديده مي شود تصوير دوم تصوير سر يك مرد پارتي به حالت نيم رخ است در زير اين تصويرنيز كتيبه اي پهلوي در يك سطر نگاشته شده است مهمترين بخش كتيبه ها شامل هفت سطر كتيبه پهلوي است كه برروي دو تخته سنگ كه در كنار هم قرار دارند نگاشته شده اند.
مسجد جامع خوسف
اين مسجد داراي سر در ورودي بلند با تاق جناغي وتزئينات رسمي بندي، صحن، شبستان زمستاني به نامهاي ملاعلي اكبر وحاج عبدالخالق، يك شبستان تابستاني وشبستانهاي مهتابي و خليلان است . ورودي بنا و شبستانهاي مهتابي وخليلان در دوره هاي معاصر باسازي شده اند. در جريان مرمت شبستان مسجد به بقايا وآثار مربوط به دو دوره مختلف برخورد گرديد.اين بنا مربوط به قرون اوليه اسلامي (قرن 2و3 ﻫ. ق) مي باشد.
مسجد جامع روستاي گل
اين بنا در روستاي گل واقع در 30 كيلومتري جنوب شرقي خوسف، قرار گرفته است بنا شامل سردر ورودي، دهليز شبستان ستوندار، صحن، پاياب و دو ايوان مي باشد ورودي بنا كه از لحاظ معماري وتزئينات وابسته مهمترين و با ارزشترين بخش بنا محسوب مي شود داراي تزئينات انبوه گچبري و با طرحهاي اسليمي و رسمي بندي مي باشد. شبستان بنا داراي چهار ستون چهار ضلعي به قطر حدود سيزده سانتيمتر و نه گنبد مي باشد.در دو طرف جنوب غرب و شمال شرق صحن دو ايوان قرار دارد كه داراي قوس كليل مي باشد.اين بنا برخوردار از كتيبه اي سنگي مي باشد كه در تاريخ 1191ﻫ. ق را نشان مي دهد.
آرامگاه ابن حسام خوسفي
اين بنا از نظر معماري داراي پلان چليپايي شكل و پوشش عرقچين با گنبد كلاه فرنگي مي باشد در سه طرف بنا سه طاق نما با قوس جناغي وجود داردوداخل طاق نماها پنجره هاي مشبك آجري جريان هوا را به داخل مقبره امكان پذير مي سازد از تزئينات اين بنا تزئينات رسمي بندي در گوشه ها، كتيبه موجود دور تادور پايه پوشش گنبدي، طرح هاي چليپايي پنجره هاي مشبك است، ورودي به داخل مقبره از سمت جنوب آن مي باشد. زمان احداث بنا دوره صفويه است كه در دوره قاجار تغييراتي در آن داده شده است.
خانه علوي(خوسف)
از ويژگي هاي معماري اين بنا مي توان به سردر ورودي، هشتي، دهليز، حياط، ايوان، شاه نشين،مطبخ سه دري اشاره نمود.راهروها و دالانهاي ارتباطي موجود بمنظور ارتباط اوضاع اقتصادي اجتماعيوجغرافيايي منطقه با شرايط مذكور تعبيه شده است. از جمله تزئينات اين بنا مي توان به رسمي بنديهاي ورودي و هشتي تزئينات ايوان تزئينات اطاق شاه نشين اشاره نمود كه نشاندهنده ذوق و سليقه معمار بنا است تاريخ ساخت اين بنا به دوره صفويه برمي گردد.
خانه تاجور(خوسف)
اين بنا متعلق به دوره قاجاريه مي باشد و از ويژگي هاي آن دو ورودي است. يكي از ورودي ها داراي تزئينات آجركاري دوره پهلوي و ديگري از تزئينات رسمي بندي بوده و از لحاظ معماري اصيل تر ميباشد . تزئينات بنا شامل رسمي بنديهاي ورودي ، آجركاريهاي ورودي كاربنديهاي ايوان و پنجره هاي مشبك مي باشد.
خانه خليلي (روستاي نوغاب)
اين بناي تاريخي در روستاي نوغاب در 50 كيلومتري غرب خوسف واقع است. از ويژگي هاي اين بنا سردر ورودي با طاق جناغي و تزئينات ظريف رسمي بندي در سقف، هشتي، ايوان ها، اطاق هاي تابستاني و زمستاني، مطبخ و انباري مي باشد . اين بنا كه كاملا منطبق با شرايط اقليمي و جغرافيايي منطقه ساخته شده، از بنا هاي اواخر قاجار و اوايل پهلوي به شمار
مي رود.
خانه مالكي(خوسف)
تاريخ ساخت بنا 1250 تا 1260 ﻫ. ق مي باشداين بنا در بافت قديم خوسف واقع شده است از عناصر معماري اين بنا مي توان به دهليز حياط ايوان شاه نشين، و اتاق هاي متعدد دور تادور حياط اشاره نمود . مهمترين تزئينات اين بنا نقوش اسليمي وگل گياه برسطح تويزه ها وپوشش شاه نشين مي باشد.اين بنا با شماره 3443 در فهرست آثار ملي كشور جاي گرفت .
قلعه(خوسف)
پلان اين بنا چهار ضلعي بوده ودر چهار برج در چهار گوشه آن ايجاد گرديده است. درب اصلي ورودي در ضلع غربي قرار داشته و برخوردار از فضاهاي داخلي متنوع بوده است كه اكنون آثار آن بدليل حوادث طبيعي و انساني از بين رفته است . اين بنا در زمان فرمانداري كاظم خان همزمان با حكومت نادر شاه پايه گذاري شده ودر دوره هاي بعدي گسترش يافته است .
بافت تاريخي روستاي خور
بافت تاريخي روستاي خور متاثر از شرايط اقليمي و جغرافيايي محيط خود مي باشد. خانه هاي گلي، پوشش گنبدي، حياط مركزي، بادگيرها،اطاق هاي دور تا درو حياط، هشتي ها و دهليز ها، ديوارهاي قطور حوض و باغچه وسط حياط، بصورت هماهنگ و يكنواخت از ويژگي هاي معماري خانه هاي روستايي خور مي باشد كه مطابق با اقليمي منطقه بوجود آمده است. در بافت خور بناهايي همچون قلعه،آب انبارمسجد،حسينيه، حمام و خانه هاي قديمي وجود دارد كه اكثرا متعلق به دوره صفويه است.
مدرسه ابن حسام
اين بنا از عناصر معماري ايران از قبيل سردر ورودي، دالان حياط واتاق هاي دور حياط تشكيل شده است ورودي بنا با طاق كليل مي باشد.نماي حاشيه خيابان مدرسه قاب بندي آجري و قاب هاي آجري اطراف پنجره ها مي باشد نماي داخلي حياط نيز داراي قابهاي آجري است تاريخ ساخت اين بنا بر اساس لوح موجود در سردر بنا 1260 ﻫ.ق است . اين بنا به دستور ملاعلي اكبر خوسفي و با هزينه فردي به نام آقا محمد خان بنا شده است. اين بنا در دوران پهلوي دچار تغييراتي شده است.
بافت تاريخي روستاي ماژان
بافت تاريخي روستاي ماژان يكي از بافت هاي بسيار مهم شهر خوسف به شمار مي رودكه تاكنون توانسته است از صدمات ناشي از حوادث طبيعي و عوامل انساني بدور بماند، حفظ ارزشهاي معماري با استفاده از مصالح بومي بر اهميت آن افزوده است . بافت تاريخي روستاي ماژان بدليل همگوني با طبيعت وآب و هواي منطقه ساليان زيادي پا برجا مانده و هم اكنون نظر هر بيننده اي را به خود جلب مي نمايد.
هنرهاي سنتي
هنرهاي سنتي خوسف عبارتند از: پارچه بافي( تون بافي) ، سفالگري .

به گزارش روابط عمومي معاونت دانشجويي فرهنگي، مراسم گراميداشت دانشجوي شهيد دكتر سيد احمد رحيمي، دانشجوي پزشكي ورودي 56 دانشگاه تهران با عنوان «عروج سرخ» توسط مديريت امور فرهنگي و فوق برنامه، نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري، جهاد دانشگاهي واحد علوم پزشكي تهران، انجمن اسلامي دانشجويان، جامعه اسلامي دانشجويان، بسيج دانشجويي دانشگاه، بسيج كاركنان، بسيج جامعه پزشكي، دفتر مشاوره امور بانوان، كانون هاي قرآن و عترت و هيات ثارا... برگزار مي شود. همزمان با سالروز فتح خرمشهر، روز مقاومت، ايثار و پيروزي مراسم گراميداشت دانشجوي شهيد دكتر سيد احمد رحيمي با حضور و سخنراني دكتر «محمد باقر قاليباف» شهردار تهران و هم رزم شهيد، دكتر «باقر لاريجاني» رييس دانشگاه علوم پزشكي تهران و خاطره گويي همرزمان و هم دوره اي ها و خانواده آن شهيد عزيز برگزار مي شود.
اين همايش دوشنبه 4 خرداد ماه جاري از ساعت 14 تا 16 در تالار ابن سيناي دانشگاه علوم پزشكي تهران برگزار خواهد شد و در آن استاد «حسان» از شعراي اهل بيت به شعر خواني در مدح حضرت زهرا(س) و شهدا خواهد پرداخت.
زندگي نامه شهيد دكتر سيد احمد رحيمي
اي مساغر غريب، اي پرنده ي شهيد
اي هميشه سربلند، اي نجيب رو سپيد
ماندني ترين غزل، خواندني ترين سرود
كي توان تو را نوشت، كي توان تو را شنيد
به سال هزار و سيصد و سي و هشت در شهر بيرجند، خاندان رحيمي شاهد شكفتن غنچه اي ديگر از سلاله ي پاك پيامبر به نام احمد بود. اين مولود با بركت ايام طفوليت را در دامان مادري با تقوا سپري نمود و همپاي پدر با شوري كودكانه در محافل مذهبي شركت مي كرد. با استعدادي سرشار وارد مدرسه شد و دوران ابتدايي و راهنمايي را هر ساله با رتبه اي ممتاز به پايان رسانيد.
هم زمان با ورود به دبيرستان با تعمق به كسب معارف ديني روي آورد و از اين سرچشمه هم سالانش را نيز بهره مند مي ساخت. روحيه مذهبي و هوش و ذكاوت احمد، او را از هم كلاسي هايش ممتاز مي كرد به نحوي كه در همان آغازين دوران جواني دوستان زيادي يافت. او از جمله نادر جواناني بود كه پيش از سن هجده سالگي اكثر كتاب هاي استاد مطهري را عميقاً مطالعه كرده و خطوط منحرف از اسلام را مي شناخت. در دبيرستان انشاهاي سياسي مي نوشت و به دليل همين بي پروايي بارها مورد عتاب قرار گرفت.
احمد در سال 1356 دوره ي دبيرستان را با نمرات عالي به رسانيد و درحالي كه بيدل و بي تاب در جاده هاي خلوت خلوص، عشق به تحصيل در حوزه ي علميه قم را در سر مي پروراند به اصرار خانواده در كنكور شركت كرد و در رشته ي پزشكي دانشگاه تهران با رتبه اي درخشان پذيرفته شد.
پايبندي احمد به مباني اسلام و دلسوزي اش نسبت به محرومين موجب شد تا فعاليت هاي مذهبي – سياسي را در دانشگاه به گونه اي تشكل يافته دنبال كند.
با وزيدن نسيم انقلاب به فعاليت هايش عليه رژيم وسعت بخشيد و براي انتقال اعلاميه ها از تهران، چهره و نوع پوشش خود را تغيير مي داد. او در راهپيمايي هاي تهران و مشهد و بيرجند حضوري چشمگير داشت و از نزديكي شاهد تظاهرات خونين در ميدان ژاله بود. شبي پس از سخنراني در يكي از مساجد به دست نيروهاي ساواك بيرجند دستگير شد اما با هوشياري از زندان رهايي يافت و از آن پس نامش در صحيفه ي ياران امام به ثبت رسيد.
با پيروزي انقلاب اسلامي و بازگشايي مجدد دانشگاه ها به ادامه ي تحصيل پرداخت و با شخصيت هايي چون آيت الله بهشتي و استاد مطهري رابطه اي تنگاتنگ داشت.
چندي نگذشت كه در سيزده آبان 1358 به همراه تعداد ديگري از دانشجويان پيرو خط امام لانه ي جاسوسي آمريكا را به تصرف درآورد. به اذعان دانشجويان، او يكي از چهره هاي فعال فتح لانه بود و بارها به نمايندگان در تجمع مردم حضور مي يافت و به روشنگري مي پرداخت.
در كنار اين مهم، با برپايي درس اخلاق و عربي، به آموزش عده اي از دانشجويان همت گماشت و در آن سنگر نيز از امر تعليم و تعلم غفلت نورزيد. در همين ايام بود كه با دختري متدين از بستگانش پيمان بست و مدتي پس از اين ميثاق، آشيانه ي پر بركت احمد با تولد آسيه، تنها يادگارش رنگي ديگر گرفت.
به درخواست دادسراي انقلاب اسلامي بيرجند به اين شهرستان مراجعت نمود و با اقتدار مسئوليت فرماندهي سپاه پاسداران اين منطقه را پذيرفت. دوران خدمتش در سپاه مقارن بود با نواخته شدن طبل جنگ و آغاز حركات كور منافقين و فعاليت تروريست هاي اقتصادي و ملاكين غاصب.
سه بار منافقين تصميم به ترور وي گرفتند و كروكي منزلش در خانه هاي تيمي به دست آمد؛ اما هر بار با عنايت رباني به گونه اي محفوظ ماند.
احمد رحيمي كه تنها به اعتلاي اسلام مي انديشيد با درايت و صلابت در برابر تمامي جريانات منحرف داخلي ايستادگي كرد و پس از كسب تكليف از محضر امام، به شايستگي به عضويت شوراي سپاه منطقه 4 خراسان و سرپرستي واحد اطلاعات منصوب گرديد و خدمات ارزنده اي از خود برجاي گذاشت. با فوت پدر و بي سرپرست ماندن خانواده، علي رغم اصرار زياد مسوولين به بيرجند مراجعت نمود و به فعاليت هاي آموزشي و عقيدتي بين جوانان سپاه و بسيج و ساير ارگان ها و نهادها پرداخت. او با حفظ سمت بارها براي بررسي وضعيت نيروهاي لشگر 5 نصر به جبهه رفت.
همسر محترم ايشان مي گويد: «گاهي پيش مي آمد كه مدت بيست روز از محل حضورش بي اطلاع بود. يكي از مبارزان افغاني پس از شهادت احمد تعدادي از عكس هاي او را در سنگرهاي افغانستان به ما نشان داد و ما تازه فهميديم كه احمد در نهضت افغانستان عليه شوروي نيز سهيم بود.
در زمستان 1361 به شوق حضور مداوم در جبهه به همراه خانواده به خوزستان هجرت كرد و در اواخر همان سال بر اثر اصابت تركش به پاي چپش مجروح شد. احمد كه دلداده ي سنگر بود پس از بهبودي نسبي، در عمليات والفجر 1 مورخه ي 24/1/62، حماسه اي پايدار از خود به يادگار گذاشت و در حال حمل مجروحين و شهدا بار ديگر مجروح گرديد. اما با همان حال آر.پي.جي يكي از رزمندگان را بر دوش نهاد و بر بلنداي خاكريز ايستاد و چندين تانك دشمن را منهدم كرد. با اصابت گلوله ي تانك، هنگام اذان ظهر، جبهه شرهاني شاهد عروج پرستويي بود كه با پيكري شرحه شرحه جام وصل را سر كشيد. پيكرش پس از بيست و پنج روز در جوار رحمت حضرت دوست در بوستان شهداي بيرجند آرميد و اين زمزمه ي به ياد ماندني شهيد محقق شد:
«دوست دارم در جايي به شهادت برسم كه هيچ كس مرا نشناسد و احمد صدايم نزنند و ناله هايم را جز خدا كسي نشنود.»

دياكونوف تاريخ دان روسي كه در مادشناسي يد طولايي دارد در مورد قوم ساگارتي اين گونه اظهار نظر مي كند: وي سرزمين جنوب شرقي درياچه اروميه را متعلق به مانايي ها مي داند و ايالاتي را كه در نقطه شرقي تر درياچه اروميه در كنار سفيدرود و دره هاي واقع در جنوب شرق اروميه قرار گرفته بود مانند زكرتو(ايالت ساگارتي ها؟) آنديا، ويشيديش و غيره در تحت اطاعت مانايي ها بود. او در ادامه مي گويد : قبايل ساگارتي بعد از جنگ 585 ق.م بين كياكسار و آلياتس جمعيت ها و گروه هاي نژادي در منطقه ممزوج يا جابه جا شدند، ماناها و مادها مخلوط شدند. ساگارتي ها از شرق و جنوب شرقي درياچه اروميه به طرف غرب منتقل شدند به طوري كه شهر آربل پايتخت آن ها شد و دشت هاي زاگرس به وسيله مادها اشغال گرديد. وي همچنين در شمارش قبايل پارسي و ايجاد دولت هخامنشي از قبيله ساگارتي ياد مي كند و مي گويد قبيله ساگارتي كه در شرق بودند و با ساگارتي هاي ماد كه در جنوب شرقي درياچه اروميه بودند متفاوت است. ساگارتي ها به كوچ نشيني مشغول بوده اند، آن ها در دشت هاي خشك ايران مركزي مي زيسته اند. همچنين معتقد است قبايل كوچ نشين خاورميانه در سراسر نقاط ايران و خاورميانه ديده شده و در تردد بوده اند. فراي در بررسي تاريخ ماد آورده كه اساس كار و پيدا كردن نام جاي هايي كه در كتيبه هاي آشوري آمده اند بر حدسيات استوار است و نه دلايل متقن.مثلا ناحيه اي به نام زكرتو را كه شايد اينك در ميان اردبيل و ميانه در آذربايجان كنوني ايران باشد با قومي از مادها به نام ساگارتيان و در فارسي باستان اساگارتاست برابر دانسته اند. وي در جاي ديگر به تحليل قبايل بيابانگردي كه هرودوت در اقوام پارسي معرفي مي كند(داهه ها ، مردي ها ، دروپيك ها و ساگارتي ها )، كه در جاهاي ديگر فلات پيدا شده اند يا در جاهاي ديگر فلات هم مي زيسته اند به جاي آن كه تنها در فارس بوده باشند، و اين خود دليلي است بر درستي گفته مورخان كه اينان بيابانگرد بوده اند و نيز امكان وجود پيوند زباني ميان پارسيان و سغديان در آسياي مركزي بوده است.ساگارتاها گويا در كرانه بيابان مركزي مي زيسته اند، نزديك يزد كه هرودوت مي گويد: در سخن گفتن مانند پارسيانند. برخي از نويسندگان متاخر و معاصر جايگاه آنان را در آذربايجان دانسته اند، برخي در تبريز و برخي در شمال كوه زاگرس يا در دره هاي جنوب و مشرق اروميه، يا در شمال ايران و برخي دراراضي نزديك درياي كاسپي و نيمه سفلاي دره قزل اوزن و برخي در اردبيل يا شهر سئرد(saerd) بر كناره دجله يا شرق جبال زاگرس در حدود پارتاكني يا در همدان يا در زمستان جنوب شرقي ايران و در تابستان ماد يا بي جا و مكان و آواره.

موارد فرهنگي
روي قطعه سنگ هاي معروف به «لاخ معدن» در منطقه خوسف بيرجند و نيز بر بدنه صخره اي بزرگ در «تنگل استاد» بيرجند اشكالي در ميان تصاوير بز كوهي و علايم و نشانه ها ايجاد شده كه با توجه به خصوصيت ويژه ساگارتيان كه كمند اندازي ذكر شده مي توان احتمال داد كه متعلق به آن قوم و دليل ديگري بر حضور آنان در قهستان است. اثر ديگر احتمالي متعلق به اين دوره را مي توان سنگ نگاره رامنيگان در شهرستان نهبندان دانست كه مشابهت هايي با سنگ نگاره هاي تنگل استاد از لحاظ نقش دارد. با توجه به شواهد و مدارك مي توان گفت كه ساگارتيان قومي بودند كه از دو قسمت شرقي و غربي تشكيل شده و گروه شرقي به احتمال زياد در منطقه قهستان و يزد سكونت داشته اند و شاخه غربي آن ها در ناحيه كردستان و منطقه آربل(اربيل در كردستان عراق) سكونت گزيده اند كه در كتيبه بيستون از آن ياد شده است. در دوران اسلامي و به خصوص قرون اوليه اسلامي در مورد گروه هاي شباني كه در منطقه جنوب خراسان يا قهستان از آن ها ياد كرده اند شغل اين مردم دام داري بوده است و ابن حوقل و مقدسي از آن ها در كتب خويش ياد كرده اند، احتمال مي رود گروهي كه از آنها ياد شده از نسل ساگارتيان گذشته باشند يا همان نام كورتي كم كم به اين نام تغيير كرده باشد.
محمد فرجامي- كارشناس ارشد باستان شناسي
روستاي مهموئي در ٣ كيلومتري شهرقاين واقع شده است. اين روستا ٣ درخت سرو كهنسال دارد كه محيط بعضي از اين درخت ها به ٨ مترمربع يا بيشتر مي رسد. عمر اين درختان يك هزار و ٨٠٠ تا ٢ هزار سال تخمين زده شده است. در گذشته عده اي از مردم عقايد خاصي نسبت به اين درختان داشته اند. به عنوان مثال گروهي نذر مي كردند و براي برآورده شدن حاجتشان نخ يا تكه پارچه اي به نام تلك به شاخه درخت گره مي زدند كه هنوز هم آثار آن باقي است.
برخي ديگر هم نذر كرده و سنگ يا ريگي به بالاي درخت پرتاب مي كردند و عقيده داشتند اگر سنگ روي شاخه هاي درخت گير كند نذرشان پذيرفته شده است و بعضي ديگر هم با روشن كردن شمع و دعا خواندن به برآورده شدن حاجتشان معتقد بودند كه اين كار در يك مورد باعث آتش گرفتن يكي از درختان سرو شد ولي با اقدام به موقع اهالي آتش مهار شد.
چوب اين درختان رايحه خوشي دارد. برخي از مردم در گذشته با تيشه و تبر قسمت هاي داخلي تنه درخت را مي كندند و براي استفاده با خود مي بردند كه اين امر كندي رشد و از بين رفتن شادابي درختان را در پي داشت. قسمت هايي از شاخه هاي بزرگ اين درختان نيز بر اثر طوفان شكسته شده است.
اهالي اين روستا معتقدند اين درختان سرو از خود نوري ساطع مي كنند كه همراه با آن رايحه خوشي هم در فضا پخش مي شود. شايد اين موضوع زماني اتفاق افتاده كه درختان مملو از دانه سرو يا هم زمان با گرده افشاني درخت بوده است.
از جمله برنامه هاي هميشگي زنان روستا كه كم و بيش در حال حاضر هم ادامه دارد برگزاري دعاي مشكل گشاست كه معمولا بعد از برآورده شدن حاجت و يا نذر انجام مي شود، به طوري كه حاجت گيرنده مقداري نخودچي، كشمش، شكلات و امثال آن را با هم مخلوط مي كند و همراه با ساير زنان در محل درختان سرو روستا و با خواندن دعاي مشكل گشا، شيريني و خوردني هاي تهيه شده را بين افراد تقسيم مي كنند. با توجه به قدمت تاريخي اين درختان و جايگاه معنوي آن بين اهالي لازم است سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري نسبت به حفاظت از اين درختان كهنسال و مصونيت آن ها در برابر خشكسالي، كانال كشي، آتش سوزي و ساير خسارات احتمالي جديت بيشتري به عمل آورند.
دختر قالیباف
به گویش بیرجندی
( با كسب اجازه از دوست خوبم آقاي غلامي )
**********
از هَموْ روزِ كِه مِوُ چَشِ خُورهِ وا كِردِيُوم
هُمْچِه سِيبْ تُو دِلُوكِ مِمِهْ خُور جا كِردِيُوم
تـا مِتُونِستُوم بُتُونْ يا كِهْ تايِ وَرْزِنُوم
بُوُرْ كِهْ پُشتِ دار هُونْشینُومْ تقلا كِردِيُوم
تا بِجا وُ سَرْ جِلُو وُ تايِ تايِ بَعَدْ از او
گوشِ خُورْ دَر بَسَتْ وَرْ تَعْليمِ اُسْتا كِردِيُوم
چارْ زَنْجير وُ دو خُورديِ وُ كَتيبِهْ دَر مِيُو
اُو مِيُو تُرْ يِكْ تُرَنجِ از عِشْق وَر پا كِردِيُوم
زِیرِ تَخْ لَاکیُ وُ رنگِ قِرمِز وُ سُوزُ و سِفید
رنگِ زَردِ خُور مُو اَز خُورشيدْ حاشا كِردِيُوم
دِلِ مُوْ هَمْ مَسْتِهِ كِه دانشگاه رُوومْ اُستاد شُومْ
دارِ قَالي رِهْ كَمَكْ بُرخَرجْ بَهْ با كِردِيُوم
بُور چِه بَهْ با جُو كَنِهِ وُ مُوْ چِني بيكار بُوم
مُو مَگِه بُهْ با رِهِ اَز تُو رُود پيدا كِردِيُوم
اَز هَمي دِرسِ اِكَابِر كِهْ مِگَنْ تُوتْ تَرِه
مُوْ كِلاسِ كارِخُورْ صادرِ وَ دُنيا كِردِيُوم
دُخْتَرِ بيرجَندُومُ و خُونِهِ مُوْ کُوهْ بَاقِرُو
رازِ دَردُونِ خُو رِهِ بُور کُوهْ اِفشا كِردِيُوم
دارِ قَالیِ خُوُ نَبَسْ دارِ مُجازاتِ مُوُ بُو
کُرقِ دِلْ کُلْ شُوْ زِ بَسْ کِهْ ای خُدایا كِردِيُوم
خواهشِ بیجاْ نِدَارُومْ مُو طَبْکارُوم چِرِهْ ؟
چُو دَریِ سَاباتِ هَفْ صَدْ سَالِه پیدا كِردِيُوم
دَسْتِ خُورْ وَرْ بالِ ما گیرِیِ بُراْ کارِ کُنیْ
دَرْخُصوصِ اوُ چِهْ کِهْ صَدْ بار اِملاْ كِردِيُوم
اَزْ مُوْ گُفتی اِی( غلامی) خِیرْ بینی اَز خُدا
مابقی دَرْدِ خُورهِ اَدوُشِ سیما كِردِيُوم
تا ببینوُم بازتابِ خَاشُو از اُو چِهْ کِه مُو
توی دنیای هُنر بُورْ کُلِ دُنیا كِردِيُوم؟

آغاز سال 1388
بر تمامي هموطنان عزيز و هم استانيهاي گرامي
مبارك باد
سالروز ولادت با سعادت حضرت خاتم ( ص )
و سلاله پاكش امام جعفر صادق (ع )
بر تمامي مسلمين مبارك باد
شهر قديمي قاين متعلق به قرن ٤ و ٥ هجري قمري است كه جهت تعيين قدمت گمانه زني هاي لازم در اين مورد انجام شده و باستان شناسان نيز از اين محل بازديد كرده و براي تمركزشهر قديمي قاين پوشش حفاظتي ايجاد شده است كه طي كاوش هاي به عمل آمده در اطراف بقاياي آن، مسجد ستون دار متعلق به دوره سلجوقي كشف شده است بقاياي باقي مانده نشان مي دهد كه در اين منطقه شهري بسيار آباد با فرهنگ شهرنشيني عالي وجود داشته و با يك كارباستان شناسي حرف ناصر خسرو به واقعيت تبديل شده است .
ماركوپولو در سفرنامة خود از اين شهر به نام ” تونوكاين “ نام برده است كه اين نام از نام دو شهر بزرگ آن ايالت ـ قهستان ـ كه تون و قاين باشد , گرفته شده است . همچنين درسال 444 هـ .ق ناصرخسرو قبادياني از اين شهر ديدن كرده و از استحكامات شهر و مسجد جمعة آن ياد كرده است . ايالت قهستان , همزمان با ورود اعراب به ايران , پناهگاه زرتشتياني بود كه به آن پناه آورده بودند . حمدالله مستوفي , در قرن هشتم هجري از مركزيت قاين نسبت به آبادي هاي ديگر قهستان , و همچنين از فراواني زعفران و ميوة آن گزارش داده است . يكي از مهمترين آثار تاريخ قاين , مسجد جامع است كه از بناهاي قرن پنجم هجري ميباشد كه عظمت آن چشم هر بيننده را به خود جذب ميكند. اين بناي تاريخي كه اغلب سفرنامه نويسان و تاريخ نگاران ايران و عرب از آن به عظمت ياد كردهاند داراي دو قبله و در زميني به مساحت ۲۴۷۰متر مربع ساخته شده است. حدود۱۰۵۰متر مربع زيربناي آن به ايوان و شبستانهاي دو طرف و ۱۲۰۰متر مربع عرصه داخلي مسجد و مابقي به انبارها و راهروها اختصاص دارد. از شاهكارهاي معماري اين بنا، ايوان اصلي آن است كه در جبهه غربي مسجد بنا شده است. ايوان مذكور داراي ۱۸متر ارتفاع، ۱۱متر عرض و ۲۲متر طول ميباشد. اغلب باستانشناسان و انديشمندان، ساخت اين بنا را درقرن هشتم هجري قمري ذكر ميكنند.
بخش سده با بيش از ده ها اثر تاريخي يكي از با سابقه ترين و كهن ترين مناطق شهرستان قائنات است .
از جمله اين آثار مي توان به قلعه ارگ، مسجد جامع، منزل قديمي اقبالي در آرين شهر و رباط چاهك، قلعه و امام زاده آفريز و دژ زيرزميني نيگ، امامزادگان حسن و افضل(ع) كوميران، زيارتگاه هاي تيغدر، بادامك، كرچ، روم و... اشاره كرد.قلعه تاريخي آرين شهر يكي از آثار باستاني عصر تيموريان است .
اين اثر بسيار زيبا ٣ در اصلي و ٩ برج بسيار بلند با پلكان نامنظم دارد.در داخل قلعه نيز آثاري از يك چاه آب شرب تخريب شده و سنگ بسيار بزرگي كه تكيه گاه پشت در ورودي بوده موجود است .
متاسفانه اين اثر تاريخي روز به روز توسط عوامل انساني و طبيعي در شرف نابودي است.
هر چند سال گذشته ميراث فرهنگي با اعتباري بسيار اندك نسبت به مرمت بعضي از قسمت هاي آن اقدام كرد ولي اين كه كافي نيست چرا كه نيازمند توجه بيشتر مسئولان ميراث فرهنگي است.
با توجه به اين كه حفظ و نگهداري آثار تاريخي و باستاني در كشور ما و از ديد سازمان هاي بين المللي از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، پس در اين جا علاوه بر اختصاص اعتبارات بيشتر براي مرمت و بازسازي اين آثار حفظ و نگهداري آن توسط خود ما نيز مي تواند نقش به سزايي داشته باشد.
از جمله ديگر آثار تاريخي آرين شهر ارگ اين شهر با بيش از يك هزار مترمربع مساحت و قدمت چند صد ساله است كه در ٢ طبقه ساخته شده و داراي يك حياط بسيار بزرگ و سنگ فرش شده داراي خانه هاي متعدد در چهار طرف اين حياط است.
متاسفانه قسمتي از اين اثر زيبا هم در زمان اجراي طرح به سازي تخريب شده و بقيه آن همچنان پا برجاست.

ایام سوگواری رحلت حضرت رسول اکرم (ص)
و امام حسن مجتبی(ع) و امام رضا (ع)
را بر تمامي هموطنان عزیز تسلیت عرض میکنم .


يك دانشمند ژاپني كشف كرده است كه آب زمزم داراي خصوصيات منحصر به فردي است كه در آبهاي معمولي ديگر يافت نمي شود .
دكتر " مساروا ايموتو " دانشمند ژاپني تأكيد كرد : تحقيقات علمي بسياري كه به وسيله تكنولوژي نانو بر روي آب زمزم انجام شده است ، نشان مي دهد هيچ يك از خواص اين آب قابل تغيير نيست و اگر يك قطره از آب زمزم به هزار قطره از آبهاي معمولي اضافه شود ، آن آبها خواص آب زمزم را به دست خواهند آورد .
اين دانشمند تحققيات بسياري را برروي آب زمزم انجام داده و به اين نتيجه رسيده است كه آب زمزم ، آبي با بركت و منحصر به فرد است و بلورهاي آن شبيه هيچ آب ديگري نيست و به هيچ وجه خواص آن تغيير نمي كند . وي كه پايه گذار نظريه تبلور ذرات آب است ، مي گويد :
جمله ‹‹ بسم الله الرحمن الرحيم ›› كه در قرآن كريم وجود دارد و مسلمانان آن را در ابتداي كارهاي خود يا در هنگام غذا خوردن و يا موقع خواب بر زبان مي آورند ، تأثير عجيبي بر بلورهاي آب دارد و آنها را بسيار زيباتر مي كند ، لذا مي توان با گذاشتن نواري از تلاوت قرآن كريم در كنار آب ، آن را زيباتر و با صفاتر نمود .











روزهايي كه بسياري از آن ها منجر به درگيري جوانان، دانشجويان و ديگر اقشار مردم اين شهر با نيروهاي شهرباني آن زمان و در نتيجه مجروح و شهيد شدن جمعي از مبارزان بيرجند شد كه از آن جمله مي توان به تعطيلي عمومي در بيرجند، برگزاري مجلس ترحيم به مناسبت چهلمين روز شهداي تهران، شركت هزاران نفر از اقشار مختلف مردم درمدرسه معصوميه بيرجند در 24 مهر ماه 1357 و تظاهرات بعد از آن كه حضور جوانان و دانشجويان در آن ها پر رنگ تر از اقشار ديگر بود، اشاره كرد.
مهدي راستگو مقدم ، فرزند اولين شهيد انقلاب ، محمد علي راستگو مقدم كه درجريان مبارزات مردم اين شهر با رژيم ستم شاهي به شهادت رسيد در اين خصوص به خبرنگار ما گفت:
در اولين حركت مردم اين شهر تعدادي از مقلدان حضرت امام (ره) از مسجد امام حسين (ع) تا ميدان ابوذر راهپيمايي كردند كه اين امر باعث به وجود آمدن حركت هاي بعدي در اين شهر شد.
هم چنين به مناسبت چهلمين روز درگذشتگان زلزله طبس مسينا، مردم بيرجند در مسجد محمديه اين شهر جمع شدند و بر اساس برنامه ريزي قبلي توسط دانشجويان، با حضور روحانيان شهر از جمله آيت ا... نابغ آيتي ، رباني ، عندليب و... درحالي كه شعارهايي چون نصر من ا... و فتح قريب و... مي دادند تا مركز بهداشت شماره 2 بيرجند اقدام به راهپيمايي كردند كه در پايان آن ، پس از سخنراني سيد محمد عندليب ، قطعنامه اي قرائت شد و مورد تاييد حاضران قرار گرفت.
در ادامه اين حركت خودجوش مردمي، جوانان پر شور انقلابي به حركت خود ادامه دادند كه پس از عبور از بازار، درگيري شديدي بين ماموران و جوانان به وجود آمد.
وي كه در آن زمان، جواني 19 ساله و دانشجوي رشته مكانيك دانشگاه زاهدان بود، افزود: بعد از آن با همكاري تعدادي از بازاريان براي راهپيمايي آينده برنامه ريزي شد و تصويري از حضرت امام (ره) و دكتر شريعتي هم چون استقلال، آزادي، حكومت اسلامي و نه شرقي و نه غربي توسط كرباسچي از دانشجويان بيرجندي نوشته شد. اين شعارها را هادي عندليب كه كارمند اداره مخابرات بود از قم دريافت مي كرد و در راهپيمايي ها مورد استفاده قرار مي گرفت.
در يكي ديگر از راهپيمايي ها كه از مسجد آيتي شروع و به سوي خيابان شهيد منتظري ادامه يافت درگيري شديدي بين حاضران و ماموران رژيم صورت گرفت كه منجر به دستگيري 5 نفر از ماموران شهرباني شد و بعد از آن در ميدان طالقاني فعلي براي آزادي دستگير شدگان تحصن كرديم و شعارهايي چون ‹‹ زنداني سياسي، آزاد بايد گردد ›› سر داديم .
به گفته وي پس از اخطار سرهنگ نجفي رئيس شهرباني آن زمان بيرجند مبني بر متفرق شدن ، درگيري شديدي بين ما و ماموران روي داد و آن ها ما را تا كوره هاي آجرپزي عباس آباد دنبال و در پي اين حركت روز بعد ، پس ازگرفتن تعهد از دستگير شدگان ، آن ها را آزاد كردند .
فرزند اولين شهيد دوران انقلاب بيرجند با اشاره به اين كه هم زمان با حركت هاي دانشجويي در شهر دانش آموزان نيز از دبيرستان شهرستاني آن زمان اقدام به راهپيمايي به طرف هنرستان كوروش كبير ( امام خميني فعلي ) كردند با ورود به خيابان شهيد منتظري فعلي ، شيشه هاي سينما را شكستند و هم چنين مشروب فروشي را كه در كنار سينما بود تخريب كردند و به طرف دانشگاه براي همراهي دانشجويان با خود به راه افتادند، در ضمن مدارسي كه در مسير آن ها قرار داشت را تعطيل كردند.در اين لحظه كه بر تعداد تظاهركنندگان افزوده شده بود در حالي وارد ميدان امام خميني(ره) فعلي شديم كه سرهنگ نجفي با تانكرهاي آب پاش و ماموران شهرباني منتظر ما بودند كه منجر به درگيري بين شركت كنندگان در تظاهرات و ماموران شد .
سخنراني حجت الاسلام باقري در چهلمين روز شهادت پدرم در تحريك مردم ، نقش بسيار زيادي داشت به طوري كه جوانان پر شور در مقابل توپ و تانك حاضر به انجام هر اقدامي بودند كه در همان روز نيز درگيري شديدي با ماموران شهرباني روي داد و در روز بعد از آن نيز تعدادي بر اثر اصابت تير، مجروح شدند.
مهدي راستگو مقدم در خصوص چگونگي به شهادت رسيدن پدرش درجريان تظاهرات قبل از انقلاب در بيرجند ، اظهار داشت : در 28 آبان 1357 راهپيمايان از مسجد آيتي به طرف سه راهي خيابان اسدي به راه افتادند كه منجر به درگيري ماموران شهرباني و تظاهركنندگان شد .
در آن روز به دلايلي به زاهدان رفته بودم پدر و برادرم از پشت بام براي كمك به مردم اقدام به سوزاندن كارتن كرده بودند تا اثر گازهاي اشك آور را خنثي كنند، در اين هنگام برادر شهيدم ، هادي به طرف ماموران سنگ پرتاب كرد كه بلافاصله با دستور سرهنگ نجفي آن ها را دستگير و تا سر حد مرگ زدند و سپس آن ها را با خود به شهرباني بردند . همچنين شهيد شريفي پناه ، رضا عرفاني ، مرحوم حجت الاسلام واحدي ، حسن شهپر، حسيني و كساني ديگر كه از مبارزان سياسي آن زمان بودند ، توسط ماموران دستگير و مرحوم حجت الاسلام واحدي ، حسيني ، شريفي پناه را بيشتر از ديگران شكنجه كرده بودند .
از جمله شكنجه هاي آن ها در مورد مرحوم حجت الاسلام واحدي اين بود كه ريش ايشان را تراشيده و به لباس روحانيت ايشان بي احترامي كرده بودند .
سرانجام در اثر شكنجه هاي فراوان، پدرم در روز عيد غدير خم شهيد شد.
در 9 بهمن 1357 كه مصادف با 28 صفر سالروز شهادت امام حسن مجتبي (ع) و رحلت حضرت رسول (ص) بود ، نيز حركتي مردمي از مسجد پايين شهر شروع شد كه پس از عبور از چند خيابان شهر هنگامي كه از مقابل ژاندارمري آن زمان مي گذشتيم وقتي قصد داشتم دسته گلي به يكي از ماموران بدهم ، او به من گفت: هر چه سريع تر مردم را از اين جا دور كنيد زيرا امروز دستور تيراندازي داده اند.
در اين هنگام گروهي از جوانان شعار مرگ بر شاه مي دادند كه از پشت بام ساختمان ژاندارمري به طرف تظاهركنندگان تيراندازي شد و با رسيدن نيروهاي ارتش، شدت درگيري افزوده شد .
خواهران به محوطه اي كه در ميدان شهداي فعلي بود ، هدايت شدند ، در آن روز شهيد سندروس و سورگي به شهادت رسيدند كه آثار تيراندازي هنوز در مغازه حاجي آقاي اكبرپور وجود دارد .
قهوه چي ، زراعتكار و سيد علي راشدي و... نيز از مجروحان آن روز بودند .
وي هم چنين با اشاره به چگونگي به شهادت رسيدن شهيد خاكشور گفت : يكي از خاطرات بسيار جالبم استقبال مردم بيرجند از مردم قاين در ميدان آزادي بود كه براي شركت در راهپيمايي به بيرجند آمده بودند و در كنار يكديگر در تظاهرات بر ضد رژيم شركت كردند .
به گفته وي تاكنون دو نسيم سحري در اين كشور وزيده است كه يكي پيروزي انقلاب در سال 1357 وديگري دوران دفاع مقدس بود كه باعث شد بسياري از مردم در اثر اين دو نسيم زنده شوند و ارزش هاي دروني افراد و جامعه تغيير كند .
دكتر شهاب برادر شهيد شهاب سال 57 در كلاس سوم راهنمايي تحصيل مي كرد و به همراه برادر شهيدش در بعضي از جلسات مبارزاتي و راهپيمايي ها حضور داشت .
وي در خصوص توزيع اعلاميه هاي حضرت امام (ره) در بيرجند گفت: از آن جايي كه برادرم با حوزه علميه قم در ارتباط بود، اعلاميه هاي امام خميني(ره) را از اين طريق تهيه و به روش هاي مختلف به بيرجند مي آورد كه در اين جا پس از تكثير توزيع مي كردند .
يكي ، دو بار نيز ماموران شهرباني براي بازرسي خانه ما و پيدا كردن كتاب ها و اسناد در اين زمينه اقدام كرده بودند .
وي افزود : پس از جلسه اي كه در مسجد خضر برگزار شد برادرم و شهيد رحيمي دستگير شدند و سيد محمود نوربخش ، عماد ، حسين شكيبي و شهيد راشد از جمله مبارزان آن زمان بيرجند بودند.
به گفته وي حسينيه دختر آخوند يكي از محله هايي بود كه بسياري از حركت هاي مردمي از آن جا شروع مي شد زيرا اين ايام مصادف با برگزاري جلسات عزاداري سيد الشهدا در اين مكان بود كه برادر شهيدم در آن جا سخنراني مي كرد ، به همين خاطر هيئت حسيني ماهيت انقلابي پيدا كرده بود و بيشتر بچه هاي انقلابي در اين هيئت فعاليت مي كردند .
وي در خصوص ديگر خاطرات دوران تحصيلش گفت : در مدرسه اي كه تحصيل مي كرديم ، تعدادي از بچه ها مامور شكستن قاب عكس هاي نصب شده شاه در كلاس هاي درس بودند و تعداي از بچه ها نيز كفش هاي خود را با اسكناس هايي كه عكس شاه روي آن بود ، پاك
مي كردند . وي جوهر اصلي انقلاب را در اعتقادات ديني مردم دانست و افزود : از آن جايي كه مردم ، امام (ره) را به عنوان بالاترين مرجع ديني پذيرفته و تا پاي جان حاضر به فداكاري در اين خصوص بودند و به خاطر عشق به امام (ره) همه خطرات را به جان خريده بودند ، اين امر در ديگر گروه هاي سياسي آن زمان كه ادعاي مبارزه با رژيم را داشتند ، وجود نداشت .
برداشت از روزنامه خراسان صفحه S04 فرهنگ (جنوبي) ، شماره سريال 17197 ، تاريخ انتشار 871117

سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي مبارك باد
در سال 1306 در شهر بيرجند متولد شد و تحصيلات ابتدائى و متوسطه خود را در اين شهرگذرانيد. او از كودكى به نقاشى علاقه داشت . در سال 1320 مجله اى در هندوستان به نام شيپور به چهار زبان انگليسى ، عربى ، فرانسه و فارسى به طريقه رنگى چاپ مىشد كه آثار نقاشى هنرمندانى به نامهاى پ.ژ. سينگنر و الكس تايلردرآن وجود داشت. وى مجذوب آثار آنها شده وباآنها مكاتبه مىكرد. از قضاى اتفاق در سفرى كه نامبردگان از طريق بيرجند عازم تهران بودند، گنجى توانست از راهنمائىهاى آنها در نقاشى استفاده كند.
وى از سال 1326 كه به استخدام وزارت آموزش و پرورش درآمد، كار خود را به عنوان دبير خط و نقاشى از نهبندان و بيرجند شروع كرد و پس از يك سال خدمت در زابل در سال 1333 به تهران آمد و همچنان به كار تعليم نقاشى ادامه داد تا اينكه در سال 1363 از سازمان هواشناسى بازنشسته گرديد.
گنجى درنقاشى اعتقاد دارد كه ابتدا بايدبه تعليم رنگ پرداخت و نه به تعليم طراحى. كارآموز از همان ابتدا بايد رنگها را بشناسد و بتواند از تركيب رنگها، رنگهاى مختلفى را بيافريند، اين شناخت به او در زندگى كمك مىكند كه درتهيه رنگ لباس، رنگ سفره و تزيين اتاق و باغچه بآسانى تصميم بگيرد.گنجى مىگويد:" اگر رنگ نباشد، دنيا معنى و مفهومى ندارد. دنيا يعنى رنگ و تركيبات رنگ"- رنگ به خودى خود ارزشى ندارد، ليكن وقتى رنگها باهم تركيب مىشوند، از تركيب آنها صدها رنگ حاصل مىشود كه ما مىتوانيم رنگ دلخواه خود را انتخاب كنيم. براى رنگها نمىتوان نامىقائل شد،اما ذهن هنرمند آنها را از يكديگر تشخيص مىدهد. بايد در خصوص رنگها از طبيعت الهام گرفت چون ضمن تعدّد رنگها، از جلوه خاصى برخوردارند.
او در نقاشى از آبرنگ، رنگ روغن، پاستر ومداد رنگى استفاده مىكند و الحق دركار خود استاد است. مدلهاى نقاشى سالهاى 42 تا 45 دبيرستانها جملگى ازكارهاى او و ارژنگ مىباشد. سالن خانه او به يك گلخانه شباهت دارد كه در آن همه نوع گل به صورت تابلو وجود دارد.



بارگاه امام زادگان سلطان محمد و سلطان ابراهيم از نوادگان حضرت موسي بن جعفر ( ع ) ، از مهمترين مكانهاي زيارتي شهرستان فردوس است .
بيشتر زائران بارگاه قدس رضوي كه از مسير استانهاي خراسان جنوبي به مشهد مقدس سفر ميكنند به زيارت اين دو امامزاده مشرف ميشوند . بارگاه مطهر اين دو امامزاده در جنوب غربي شهر فردوس و در داخل مجموعه تاريخي شهر قديم تون قرار دارد كه ساختمان فعلي آن در عهد تيموري بنا شده و قبل از زلزله سال 1347 در مركز شهر فردوس قرار داشته است .
در چند سال اخير اقدام هاي قابل توجهي براي رفاه حال زائران از قبيل بهسازي و آجر فرش نمودن صحن امامزاده ، تعويض ضريح ، اصلاح سيستم روشنائي ، مرمت ساختمان اصلي ، احداث سرويس بهداشتي و وضوخانه و همچنين جاده مناسب انجام شده است . و طرح توسعه آن نيز توسط ادارات ميراث فرهنگي و اوقاف در دست تهيه است .
مسجد خواجه سه قلعه در يكي از كوچه هاي پايين شهر و در محله قديمي واقع شده كه شامل يك شبستان ستون دار با ستون هاي حجيم با مقطع مربع است.اين مسجد داراي محرابي گچي است.اين بنا مورد توجه اهالي سه قلعه است و مردم به اين مسجد اعتقاد و ارادت خاصي دارند. مردم معتقدند كه سازنده اين مسجد فردي مومن و باخدا بوده است.مصالح به كار رفته در ساخت مسجد خشت خام، گل و گچ است.برنامه سنتي مشكل گشا از جمله مراسمي است كه طبق آداب و رسوم خاص منطقه در اين مسجد برگزار مي شود.
يخچالها مكانهايي بوده كه در ايام گذشته از آنها بعنوان محل ذخيره يخ در ايام سرد زمستان با سيستم خاصي كه در ساخت آن طراحي مي گرديده مورد استفاده قرار مي گرفته و از يخ استحصالي نياز مردم در روزهاي گرم سال تأمين ميشده است .

"يخچال طبيعي بهلگرد" يكي از سالمترين اين نمونه ها است كه در 20 كيلومتري شرق بيرجند در روستاي بهلگرد قرار دارد كه در دوره قاجار و در زمان حكومت خاندان شوكت الملك احداث شده است. مهمترين اجزاي معماري اين بنا شامل ديوار يخچال، مخزن، پوشش مخزن، اتاق هاي كارگران و آبگير است. ديوار اين يخچال ۴۲متر طول و پنج متر ارتفاع دارد و در انتها داراي خميدگي نامحسوسي است و مخزن آن چهار متر عمق دارد كه محل نگهداري يخ ها مي باشد .

يخچال ديگري كه در جنوب شهر بيرجند در دامنه رشته كوه باقران قراردارد يخچال
رحيم آباد است كه متأسفانه به دليل كم توجهي در طول ساليان و همچنين توسعه اماكن شهري اغلب اجزاي ان از بين رفته و در حال حاضر فقط ديوار آن باقيمانده كه توسط سازمان ميراث فرهنگي حفظ و نگهداري ميگردد .
شـرايط دشوار طبيعي مناطق كويري وبياباني ايران باعث شده تا مردم كوير نشين از ابتكار و خلاقيت خود استفاده كنند و با حداكثر بهره گيري از عوامل و شرايط طبيعي آن را در اختيار خود درآورند. آسباد هاي طبس مسينا از جمله اين ابتكارات است.

اين آسبادها در بخش هاي مختلف بافت روستا به صورت رديفي قرار دارند. تعداد آسبادها در هر رديف حدود ١٠ عدد ميباشد كه به صورت شرقي غربي واقع شده اند. آسبادها از لحاظ معماري داراي دو طبقه ميباشد، طبقه فوقاني محل قرار گرفتن و چرخش پره ها و طبقه تحتاني محل ذخيره گندم و آرد كردن گندم است.
شهر سه قلعه در جنوب شرق شهرستان فردوس قرار دارد و جنوبي ترين دهستان بخش سرايان است كه در ٢٤ كيلومتري اين شهر واقع شده است. در منابع تاريخي نقل شده كه هنگام فتح خراسان به دست سپاه اسلام، گروهي از اعراب مسلمان بعد از اتمام فتوحات، منطقه جنوبي خراسان را به دليل تشابه با سرزمين اصلي شان به عنوان موطن خود برگزيدند و به حجاز بازنگشتند.
اينان كه هنوز به نام طوايف عرب در جنوب خراسان شناخته مي شوند به زندگي مشغولند و در اثر هم جواري با مردم فارس، زبان اصلي خود را از دست داده اند و به فارسي تكلم مي كنند. اين واقعه از وقايع مهم تاريخي در جنوب خراسان است. عده اي از اين طوايف در دشت وسيع و شهر سه قلعه زندگي مي كنند. گروهي ديگر از مردم سه قلعه نيز به نام «عجم» شناخته مي شوند. اينان زندگي كشاورزي و شهري دارند و در مركز دهستان يا شهر زندگي مي كنند.
وجه تسميه
سه قلعه از جمله شهرهاي تاريخي ايران به شمار مي رود زيرا اگر به گذشته اين شهر برگرديم شاهد نمونه هاي بسياري در اين زمينه خواهيم بود.در خصوص انتخاب نام سه قلعه براي اين شهر نيز گفته شده است كه در زمان هاي قديم سه قلعه در ميان روستاهاي اطراف از نظر كشاورزي بهترين محصول را داشته ويكي از محصولات آن گندم بوده و از اين نظر سرآمد روستاهاي ديگر به شمار مي آمده است. براي همين اول به «سرقلعه» معروف شده كه پس از گذشت زمان تلفظ مردم بر روي آن تاثير گذاشته و مردم به جاي «سرقلعه» «سه قلعه» تلفظ مي كرده اند.با اين وجود هنوز هم در بعضي از كتاب ها از اين شهر به عنوان «سرقلعه» ياد مي شود. در زمينه وجه تسميه اين شهر دليل ديگري نيز ارائه شده كه به قرار زير مي باشد. «در اطراف داراي سه برج بوده است كه از اين برج ها براي نگهباني استفاده مي كرده اند.»امروزه اين برج ها از آثار باستاني اين شهر به حساب مي آيند هرچند به دليل عوامل طبيعي قسمتي از آن ها تخريب شده است ولي خوشبختانه توسط باستان شناسان بازسازي شده اند.
آثار تاريخي
به هرگوشه اي كه از شهر سه قلعه نگاه كنيم آثاري از گذشتگان را در اين شهر مشاهده مي كنيم. ولي متاسفانه بعضي از اين آثار به مرور زمان دچار تخريب شده اند.
برج ها
اين شهر ٣ برج داشته كه يكي از آن ها را برج حصار ناميده اند. در منوگرافي شهر سه قلعه در زمينه اين برج ها مي خوانيم «قدمت اين برج ها مربوط به دوره صفوي است كه در جنوب، شرق و غرب شهر سه قلعه واقع شده اند و داراي نقشه مدور با حداقل چهارطبقه مي باشند. در حال حاضر سه طبقه هم كف، اول و دوم اين برج ها داراي پوشش و بالاترين طبقه بدون سقف است.در نقاط مختلف بدنه برج ها، روزنه هايي ديده مي شود كه به عنوان تيركش كاربرد داشته و مصالح به كار رفته در برج ها خشت و ملات گل است. اين برج ها به حصار و باروي شهر تعلق دارند و اكنون قسمتي از آن ها تخريب شده است.»
از اين برج ها براي ايجاد امنيت و آسايش مردم توسط نگهبانان استفاده مي شده است.
مسجد جامع
مسجد جامع شهر سه قلعه در وسط شهر و در بافت تاريخي آن واقع شده است. در گذشته بازاري نيز در كنار مسجد وجود داشته است. در مسجد كتيبه اي كه زمان ساخت آن را مشخص كند به چشم نمي خورد ولي كارشناسان ميراث فرهنگي ويژگي هاي معماري آن را متعلق به دوره صفويه دانسته اند.«اين بنا شامل يك ايوان رفيع در ضلع غربي است ويك شبستان وسيع ستون دار نيز با ستون هاي حجيم مربع شكل در سمت مشرق آن قرار دارد كه در سال هاي ١٣٥٣ و ١٣٨٢ گسترش يافته است. حياطي در جلوي ايوان وجود دارد كه در سال ١٣٦٠ بازسازي شده است. همچنين داراي يك محراب گچي در داخل شبستان و محرابي نيز در انتهاي ايوان است. مصالح به كار رفته در آن خشت خام، آجر و گچ است و دور ايوان آجرچيني زيبا دارد و در لچكي ايوان نيز آجرچيني «خفته راسته» كار شده است.مسجد جامع شهر سه قلعه در سال هاي اخير مرمت و بازسازي شده است.از ديگر آثار تاريخي اين شهر مي توان از مسجد پايين (موسي ابن جعفر)، مسجد ارگ، مسجد خواجه، آب انبار پايين و فاضل خاني، منزل حاج غلام علي، رباط مورشك و... نام برد.
حلول ماه خدا ، ماه نزول رحمت ، بهار قرآن
بر تمامي مسلمين و اهالي ديار كوي دوست مبارکباد


آرین شهر در فاصله 45 کیلومتری جنوب شهر قاین در کنار جاده اصلی مشهد به بیرجند با طول جغرافیایی 59 درجه و 12 دقیقه شرقی و 33درجه و 19 دقیقه شمالی در ارتفاع 1860متری از سطح دریا واقع شده است . این شهر از بیرجند 57 کیلومتری و از مشهد 417کیلومتر فاصله دارد . وجود آثار تاریخی در محل همچون قلعه نشان از تاریخ کهن آن می باشد . در برخی از سفرنامه ها نیز به سده و موقعیت آن در گذشته اشاره شده که از آنجمله مک گروگر در مورد آن می گوید : ((روستا در دشت پهناوری واقع شده و از دور به مجتمعی از کندوهای زنبور عسل می ماند . خانه هایش است ولی زمینهای زیادی زیر کشت گندم دارد. ساکنان آن مردم سه روستا هستند که چند سال پیش توافق کردند که در کنار هم زندگی صلح آمیزی را ادامه دهند . اما ار آنجا که مردم دو تا ار این سه روستا هر کدام درختی دارند و مردم روستای سوم نتوانسته اند درختی پرورش دهند این مسئله مایه اختلاف و از هم پاشیدگی روابط صمیمانه آنها شده است ))
مک گر گر روستای سده را یکی از مراکز مهم تولید قالیچه های خراسانی معرفی می کند و می گوید قالیچه های سده ار نظر ظرافت با فرشهای درخش از توابع زیر کوه بیرجند رقابت می کند . این قالیچه ها اگر چه بی سلیقه یافته می شود ولی عموما نقش ها ی ریبا دارد و ترکیب رنگهای آن با استادی انجام می گیرد .
میرزا خانلرخان اعتصام الملک نیز به تاریخ 12 جمادی الاول سال 1296 از روستای سده گذشته و از آن در سفرنامه خود یاد نموده است.
از خاندان های موثر در تاریخ سده خاندان مراد میرزا بوده که بخش عمده مالکیت اراضی سده متعلق به همین خاندان است . برجسته ترین فرد این این خاندان مراد میرزا می باشد که جد وی میرزا عبدالغفار آرامگاهش در یکی از روستاهای شهرستان بیرجند است . وی از پایه گذاران فرهنگی در آموزش نوین در سده بودکه اولین مدرسه را در تاریخ 11/2/1309 در سده دایر می نماید.
در دهه های اخیر جمعیت سده با رشد بالایی افزایش یافته است . دلیل افزایش جمعیت آن را بایستی در موقعیت مناسب آن دانست . آرین شهر ضمن برخوردار ی از وضعیت مناسب کشاورزی به علت قرار گرفتن در مسیر جاده اصلی برای تعدادی از خانوارها زمینه اشتغال فراهم مرده است . با ارتقاء این روستا به شهر و مرکز بخش به نظر می رسد توان جمعیت پذیری آن در سالهای آتی افزایش یابد . علیرغم مهاجرت روستاییان اطراف به این محل اما جمعیت زیادی از مردم آرین شهریه قاین و بیرجند مهاجرت نموده اند .
سده نامي برگرفته از ادغام سه روستاي قهرا، انجمن، نوغاب بود كه به علت نزديكي به يكديگر و ضرورت قدرت دفاعي در برابر دشمنان ايجاد شد.با تجميع اين سه قلعه سده احداث شد تا هنگام هجوم دشمن، مردم منطقه در آن پناه گيرند.
درسال ١٣٨٣سده به علت ارتقاء به آرين شهر تغيير نام داد. اين شهر در فاصله ٤٥ كيلومتري جنوب شهر قاين واقع شده و از بيرجند ٥٧كيلومتر و از مشهد ٤١٧ كيلومتر فاصله دارد. در دهه هاي اخير جمعيت بخش سده با رشد بالايي افزايش يافته است دليل افزايش جمعيت آن را بايد موقعيت مناسب آن دانست.آرين شهر ضمن برخورداري از وضعيت مناسب كشاورزي به علت قرار گرفتن در مسير جاده اصلي براي تعدادي از خانوارها زمينه اشتغال فراهم كرده است با ارتقاي اين روستا به شهر و مركز بخش به نظر مي رسد توان جمعيت پذيري آن در سال هاي آينده افزايش يابد. با وجود مهاجرت روستاييان اطراف به اين محل اما جمعيت زيادي از مردم آرين شهر به قاين وبيرجند مهاجرت كردند.در حال حاضر آرين شهر بيش از ٤ هزار نفر جمعيت دارد.
بخش سده داراي ٣ دهستان سده، قومنجان و آفريز است. منطقه پسكوه به مركزيت روستاي قومنجان از توابع بخش سده با ٢ هزار و ٩٨٥ كيلومتر وسعت، داراي ٢٥ روستاي كوچك و بزرگ است كه سابقه دهستاني آن به ٢٠ سال مي رسد.
قومنجان با جمعيتي حدود يك هزار نفر در قالب حدود ٢٥٠ خانوار با سطح سواد ٩٠ درصد داراي آب و هواي گرم و خشك و بياباني است كه مهم ترين دليل اين روستا براي مركز دهستان موقعيت خوب جغرافيايي و در اصطلاح محلي قومنجان به قوم جان معروف است.
بارگاه ملكوتي امامزادگان حسن و افضل (ع) از فرزندان امام موسي بن جعفر(ع) در جنوب غربي اين روستا واقع شده و آثار و بقاياي به جا مانده از گذشته همچون هفت قنات بزرگ قلعه قومنجان، كاروانسرا و بقاياي روستاي قارن دلالت بر پيشينه كهن و تاريخي اين منطقه دارد.دهستان آفريز به عنوان بزرگ ترين روستاي منطقه پسكوه نيز با نگين نوراني حرم مطهر حضرت زيدالنار ميزبان زائراني است كه از اقصي نقاط ايران اسلامي به اين سرزمين سفر مي كنند.
از جمله آثار تاريخي اين روستا مي توان به قلعه تاريخي وامام زاده زيدالنار و ... اشاره كرد و از جمله محصولات كشاورزي آن هم مي توان زرشك، زعفران، خربزه، هندوانه و... را نام برد.
از جمله امكانات موجود در روستاي آفريز وجود قنوات و چاه هاي كشاورزي، امكانات آموزشي اعم از مركز پيش دانشگاهي، دبيرستان شبانه روزي پسرانه كه همه به همت دولتمردان نظام مقدس جمهوري اسلامي بنا شده است.
روستاهاي آويج، نيگ سراب، نارگندل، جاده، اسماعيل آباد، كوه ميران، چاه يوسف، موسويه، چاهك، علي آباد، شونگان، آفريز، چاه ريگ و گيبراه نيز از توابع اين دهستان است.
از نظر لغوی سده به معنای منبر و کرسی ،رواق خانه و خانه پیشگاه و نامی است برگرفته از ادغام سه روستای قهراء انجمن ،نوغاب که بعلت نزدیکی به یکدیگر و ضرورت قدرت دفاعی در برابر دشمنان ایجاد شد . با تجمیع آنها قلعه سده احداث گردید تا بهنگام هجوم دشمنان در آن پناه گیرند . انتخاب نام سده اقدامی شایسته و درست بوده و این مکان با این نام در طی تاریخ برایش هویت و اشتهاری داشته و تعویض نام آن به آرین شهر باعث فراموشی گذشته آن خواهد شد .
فرا رسيدن اعياد شعبانيه
بر تمامي مسلمانان هموطن مباركباد
اقليم خشك و نسبتا گرم جغرافيايي ايران باعث شده توجه خاصي به كاشت درختان در فضاهاي معماري شود.
باغهاي ايراني همواره يكي از مصاديق بارز هنر، علم و ذوق ايراني بوده و در همه منابعي كه به معرفي و شرح شهرها و مجتمعهاي زيست ايرانيان پرداختهاند، از آن ذكر شده است.
به گفته مورخان يوناني پيرامون خانههاي بيشتر ايرانيان را باغهايي در برگرفته كه به آنها پرديس ميگفتهاند. در لغتنامه دهخدا پرديس برگرفته شده از زبان مادي (پارادائز) ذكر شده است. همچنين بسياري از مورخان در آثار خود اين واژه را به كار بردهاند. به طور مثال گزنفون در شرح بازديد لوساندروس از باغي كه كوروش در سارديس ساخته بود واژه پرديس را به كار برده است.
جهان اسلام دو سبك باغسازي را از ايرانيان اقتباس كرده كه با گذشت زمان كم و بيش در بين ملتها رواج يافت. يكي باغ به عنوان ظرف كه ساختمان در وسط آن قرار ميگرفت و ديگري باغ به عنوان مظروف كه احاطه شده توسط ساختمانها بود و همچنين استفاده از فضاي باز شهري به عنوان باغ ميدان و محل تفريح و تفرج و تعاملات اجتماعي از دوره صفويه در شهرهاي ايراني آغاز ميشود كه ميتوان اين باغها را در نواحي مختلف ايران از جمله بيرجند مشاهده كرد.
باغها و عمارتهاي بيرجند با طراحي فضاي سبز به نمايش گذاشتن آب در جويها، استخر و فوراهها، محيطي زيبا و كاملا متفاوت با اقليم منطقه را به نمايش گذاشتهاند. اين باغها كه اكثرا متعلق به خاندانهاي ثروتمند و بالاخص خاندان علم بودهاند. به تعداد زياد در داخل شهر بيرجند و روستاهاي اطراف پراكندهاند. كه از آن جمله ميتوان باغها و عمارتهاي رحيم آباد، معصوميه، بهلگرد، اميرآباد شيباني، عليآباد، شوكت آباد و ارگ كلاه فرنگي يا ارگ ميرحسن خان اشاره كرد. كه از لحاظ معماري، تزيينات و طراحي شباهت فراواني با يكديگر دارند. اما آنچه كه در اينجا بايد بدان توجه داشت مورد بيمهري قرار گرفتن و عدم توجه به اين باغهاي زيبا كه هر كدام هزاران حرف نگفته دارند، است. اميد است با تلاش مسئولان و توجه مردم به اين اماكن تاريخي درهاي نهفته آنها بازگشته و از اماكن استقبال بيشتري به عمل آيد.

باغ و عمارت اكبريه:
اين مجموعه تاريخي در انتهاي خيابان معلم _ بيرجند و در داخل محدوده روستاي تاريخي اكبريه قرار گرفته است. تفاوت ويژگيهاي معماري در بخشهاي مختلف اين بنا نشان دهنده ساخت بنا در طي چند دوره است. به نحوي كه ساخت اين مجموعه از اوايل دوره قاجار تا اواخر اين دوره و در چند مرحله انجام شده است. اين مجموعه شامل چند عمارت است كه هرعمارت شامل طبقات متعددي است كه به وسيله دالانهاي متعدد به يكديگر راه دارد. در بخشهايي از اين اتاقها تزيينات گچي ديده ميشود و بخشهايي از آن نيز فاقد هرگونه تزيين است. همچنين درهاي موجود در اين عمارت چوبي بوده كه با شيشههاي رنگي تزيين شدهاند. وجود درختان بلند قامت كاج در دو طرف خيابان اصلي عمارت مركزي اين مجموعه برزيباي و طراوات باغ و نماي آن افزوده است. در طبقه همكف عمارت مركزي، تالار زيبا با تزيينات گچي با طرحهاي اسليمي و دربهاي چوبي وجود دارد و همچنين در ميانه خانه اين عمارت در قسمت ساختمان مركزي آن قرار دارد آينه كاريهاي بوده كه متاسفانه قسمت اعظم آن از بين رفته است. بخش اداري اين عمارت كه جديدترين قسمت آن است در اوايل دروه پهلوي احداث شده است.
درختان و گياهان استفاده شده در اين باغ به دو نوع كلي: تزييني و ميوهدار تقسيم ميشوند كه شامل درختان: كاج، بوتههاي شمشاد و همچنين درختان: زردآلو، پسته، انار و توت است.
هم اكنون بخشهاي مختلف اين باغ و عمارت مورد استفاده اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان جنوبي است. بخش احداث شده در دوره زنديه به عنوان كتابخانه و دانشكده هنر دانشگاه بيرجند فعال است. از بخش مركزي كه در دوره قاجار احداث شده به عنوان موزه باستانشناسي و مردمشناسي استفاده ميشود. بخش ساخته شده در دوره پهلوي كاربري اداري دارد و بالاخره ديگر بخشها به عنوان سفرهخانه و چايخانه سنتي اختصاص يافته است.

باغ و عمارت عمارت رحيم آباد:
اين عمارت در داخل روستاي رحيمآباد و در حاشيه خيابان شهيد مدرس قرار گرفته است اين از بناهاي دوره قاجار به شمار ميرود و تاريخ ساخت اين بنا سال 1315 ه.ق است. اين مجموعه شامل بخشهاي متعددي از جمله عمارت اصلي با راهروها و اتاقهاي متعدد، اصطبل و حوضخانه كه داراي گنبدي كلاه فرنگي است. عمارت رحيم آباد داراي سه تالار بزرگ است كه از لحاظ كاربري به عنوان پذيرايي از مهمانان و تشريفات استفاده ميشده است و داراي تزيينات مقرنس، آينهكاري، گچبري است. دربها و پنجرههاي تالار داراي كتيبههايي به شكل هلالي و تزيينات مشبك با طرح اسليمي است كه استفاده از شيشههاي رنگي برزيبايي آن افزوده است. از مهمترين ويژگيهاي اين بنا ميتوان به وجود انبوه تزيينات و در انواع مختلف اشاره كرد.
امروزه بخشي از اين باغ و عمارت به عنوان مركز آموزش هنرهاي سنتي اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان جنوبي استفاده ميشود و همچنين در يكي از قسمتهاي آن رستوران سنتي تاسيس شده است كه پذيراي مهمانان فراواني در طول شبانهروز است.

باغ و عمارت بهلگرد:
اين مجموعه در فاصله يك كيلومتري شامل روستاي بهلگرد و حدود 15 كيلومتري شرق بيرجند قرار گرفته است و شامل دو باغ، دو عمارت، اصطبل، محل سكونت خدمه و نيز يخدان طبيعي است. نكتهاي كه درباره تزيينات اين عمارت قابل ذكر است تزيينات كمتر اين باغ نسبت به ساير باغها است. طبقه اول اين عمارت داراي چهار ستون دايرهاي آجري است كه مهمترين عناصر تزييني باغ را در خود جاي دادهاند.
اين مجموعه داراي دو باغ مجزاي اندروني و بيروني است. كه باغ اندروني از نظر وسعت بسيار كوچكتر از باغ بيروني است. در مركز اين باغ استخري وجود دارد كه جزيرهاي با طرح هشت ضلعي در مركز آن واقع شده است. نكته جالب توجه در اين باغ وجود يخچالي است كه عملكرد آن توليد يخ در زمستان و ذخيره آن تا تابستان است. اصول كار اين يخچال به اين صورت است كه از طريق نهري در زمستان آب به استخر وارد ميشده است كه اين آب در زمستان يخ ميبندد و كارگران با پاشيدن آب بر قطر آن ميافزودند و هنگامي كه قطر يخ به اندازه كافي رسيد يخ را شكسته و براي استفاده در تابستان به مخزن منتقل ميكردهاند.

باغ و عمارت شوكت آباد:
مجموعه تاريخي شوكتآباد در فاصله 5 كيلومتري شرق شهر بيرجند قرار گرفته است. اين مجموعه نيز همانند ساير مجموعهها شامل بخشهاي متعددي است كه هر بخش تزيينات خاص خود را دارد. از جمله حوضخانه كه داراي بيشترين ويژگيهاي معماري و تزييني است. اين قسمت داراي گنبدي بزرگ است كه در مركز آن يك كلاه فرنگي با پنجرههايي كه از طريق آن بخشي از نور حوض خانه تامين شده تعبيه شده از ديگر فضاهاي مهم تشكيل دهنده اين مجموعه ميتوان به اندروني و يا محل خصوصي خانواده حاكم اشاره كرد. اين بخش كه در جنوبيترين قسمت مجموعه قرار گرفته است از لحاظ معماري و طرح شباهت فراواني به خانههاي مسكوني واقع در بافت قديم بيرجند دارد. از مهمترين تزيينات اين عمارت ميتوان به قابهاي گچي ايوان اندروني، رخبامهاي تزييني و طاق نماهاي اطراف حوضخانه اشاره كرد. از عناصر معماري مهمي كه مربوط به مجموعه است اما در فاصله 500 متري از باغ قرار دارد يخچال طبيعي است كه از خشت و گل ساخته شده است.
از بخشي از اين بنا به عنوان موزه تاريخ طبيعي و حيات وحش بيرجند استفاده ميشود و بخشي ديگر به رستوران سنتي تغيير كاربري داده است.

باغ و عمارت معصوميه:
مجموعه معصوميه در نزديكي غرب بيرجند كه در دوره «پهلوي» احداث شده است. بارزترين ويژگي اين بنا ميتوان به نوع خاص معماري آن اشاره كرد چرا كه اين عمارت به گونهاي طراحي شده كه نماي اصلي عمارت در آب استخر مقابل آن كاملا بازتاب ميكند. به نحوي كه عمارت چهل ستون اصفهان را تداعي ميكند در داخل باغ اشاره كرد. اين عمارت همچون ساير بناهاي تاريخي تمام فضاها و اتاقهاي آن به يكديگر راه دارند. به صورتي كه امكان ورود به داخل ساختمان از هر سوي عمارت ميسر است. در اين عمارت علاوه بر باغ اصلي دو باغ ديگر نيز به چشم ميخورد كه در يكي از آنها عمارتي ساده خودنمايي ميكند و ديگري فاقد عمارت است. از جمله نكات جالب اين عمارت وجود وسايل يكي از خانوادههاي قديمي بيرجند در داخل آن است كه ميتوان اين بنا را به موزهاي براي بازديد عموم تبديل كرد. تا سايرين از نحوه زندگي اين خاندان مطلع شوند.

باغ و عمارت مود:
باغ و قلعه مود در روستاي مود از توابع شهرستان بيرجند و در فاصله 40 كيلومتري شرق بيرجند قرار دارد. اين عمارت طي دو مرحله ساخت شده است. كه مرحله اول آن شامل: ساخت قسمتهاي اصلي بنا در دوره زنديه و عمارت دوم كه بنايي است مربوط به دوران قاجار ساخته شده است. آنچه از بررسي بنا به دست ميآيد اين است كه اين بنا در اصل قلعهاي بوده است دفاعي و وجود حصاري قوي و قطور با برجهاي متعدد دليل اين مدعاست. اين بنا در مجموع داراي 20 برج مدور است يك خندق نيز دور تا دور قلعه حفر شده است كه دفاع از قلعه را آسانتر ميكرده است از جمله تزيينات اين بنا ميتوان به نقوش اسليمي، گل بته و نقوش پرندگان اشاره كرد كه متاسفانه توسط عوامل طبيعي نظير باد و باران و تابش آفتاب اين نقوش تا حد زيادي تخريب شدهاند.

باغ و عمارت اميرآباد:
باغ و كوشك اميرآباد در 5 كيلومتري غرب واقع شده است. احداث اين بنا به اوايل دوره قاجار بر ميگردد. آنچه در طراحي اين باغ به عنوان الگوي باغهاي ايراني ملحوظ شده است. تا حد زيادي به دليل استفاده از مضمونهاي آشنا با معماري اسلامي و نمايش نمادهاي سنتي تصويري است كه به صورتي موفقيتآميز و تقريبا ابتكاري بوده است از جمله فرم چليپايي طبقه همكف و به وجود آوردن همان فرم در فضاي داخلي طبقه اول بنا كه نوعي وحدت و يكپارچگي را در كل ساختمان كوشك بوجود آورده است. از نظر تزيينات نيز تزيينات تقريبا سادهاي در اين عمارت بكار رفته است.
در حال حاضر باغ در اختيار دانشكده كشاورزي دانشگاه بيرجند است و اداره كل ميراث فرهنگي و گردشگري خراسان جنوبي در صدد است تا با مشاركت دانشگاه بيرجند آن را به موزه كشاورزي بيرجند تبديل كند.


اين مدرسه يكي از قديمي ترين مدارس علميه استان خراسان جنوبي است كه با قدمت 500 سال مربوطه به عصر صفوي بوده كه همچنان به فعاليت خود ادامه ميدهد ، موقعيت آن در شهر قديمي تون در كنار مدرسه علميه عليا ميباشد و از مدارس دو ايواني دوره صفوي است كه داراي دو مّدرس ، هشتي ، پيش خوان ، ميان سرا ، مسجد و حجره هايي در اطراف است . ورودي ضلع شمالي مدرسه از داخل باغ سر سبز و زيبائي است و از ضلع جنوبي به راستع بازار شهر تون راه دارد . اين مدرسه در سال 918 هـ ق توسط فرد خيري به نام ميرزا حبيب ا... اماني ، پسر علاءالدين توني ساخته شد . طراحي مسجد به گونه اي است كه در تمام فصول سال ، آفتاب در هنگام ظهر صحن مدرسه را بطور كامل فرا مي گيرد . در زلزله سال 1347 قسمتي از مدرسه تخريب شد كه پس از اين واقعه نسبت به مرمت و بازسازي آن اقدام شد .